مثل آن چایی که میچسبد به سرما بیشتر
باهمه گرمیم ، با دلهای تنها بیشتر
چشمانت قهوه ای بود و نمی دانستم
قهوه از سیگار و قلیان اعتیاد اور تر است
تو فقط آمده بودی، که دل از من ببری؟!
بروی دور شوی، قصّه و رویا بشوی...؟