eitaa logo
"قَلَم‌دُخت"
977 دنبال‌کننده
409 عکس
116 ویدیو
4 فایل
• اینجا برای چیه؟ برای نوشتن، روایت کردن و صبر! • دانشجو-معلم علوم‌ اجتماعی‌ام دل‌ سپرده به دوربین، بچه‌ها و کلمات • یک جنگ‌زده‌ی تمام عیار •پیرزن پرحاشیه‌ی حداقل ۶۵ ساله • بچه‌ بودم دوست‌ داشتم "آدم" شم
مشاهده در ایتا
دانلود
"قَلَم‌دُخت"
یکی از دوستان التماس دعا دارن برای یه پسرکوچولوی کلاس سومی که دچار سرطان شده و خانوادش خیلی نگرانن..
من آن پسربچه را نمی‌شناختم. وقتی رفیقم ته ویسش با یک صدای گرفته و خش دار گفت: +دیشب... تموم کرد... احساس کردم چیزی در میانم ترک خورد. شکست و ریخت روی زمین. غمِ درکِ از دست دادن، دوباره سراغم آمد. توی سرم پیچید شما چه می‌کنید این شب‌ها؟ میانِ پدر و مادرهای منتظرِ یک خبر، احتمالا زیاد می‌شنوید: «تمام کرد» و یا زیاد دست‌های پدری که خودش دنبال جسمِ بی جانِ فرزندش باشد را گرفته‌اید. یا حتی زیاد پای گریه‌های یک مادر... اصلا تصورش سخت است. ما با شنیدن خبر داغدار شدن بهم می‌ریزیم. گریه می‌کنیم و حالمان ناخوش می‌شود.. و این تکرار هر ثانیه‌ی فلسطین است! از دست دادن در ازای بدست آوردن... 🌙
‌ جناب‌خان به شوخی از حامد عسکری پرسید روتین پوستیت چیه؟ و اون خیلی جدی گفت: +روتین پوستیم اشکه! من خیلی گریه می‌کنم. ‌
"قَلَم‌دُخت"
‌ جناب‌خان به شوخی از حامد عسکری پرسید روتین پوستیت چیه؟ و اون خیلی جدی گفت: +روتین پوستیم اشکه! من
به قول خودش: تفاوتی نکند اشک و بغض و هق هقِ ما مسیرِ چشمه و سیلاب و آبشار یکیست..
15.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
-هوای امروز حقیقتا بوسیدنی بود🤌🏻- +میگه باید دلمونو بزنیم به دریا🏊🏻‍♀️🤣
امشب دوباره حرف زدیم. دوباره و دوباره... از راه پیدا کردن گفت. از جدایی گفتم. از سردرگمی گفت. از تنهایی گفتم. از دیوانگی و عاشقی گفت. از ماه پشت ابر گفتم... من شما را لابه‌لای خطوط حرف‌هایم فراموش نکرده‌ام. میانِ صحبت‌های قشنگ و فن بیان خوب! اما میانِ عملم...؟ نمیدانم... من به طفل گم شده در بیابانِ ظلماتِ شب شبیه ترم تا به دوستدار... 🌙
هدایت شده از نور ✨️
+++
"قَلَم‌دُخت"
+++
ولی بیا قبول کنیم دوست واقعی اونیه که کافیه وسط جمع یه لحظه چشمت بهش بیافته تا کانکت بشید و بعد بدون گفتن حتی یک کلمه، به ترک دیوار هم بخندید😂🤌🏻
-ممدقلی-
"قَلَم‌دُخت"
‌ «تجربه‌نگاری» ممدقلی، کاراکتر داستان‌های ترسناک بچه‌هاست! برای وقت‌هایی که حرف گوش نکنند. تقریبا مثال عامیانه ترش می‌شود: نون خشکه یا یک سر و دو گوش. کاربردش هم برای وقت‌هاییست که یک مادر از بچگی کردنِ فرزندش خسته می‌شود و می‌گوید: +الان زنگ میزنم نون خشکه بیاد ببرتت! البته من کلا با کاراکترسازی منفی برای بچه‌ها موافق نیستم ولی خب الان قرار نیست این متن درباره‌ی روان‌شناسی کودک یا تربیت آن باشد. این عکس‌های مضحک و فوق العاده ابتدایی، حاصل سر رفتن حوصله‌ی ما وسط کلاس فناوریست با کمترین امکانات. من این روزها زیاد به این فکر میکنم که چرا باید در دانشگاه، مفاهیمی که همان ۳۰ یا ۳۵ سال پیش به اساتید ما یاد میدادند را دوباره برای ما تکرار کنند؟ یا چرا باید سر کلاس یک استاد خوابمان بگیرد؟ یا یک روز شارژ گوشی‌هایمان زودتر تمام شود چون برای فرار کردن از جو سنگین کلاس به فضای مجازی پناه می‌بریم؟ یا چرا اطلاعات باید آنقدر سرد و یخ کرده و از دهن افتاده باشند که بخواهیم برای بروز کردنش به هوش‌مصنوعی پناه ببریم؟ جواب اکثرشان را در یک عبارت پیدا کردم: «انگیزه نداشتنِ آدم‌ها» وقتی افراد انگیزه‌ی خودشان را برای یک مسیر پیدا نمیکنند، در نهایت همه چیز حوصله سر بر، تکراری و خسته کننده به نظر می‌آید. میان نسلی که از دهه‌ی هشتاد سر بیرون آورده معمولا جوان‌ها حوصله‌ی خودشان را هم کم و بیش دارند چه برسد درس و اطرافیان و چهارچوب! هنر یک استاد دقیقا پیدا کردن انگیزه برای دانشجویش است. وقتی آدم‌ها نقشه‌ی هدف زندگیشان را پیدا کنند و موقعیت مکانیشان ترسیم شود، شروع میکنند به الگو سازی، ذخیره انرژی و شروع به خلاقیت! ای کاش روزی به این متن برگردم و از تحقق انگیزه‌ها بنویسم(:✨ ‌‌