eitaa logo
"قَلَم‌دُخت"
652 دنبال‌کننده
242 عکس
69 ویدیو
2 فایل
از دنیای خیال، در آغـوشِ واژه‌ها! . . غـرق در اقیانوسِ نوشتن🌊
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ +جوانی پرسیده بود اگر بناست مکتب امام حسین احیا بشود، ذکر مصیبت ضرورتی دارد؟؟ و فلسفه‌ی جوابِ استاد مطهری! با این جواب می‌شود نصف روان های نگران این روزها را درمان کرد. و یا آدم های غمگین را روح دوباره داد! آنجا که جناب مطهری می‌گوید: هر مکتبی اگر چاشنی عاطفه نداشته باشد آنقدرها در روح‌ها نفوذ ندارد... اگر یک مکتب عاطفه داشته باشد، این عاطفه به آن حرارت می‌دهد. این نقطه‌ی عطف ما و مرکز تفاوت هاست. مکتبی که تار و پودش با محبت گره خورده باشد آنجا موفقیتش حاصل می‌شود... یا آنجا که به یک غمِ مشترک برسند. یا به یک نیازِ مبرمِ عامیانه! این اتفاق فقط مشترک روح‌هاییست که گره به گرایشِ عاطفه خوردند. عاطفه نقطه‌ی شروع دوباره‌ی همه‌ چیز است. و این فوت کوزه گری اهالی مذهب شیعه، بدجور به مذاق مخالفانشان خوش‌ نمی‌آید...
در پاییز چه در سرِ درخت‌ها میگذرد و چه در آدم‌ها...!
تو انعکاسِ حسینی! میان قلب مریدان...
• میانه‌ی تاریخ، همان جا که فاطمه برای اولین بار دختردار می‌شود و علی زینتش را در آغوش می‌کشد. دقیقا پنجمین روز از پنجمین ماهِ پنجمین سالِ قمری... فاطمه می‌خندد‌. حسن شوق خواهردار شدن دارد. حسین اما، قصه‌اش فرق می‌کند. احتمالا چشم‌های زیبایش چشم‌های خواهر تازه متولد شده را دنبال می‌کند و متوجه رد چشم‌های کوچکی که به او خیره شده می‌شود. حسین با همه‌ی شیرین زبانی‌اش خود را به پدر می‌رساند. خبر می‌دهد با شوق و ذوقِ کودکانه که پدرجان! خدا به ما خواهری عطا کرده! پدر اما چشم‌هایش می‌لرزند. دل حسین نیز. غم پدر، حسین را به هم می‌ریزد. بغض می‌کند و می‌گوید پدر! من بشارت دادم و شما را غم گرفت؟ پدر با صوت محزون می‌گوید حسین‌جان! سرّ این غم به زودی برایت آشکار می‌شود... . . . زینب، بزرگترین غمدیده‌ی تاریخ است. بزرگترین غمدار. اما راویان او را به غم روایت نمی‌کنند. او را به گله‌ ‌و شکایت رسم نمی‌کنند. او به قامت خم نشده، به صبر، به مقاومت روایت ‌می‌شود. غم او آنقدر بزرگ بود که ابتدای ولادتش جبرائیل نزد پیغمبر گریست و دلسوز زینب شد. اما خودش! او همچنان ایستاده. در مرتفع ترین قله‌ی اقتدار. او خواهر حسین و دختر علیست. دختر علی بودن یعنی آینه‌ی تانیث بر قامت اول امام. ولادتتان مبارک مقتدر ترین بانوی جغرافیای حاضر در تاریخ!
[سیم آخر] سیم آخر هرکس یه جوریه... ولی من این سیم آخرو یه جور دیگه دوست دارم! اونجایی که انقدررر میری زیر فشار که بعد از مجنون‌وار گریه کردن و نابود کردن چشمای ناقابل، به سرت بزنه یه شب تا صبح خودتو تو حرم زندانی کنی💔 اونجا دیگه هم‌نشینی با کبوترای حرم هم برات برکت داره... |باید حرم‌درمانی رو نرمالیزه کنیم|
-فاطمیه-
"قَلَم‌دُخت"
سلام حسینِ بی‌کسای عالم...
بین ادبی نوشتن از مفهوم [بی‌کس‌های‌عالم] با عامیانه نوشتنش واقعا موندم! از دیشب پلی میشه تو مغزم...
به قول شهیدمطهری: مگر تشییع جنازه یک امر مستحبی نیست؟ آنهم مستحب مؤکد، و آن‌ هم تشییع جنازه‌ی دختر پیغمبر...؟! چرا اصلا محل قبرش مجهول بماند و کسی نداند زهرا را در کجا دفن کرده‌اند؟