🔻نگاهی تحلیلی به روابط نظامی بحرین و رژیم صهیونیستی
#پژوهش_اختصاصی
🔸روابط پنهانی بین اسرائیل و بحرین از سال ۱۹۷۱ برقرار بوده است، بااینحال در سالهای اخیر و پس از انعقاد پیمان ابراهیم و برقراری ارتباطات رسمی دیپلماتیک در سپتامبر ۲۰۲۰ روابط به سطح جدیدی رسید. در این سالها همکاریهای گستردهای در ابعاد امنیتی و نظامی بین مقامات بحرینی و اسرائیلی صورت گرفته است. اندیشکده قرار در این گزارش به بررسی سوابق همکاریهای رژیم اشغالگر قدس با پادشاهی بحرین میپردازد.
🔹اسناد فاششدهی ویکیلیکس و گزارشهای رسانههای خارجی نشاندهندهی وجود روابط گستردهی امنیتی و اقتصادی بین دو دولت از چندین سال پیش است. بااینحال پس از انعقاد پیمان موسوم به ابراهیم، سویهی روابط بین بحرین و رژیم بیش از پیش رنگوروی نظامی به خود گرفت.
🔹امروزه بحرین به یکی از مشتریان صنایع نظامی و شرکتهای امنیتی اسرائیل تبدیل شده است. صنایع نظامی رژیم، رادارها و سامانههای دفاع هوایی را با محوریت مقابله با تهدیدات موشکی و پهپادی به بحرین صادر کردند و محصولات جاسوسی سایبری اسرائیل برای تشدید برخوردهای امنیتی با مخالفان حکومت آل خلیفه به بحرین فروخته شد.
🔹استقرار نمایندگان رسمی ارتش اسرائیل در همسایهی جنوبی ایران گام دیگری در تعمیق این روابط بود. بحرین در رزمایشهای مشترکی با حضور ارتش اسرائیل حضور پیدا کرده است.
🔹همچنین رسانههای اسرائیلی اعلام کردند که در سال ۲۰۲۴ بحرین در سلسله نشستهایی با حضور مقامات ارشد نظامی اسرائیل، آمریکا و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس حضور داشته است که مشخصاً بر طراحی ساختارهای مشترک علیه جمهوری اسلامی ایران متمرکز بود. یکی از این نشستهای مشترک که هرتزی هالوی رئیس سابق ستاد ارتش اسرائیل نیز در آن حضور داشت، در بحرین و زیر نظر سنتکام برگزار شد.
🔸هدف اصلی بحرین از نزدیکی به رژیم صهیونیستی «مقابله با ایران»، «سرکوب داخلی» و «تامین نیازهای اطلاعاتی» است. بهطور کلی سه نوع ارتباط «دیپلماتیک»، «نظامی» و «سایبری» میان این دو برقرار است؛ اما نقش کلیدی در این همکاری به ایالات متحده مربوط است. روابط بحرین و رژیم ذیل روابط این کشور وابسته با ایالات متحده فهم میشود و عمده همکاریهای مشترک با حضور آمریکاییها صورت میگیرد. بحرین را باید مجری سیاستهای آمریکا در منطقه دانست.
✍️ محدثه صداقت
مطالعه گزارش کامل
@gharar_tt
🔻 *نوسانات ژئوپلیتیکی و شکنندگی ساختاری سلطنت آل خلیفه؛*
🔸تحلیل راهبردی ثبات رژیم بحرین در بحبوحه جنگ منطقهای
#پژوهش_اختصاصی
🔹حکومت آلخلیفه در بحرین به دلیل انحصار قدرت در دست اقلیت سنی و اعمال تبعیض گسترده علیه اکثریت جمعیت شیعه، از ریشههای مشروعیت داخلی محروم و به شدت شکننده است. این کشور از نظر اقتصادی نیز کاملاً به کمکهای عربستان و متحدانش وابسته است و بدون بستههای حمایتی آنها، با سقوط فوری ارزش پول ملی روبرو میشود. در شرایط کنونی، پیامدهای جنگ منطقهای بیش از هر جای دیگری گریبانگیر بحرین شده است؛ چرا که این کشور به دلیل میزبانی از پایگاههای آمریکایی، به هدف اصلی حملات انتقامجویانه تبدیل شده و شهادت آیتالله خامنهای نیز موجی از بسیج تودهای و خشم ضدصهیونیستی را در میان مردم برانگیخته است.
