شخصیتبازینعمتالهی💕
اشک هامو پاک کردم... سرم پایین بود... روم نمیشد نگاهش کنم... _ من... من...(چشم هامو بستم... مطمئنم ا
دستم رو زیر چونه اش گذاشتم و صورتش رو نگاه کردم خیس بود،
گفتم دلیل گریت چیه؟
#محسن
دوستان ۳ تا الهی به رقیه برا من میگید 🙏🌷
از ناحیه پا و کتف دچار آسیب شدم دعا کنید جدی نباشه🥲
شخصیتبازینعمتالهی💕
محمد جواد سیستم من خراب شده نمیتونم برات مرخصی بدم برو از محمد یا محسن بخواه #عبدی
چشم..
(یکم ترسیدم ولی امیدوارم مشکلی پیش نیاد و بتونم برم)
#محمدجواد
شخصیتبازینعمتالهی💕
چشم.. (یکم ترسیدم ولی امیدوارم مشکلی پیش نیاد و بتونم برم) #محمدجواد
اگه محمد یا محسن ندن من نمیتونم بگم باید خودت راضی شون کنی
#عبدی
شخصیتبازینعمتالهی💕
دوستان ۳ تا الهی به رقیه برا من میگید 🙏🌷 از ناحیه پا و کتف دچار آسیب شدم دعا کنید جدی نباشه🥲
چشم ایشالا چیزی نیست🥺❤️🩹
_ عموی احسان و امیرحسین و رسول
شخصیتبازینعمتالهی💕
دستم رو زیر چونه اش گذاشتم و صورتش رو نگاه کردم خیس بود، گفتم دلیل گریت چیه؟ #محسن
دیگه نمیتونم محسن... نمیتونم...
تو هم اینجوری میکنی...(بقیه حرفمو خوردم...)
#مهدی