"قَلَمدُخت"
فکرکردمکهخودمرابهتونزدیککنم بیهوابیندوابرویتوشلیککنم...!🪐 #علیرضاـــقربانی
گوش دادن بعضی از آهنگا یه لوکیشن دقیق واست میسازه که تموم مدت خوندن خوانندش به این فکر کنی که شاعر خوشذوقش چطور با جادوی قلم، حسِ سیاهِ غمباد شدهی درون آدمها رو فعال میکنه؟
#قلمدخت
همیشه توی توییتهای طنز بحث آدم هایی که دیر سین میکنن یا درجواب یه پیام طولانی، خیلی کوتاه پیام میدن داغه
اما اینایی که خودشون پیام میدن بعد وقتی جوابشونو میدی سین میزنن جواب نمیدن دقیقا تو چه دستهای قرار میگیرن؟😐
#قلمدخت
چقدر امروز حرف برای گفتن دارم!
امیدوارم به همشون برسم...
۱) چالهی زمانی و اختلاف دوره مصاحبهی خانمِ میم.قاف
۲) نقد فیلمی که امروز دیدم
۳) و از همههه مهمتر.. سالگرد تولد بهترین برادر و رفیق و همراهِ روزگار (:
باید تا قبل خواب بتونم همرو تیک بزنم و به خودم یه کاپ طلا جایزه بدم🏆😂
پ.ن:
سه تیک سبز تقدیم میشود به قلمدخت🤌🏻😂
گاهنامهی اول🪴
امروز صبح خانومِمیمقاف قرار بود دوباره مصاحبه داشته باشه و طبق معمول قبلش تا پاسی از شب مشغول صحبت کردن بودیم. اینو بگو اینو نگو و از این صحبتا...
اما مهمترین بخش ماجرا اونجاش بود که به دلم افتاد بعد از نماز صبح یه فال حافظ براش بگیرم و در کمال تعجب حتی خواجهحافظشیرازی هم دلش روشن بود و بهش امید میداد:
غزل شماره ۳۶۸
+خيز تا از در ميخانه گشادی طلبيم
به ره دوست نشينيم و مرادی طلبيم
+زاد راه حرم وصل نداريم مگر
به گدايی ز در ميکده زادی طلبيم
+چون غمت را نتوان يافت مگر در دل شاد
ما به اميد غمت خاطر شادی طلبيم
توی این بیتا کلی امید موج سواری میکرد و واقعا فکر کردم بعد از این همه گشادگی در خودش لازمه که توی کارش هم گشادگی بوجود بیاد😂
خداروشکر که همه چی اوکی بود... میبینم اون روزی رو که به این پیام ریپلای میزنم و میگم بالاخره شد! بالاخره اینهمه دعا و نذر و نیاز و ساعت ها تلفنی حرف زدن نتیجه داد و الان با هم توی یک دانشگاه هستیم(:
#قلمدخت
و امااااا نقد فیلم که کلییی براش ذوق دارم!
#نقدفیلم🎭
با این هشتگ میتونید معرفیها و نقدفیلمها رو دنبال کنید☺️
🍃سینمایی درآغوشدرخت🍃
اولین حس چشمگیر میانِ نخستین سکانسها، فضای سرسبز و جانبخش خطهی آذربایجان بود...
انتخاب حس و حال مزرعهی گلوگیاه و محل پرورشماهی هوشمندی عوامل را میرساند. البته که گذر کردن میان این حجم از رنگ سبز و صدای آب و حضور میان باغ های مختلف، با بیدار کردن غریزه، حس لذت از طبیعت را به رگهای آدم تزریق میکرد.
راستی مکان های اولیه پشت تابلوی ۱۵ کیلومتری ارومیه میگذرد. چراییاش را هنگام دیدن فیلم خواهید فهمید!
و اما مهمترین نکته دربارهی این فیلم:
به نظر من مهمترین نکته اشاره به بنیاد خانواده بود. نقش پدرمادری و حتی زن و شوهری.
شاید بزرگترین تلنگرش برای آنهایی باشد که خودشان را که هیچ، فرزندانشان را هم از یاد بردهاند و فقط برای آسودگی خاطرِ نفسشان دست و پا میزنند.
میان فیلم های سینمایی زرد و پلاسیدهی این روزها حضور فیلم های درام و اجتماعی حکم تنفس دیگری برای سینمای ایران دارد. فیلم هایی که وقتی از روی صندلی قرمز سینما بلند میشوید از ته دل برایشان دست بزنید و فکر نکنید که پولتان را دور ریختهاید!
البته اگر بخواهم منفی بافی بکنم هم میتوانم. اما واقعیتش دلم نمیخواهد😁
راستی شاید اول کار از حضور نداشتن بازیگرهای سرشناس و سلبریتیهای روی پردهی سینمای این روزها در این فیلم تعجب کنید و بخواهید بیخیالش شوید! اما چند دقیقه بعد از شروع فیلم خواهید فهمید که این مسئله مهمترین ویژگی تکنیکال این فیلم خواهد بود چرا که چهرههای باور پذیر و ساده و در عین حال حرفهای، باور کردن فیلمنامه را برای شما آسانتر میکند.
#نقدفیلم🎭
#قلمدخت
"قَلَمدُخت"
🍃سینمایی درآغوشدرخت🍃 اولین حس چشمگیر میانِ نخستین سکانسها، فضای سرسبز و جانبخش خطهی آذربایجان
گاهنامهی دوم🪴
قشنگ بود... اولش با ترس و لرز بلیط گرفتیم ولی خوشحال از سینما بیرون اومدیم🤌🏻😂
دلیل ترسمون هم این بود که واقعیت سینمای امروز ایران و وضعیت فیلم های وحشششتناک داغونش خیلی اسفناک شده...
+روزای سهشنبه (به خاطر نیمبها بودن😂) سینما خیلی شلوغ تره و این واقعا خوبه💆🏻♀️
راستی مرگ بر رژیم✊🏻🤧
البته نه اون رژیم.. منظورم رژیم غذاییه💀
#خدایاکسیروباگشنگیامتحاننکن
#انتقامالهی
#سینمایبدونخوراکییکننگاست