شخصیتبازینعمتالهی💕
آفرین آقا فرشید هم رو بغل کنید، یه چایی بیارید با شیرینی بخورید، البته بعدش هم برید سرکارتون #محسن
فقط این شیرینی هارم ببرین به آقا محمد بدین بی زحمت
#فرشیدد
شخصیتبازینعمتالهی💕
فقط این شیرینی هارم ببرین به آقا محمد بدین بی زحمت #فرشیدد
چشم چنتاش رو برای محمد هم میبرم، شما فعلا آشتی کنید با هم من خیالم از بابت شما راحت باشه
#محسن
شخصیتبازینعمتالهی💕
چشم آقا قول میدم آشتی کنیم #فرشیدد
آقا میشه مرخصی بهم بدین ؟
#فرشیدد
شخصیتبازینعمتالهی💕
آقا میشه مرخصی بهم بدین ؟ #فرشیدد
مرخصی برای چی؟
#محسن
میخوام یکم برم بیرون هوا به سرم بخوره خسته شدم
دلم گرفته
و اینکه وقت دکتر هم دارم باید برم #فرشیدد
شخصیتبازینعمتالهی💕
میخوام یکم برم بیرون هوا به سرم بخوره خسته شدم دلم گرفته و اینکه وقت دکتر هم دارم باید برم #فرشید
باشه به محمد میگم ببینم نظرش چیه
#محسن
شخصیتبازینعمتالهی💕
باشه به محمد میگم ببینم نظرش چیه #محسن
آقا میشه زودتر بدین ؟
وقت دکترم داره تموم میشه باید برم قول میدم ۴ ساعته یا هم ۳ ساعته بیام لطفا
#فرشیدد
شخصیتبازینعمتالهی💕
آقا میشه زودتر بدین ؟ وقت دکترم داره تموم میشه باید برم قول میدم ۴ ساعته یا هم ۳ ساعته بیام لطفا #فر
خیلی خب اگر برای دکتر میخوای بری برو با محمد صحبت میکنم،، فرشید تا شب بر میگردیا..
#محسن
شخصیتبازینعمتالهی💕
خیلی خب اگر برای دکتر میخوای بری برو با محمد صحبت میکنم،، فرشید تا شب بر میگردیا.. #محسن
ممنون آقا
چشم تا قبل از ساعت ۶ سایتم
با اجازه
#فرشیدد
شخصیتبازینعمتالهی💕
سرم رو تکیه دادم به شیشهی سرد ماشین. باد از درز پنجره میزد به صورتم، ولی آتیش درونم رو خاموش نمی
بوی دود و فضای سنگین قهوه خونه حالمو بد میکرد
رفتم سمت قهوه چی که پای سماور مشغول چای ریختن بود
ــــ سلام اومدم ناصر رو ببینم ، اینجاست؟
بی حرف به گوشه قهوه خونه اشاره کرد
پشت مرد به من بود نمیدیدمش اما از همین فاصله هم ... ازش میترسیدم رفتم جلو
#احسان