شخصیتبازینعمتالهی💕
ممنون آقا با اجازه.. #محمدجواد
میزمو مرتب کردمو رفتم سمت پارکینگ...
زنگ زدم به رفیقم..
بوق بوقق
#محمدجواد
شخصیتبازینعمتالهی💕
میزمو مرتب کردمو رفتم سمت پارکینگ... زنگ زدم به رفیقم.. بوق بوقق #محمدجواد
داشتم تو باشگاه تمرین میکردم که دیدم گوشیم داره زنگ میخوره و روش نوشته داداش کوچیکه 🙂❤️
سریع تماس وصل کردم و گفتم به به داداش جواد چه خبر ؟! کم پیدایی ..
نیستی دیگه رفتی سر کار دیگه محل ما نمیدی ...
#رفیقمحمدجواد
شخصیتبازینعمتالهی💕
داشتم تو باشگاه تمرین میکردم که دیدم گوشیم داره زنگ میخوره و روش نوشته داداش کوچیکه 🙂❤️ سریع تماس و
سلام داداش خوبی؟!
ببخشید شرمنده کارام زیاد بود..
هستی همو ببینیم؟!
#محمدجواد
شخصیتبازینعمتالهی💕
سلام داداش خوبی؟! ببخشید شرمنده کارام زیاد بود.. هستی همو ببینیم؟! #محمدجواد
با شنیدن صداش که معلوم انگار یه اتفاقی افتاده و شوخی نکردنی مطمئن شدم که حالش خوب نیست پس بدون شوخی دیگه ای سریع گفتم : تو خوب باشی منم خوبم ...
دشمنت شرمنده داداشم منظورم این نبود درکت میکنم داشتم شوخی میکردم باهات ...
اره اره حتما همون جای همیشگی بیا یه ربع دیگه منم اونجام پس میبینمت ...
خدافظ ..
بعد قطع کردن تلفن سریع گوشی و سوییچ رو برداشتم و به سمت کتاب خونه که برای اولین بار اونجا با هم آشنا شدیم با سرعت حرکت کردم ...
#رفیقمحمدجواد
شخصیتبازینعمتالهی💕
با شنیدن صداش که معلوم انگار یه اتفاقی افتاده و شوخی نکردنی مطمئن شدم که حالش خوب نیست پس بدون شوخی
باشه میبینمت..
خداحافظ
راه افتادم سمت کتابخونه...
#محمدجواد