-
- بابا ..
+ بله ؟
- شما بابای من نیستید ،
بابا من یک رَدای سبز دارد ،
همیشه همین حوالی برای ما
غذا میآورد ؛
کوله روی پشتش دارد ..
بابای من که نبود ،
ولی بابا صدایش میزدم ؛
+ اسمش چه بود ؟
- نمیدانم ، پرسیدم ، نگفت ..
+ چه کارش داری .. ؟
- میخواهم خبرِ خوش به او بدهم ؛
خبرِ کشته شدنِ [ علی ] ..
+ او از این خبر خوشحال میشود ؟
- آری مطمعنم ، او از خوشحالیِ من
خوشحال میشود ..
+ مرگِ علی را جلوی او آرزو کردهای تا بحال ؟
- آری ، همیشه که غذا میآورد ،
جلویش علی را نفرین میکردم ؛
او هم دست هایش را بالا میبرد
و میگفت :
[ خدایا ، مرگِ علی را برسان :) ] .
[ مولایِ غریبم ] ؛
هدایت شده از دیالوگ؛
21.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اره آقای ِشریفینیا..
آقامون همه چی تموم بود :)
غَـيْــث ٰ
اره آقای ِشریفینیا.. آقامون همه چی تموم بود :)
همیشه علاقهی شما به کتاب
باعث میشد کتاب رو بیشتر دوست داشته باشم
شنیده بودم ؛
گفته بودی آخر شب ها کتاب بخوانید
من گاهی کتاب در دست خوابم میبرد
حکیمِ فرزانهی من ..!
غَـيْــث ٰ
سفارش شده ، مدام تکرار کنید . . [ یامولاتی یافاطمه اغیثینی ]
شبهای گریهی اغیثینی یا فاطمه ...
#فوری
ترامپ:
به زودی خواهید فهمید که تلافی حمله به سفارت آمریکا در ریاض و کشته شدن اعضای خدمات آمریکا چه خواهد بود‼️
غَـيْــث ٰ
#فوری ترامپ: به زودی خواهید فهمید که تلافی حمله به سفارت آمریکا در ریاض و کشته شدن اعضای خدمات آ
باید اشاره کنم که بعد از تهدید سگ زرد
داداشیا دوباره همونجا رو زدن ..!