#ناشناس
کاری به آیدی تو ندارم
..
نچ نچ نچ نشد اینجا هرکی میخواد بره پیویه کسی باید از آیدیه من رد شه🦦
شخصیتبازینعمتالهی💕
اتقافا داره خوش میگذره😂 #محمد
خب پس خداروشکر😁
#محمدجواد
شخصیتبازینعمتالهی💕
آقا محمد حرص نخور ولشون کن😁 نزار روحیه گنگت بریزه به هم😜 #محمدجواد
حرص چییی بابا بخدا دارم این ور از خنده زمینو گاز میزنممم🤣🤣
#محمد
شخصیتبازینعمتالهی💕
خب پس خداروشکر😁 #محمدجواد
اره الحمدالله خیلی ممبر گلی داریم خدا حفظش کنه😂
#محمد
شخصیتبازینعمتالهی💕
اتقافا داره خوش میگذره😂 #محمد
خب پس 😂😂😂
_ همونی که آقا محمد دوست داره توبیخش کنه
#ناشناس
ای کاش ادب داشتید و به ممبرتون نمیگفتید گربه سیاه
منکه متناتونو نمیخونم ازین به بعد
..
خدایی اینو نشد تو همون ناشناس جواب بدم😂
والا گربه سیاه که خوبه کههه منم گربه سیاهم🦦
خیلی خوشحالمون میکنی عزیزمممم اسنپ بگیرم؟
#ناشناس
https://eitaa.com/Game_character/45210
اوه اوه آقامحمد غیرتی🥺😂
چقد قشنگ میشی اینجوری🙂
#مهدیااا
..
آخ قربونتتتت😍🥺❤️
امیر با یه گروه اعزام شده بود برای دستگیری ولی هر چی اصرار کردم سرهنگ به من اجازه نداد که برم... هنوز هم خیلی از دستم عصبانی بود...
توی اتاقم نشسته بودم و پرونده رو مرور میکردم... همه چیز به شهاب میرسید و این منو نگران میکرد. به پدرش قول داده بودم که مواظبش باشم اما گمش کردم، حالا که پیداش کرده بودم میخواستم اگه کاری نکرده و بی گناهه هر کاری که از دستم بر میاد براش انجام بدم...
توی همین فکرا بودم و پرونده رو ورق میزدم که تلفنم زنگ خورد. ناشناس بود. آیکون سبز رو کشیدم و تماس رو وصل کردم
_ الو...
صدایی نیومد...
_ الو... شما!؟... چرا چیزی نمیگی!؟
خواستم تماس رو قطع کنم که با شنیدن صدای پشت خط متوقف شدم...
چرا انقدر پریشون و درمونده بود!؟ کجا بود!؟ چه اتفاقی افتاده بود که اینجوری بود!؟
#مهدی