هدایت شده از «ܣُࡐَ ܩُܢܚَܭِّܔٌ»
خطابهی زینب کبری سلام الله
در مجلس یزید(خطاب به هلهله کنندگان):
ای یزید، آیا اکنون که زمین و آسمان را از جهات گوناگون بر ما تنگ کردی... می پنداری ما به نزد خدا خوار شدیم و تو نزد او عزیز و گرامی می باشی؟ و تصور کردی این نشانه قدر و منزلـت تـو در نـزد خداست؟ از این رو... خرم و شادمان شدی... پس کمی آهسته تر...
وَ لَا يَحْسَبَنَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِينُ
[آنها که کافر شدند [و راه طغیان پیش گرفتند] تصوّر نکنند اگر به آنان مهلت می دهیم به سودشان است. ما به آنان مهلت می دهیم تا بر گناهان خود بیفزایند؛ و برای آنها عذاب خوار کننده ای [آماده شده] است.]
غَـيْــث ٰ
-
مانند او رفتی ؛
پس گریه برای فراقت ،
گریه بر اباعبدالله به حساب میآید مگه نه؟
اگه در تمامی شهر ها
مردم اینجوری تو خیابون بیان
اون وطن فروشای خائن جرئت نمیکنن آفتابی بشن ..
غَـيْــث ٰ
-
داره حس میشه نبودش
همه دارن از ظهورش حرف میزنن
نیاز به منجی رو دارن حس میکنن
بابا جان هارداسان؟
اون حس نفرت و انتقام
اون حس مسئولیت
اون حسی که داره میگه بلند شو
دوباره درونم شکوفا شد
پاشین پاشین
داخل دست ما
بیرون دست بروبچ سپاه
نمیزاریم خندهی از شوق شهادتش روی لبش خشک بشه
نمیزاریم ..
#راهتادامهداردیاقائدنا
#بهقلمخـانومصـاد