eitaa logo
"قَلَم‌دُخت"
653 دنبال‌کننده
242 عکس
69 ویدیو
2 فایل
از دنیای خیال، در آغـوشِ واژه‌ها! . . غـرق در اقیانوسِ نوشتن🌊
مشاهده در ایتا
دانلود
. توجه فرمودید به آیه پشت سر آقا✌🏻💚 «إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ» -همانا‌خداوند‌کار‌خود‌را‌محقق‌می‌سازد- طلاق‌آیه‌۳ .
. وضعیت بنده وقتی میخوام برای یه کاری اسم انتخاب کنم دیدنیه؛ خود جناب حافظ میزنه رو شونه‌ی من میگه داداش تو رو خدا بی‌خیال من شو...😂 آخرشم هوش مصنوعی ایده‌های قشنگ تری داره🦦 +دخترخانوما منتظر یه خبر خفن باشید😎 .
"قَلَم‌دُخت"
. وضعیت بنده وقتی میخوام برای یه کاری اسم انتخاب کنم دیدنیه؛ خود جناب حافظ میزنه رو شونه‌ی من میگه د
. با تشکر از جناب سهراب سپهری؛ بالاخره اینهمه سرمزارش رفتن و فاتحه خوندن یه جا به دردم خورد😂 +به سراغ من اگر می‌آیید، نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من...❤️‍🩹 .
💚📚 واحـة | همخوانـی‌کتـاب واحة یعنی: قطعه زمینی سبز و خرم در میان صحرا🌿 بدین معنا که اهل کتاب را گفته‌اند زیبایی و سرسبزی در میان بیابان‌های بی‌آب و علف! آنطور که در اوج یک زندگی معمولی، کتابخورها رنگ زندگی می‌پاشند به صحرای پر از خار و خاشاک... ما در واحة کتاب میخوانیم! واحه‌ی لحظه‌های شادِ زیستن در کنار کتاب‌ها🌱 ✨ 💚📚
"قَلَم‌دُخت"
💚📚 واحـة | همخوانـی‌کتـاب واحة یعنی: قطعه زمینی سبز و خرم در میان صحرا🌿 بدین معنا که اهل کتاب را
. |کتاب‌ها و حیات|🪐✨ اصولا وقتی از تمام اتفاق‌های ریز و درشت عالم عبور می‌کنم، آخر کار، پناهِ تنهایی‌های من، کتاب‌هایم هستند. رابطه‌ی من و کتابخانه‌ام آنقدر دوست‌داشتنی است که خیلی وقت‌ها وسط کارهای مهم یا خستگی‌های عجیب و غریب، ناگهان دست از کار می‌کشم و زل میزنم به کتابخانه‌‌ی سفید رنگم. کمی که چشمم گرم گشتن میان قفسه‌ها شود، توی دلم با تک تک کتاب‌ها حرف می‌زنم! آن‌وقت که خیالم راحت شد همگی سرجایشان هستند، از روی صندلی بلند می‌شوم و دانه دانه کتاب‌ها را از جایشان بیرون می‌آورم و در آغوشم جا می‌دهم. یکی... دوتا... سه‌تا... به خودم می‌آیم و می‌بینم روی میز دوباره پر از کتاب شده! نوازشگونه دوباره کتاب‌ها را میزنم زیر بغل و خیلی مرتب سرجایشان قرار می‌دهم. این کار را سرزدن به کتاب‌‌هایی که دوستشان دارم، میدانم. یک نقطه‌ اتصال ژرف و عمیق میان قلم و نوشتن، خواندن و گوش دادن، چیدن و نوازش کردن! حالا اما، واحه را درآغوش می‌کشم. دلگرمی جدید من برای رسالت همیشگی‌ام با دنیای کتاب‌ها! واحه‌ی عزیزِمن❤️‍🩹 حاصلِ تعلق خاطر من به کتاب‌هاست. یک وظیفه و شاید یک علاقه‌ی همیشگی! کتابخوان کردن آدم‌ها برای من به اندازه‌ی در آغوش کشیدن کتابخانه‌ام ارزش دارد! واحه قرار است آغوش کتاب‌ها برای آدم‌ها باشد🥺 ✨ .
[باورم‌نیست‌نبودن‌هایت]
"قَلَم‌دُخت"
. به بهانه‌ی سالگرد تولد سید‌ابراهیم‌عزیز، گالری رو بالا پایین می‌کردم که خوردم به یه فیلم...! اون جایی که همه کم کم داشتن می‌رفتن و بدن سیدابراهیم رو کنار عشق‌الی‌الابدش امانت داده بودن به خاک. همه‌ی خادما دور مزار جمع شده بودن. در حرم باز بود. حسین طاهری با لباس خادمی تو تنش داشت روضه می‌خوند... +همه منتظرن... مادرش برسه... کاش صدای برادر به خواهرش نرسه... صدای گریه ها که بلند شد، ویدئو رو قطع کردم. باز دوباره همه چیز برام مرور شد. خاک کنار امام رضا هم مگه سرده؟ من هنوز تو غم از دست دادنتون موندم آقای رئیس جمهور... من هنوز داغه داغم! 🥀 .
. خوش‌ به سعادت این دونه‌های برف که زیارتِ نیابتی کردن از طرف تک‌تک اونایی که دلشون تنگ شده(:🤍 +اگر دوست‌ دارین چشماتون اکلیلی بشه و از ته دلتون بگین ای جااان خودایا چه نازه (😍😂) ویدئوها رو ببینید🫂 🥺❄️ .
"قَلَم‌دُخت"
. داشتم فکر می‌کردم خوش‌به‌حال اونایی که توی این برف میرن چایی‌خونه و همینطور که دونه‌های سفید و بلوری میشینه رو دستای یخ کردشون، قلپ قلپ چایی داغ نوش جان میکنن و لپاشون گُل میندازه!✨ .