🔹بحرین برای یک جنگ طولانیمدت در منطقه آماده نیست و برخلاف همسایگان ثروتمندش، فاقد توان اقتصادی برای تابآوری در بحرانهای پایدار خواهد بود زیرا با «تله بدهی» که به ۱۵۰ درصد تولید ناخالص داخلی میرسد، دست و پنجه نرم میکند. وابستگی بحرین به «برنامه تعادل مالی» - یک بسته حمایتی 10 میلیارد دلاری از سوی عربستان سعودی، امارات متحده عربی و کویت - تنها عامل جلوگیری از سقوط کامل ارزش پول ملی است. اگر عربستان سعودی یا امارات متحده عربی تصمیم بگیرند هزینههای داخلی خود را بر حمایت اقتصادی از بحرین ترجیح دهند، بحرین با ورشکستگی فوری حاکمیت اقتصادی روبرو خواه شد. حفظ امنیت شهری نیز برای آلخلیفه چالش بسیار مهمی است؛ نیروهای نظامی و انتظامی عمدتاً از اتباع خارجی تشکیل شده و در صورت اختلال در فرماندهی یا زیرساختهای نظارتی، مراکز شهری با خلأ امنیتی و قیام گروههای چریکی آموزشدیده مانند گردانهای الاشتر مواجه خواهند شد.
🔹حامیان اصلی آل خلیفه، عربستان سعودی و ایالات متحده، خود با چالشهای بزرگی روبرو هستند که ممکن است حمایت آنها را از آلخلیفه مختل کند. عربستان که بحرین را حیاط خلوت خود میبیند، نگران است که قیام در این جزیره به استانهای شرقی خودش سرایت کند و در صورت ورود به جنگ تمامعیار، ممکن است توان اعزام نیروی کافی برای حفظ رژیم منامه را نداشته باشد. از سوی دیگر، اولویت اصلی آمریکا تداوم فعالیت ناوگان پنجم است و اگر حملات موشکی ایران این پایگاه را به نقطهای «غیرقابل دفاع» تبدیل کند، ممکن است واشنگتن از تعهدات حفاظتی خود عقبنشینی کرده و بحرین را به حال خود رها کند.
🔹بسته ماندن تنگه هرمز نیز پیامدهای مهمی برای بحرین خواهد داشت؛ این کشور به شدت به واردات مواد اولیه برای صنعت آلومینیوم و صادرات فرآوردههای نفتی پالایشگاه باپکو متکی است. با توقف این چرخه، درآمدهای دولت به شدت کاهش یافته و زنجیره تأمین مواد غذایی و دارویی مختل میشود که در کنار افزایش سنگین هزینههای بیمه ترابری، بخش خصوصی را ویران میکند و درآمدهای دولت را به شدت کاهش میدهد. این اختلالات میتواند کاتالیزوری برای فروپاشی کامل ساختار دولتی باشد.
🔹برای آینده بحرین سه سناریوی اصلی میتوان در نظر داشت:
1️⃣ نخست، گذار نرم به سلطنت مشروطه و گفتگو با مخالفان که به دلیل رادیکال شدن فضا بسیار نامحتمل است.
2️⃣سناریوی دوم، فروپاشی کامل رژیم و تشکیل دولت توسط شیعیان است که در صورت قطع شدن مسیر پشتیبانی زمینی عربستان امکانپذیر میشود، اما خطر مداخله نظامی مجدد ریاض و جنگ داخلی را به همراه دارد.
3️⃣محتملترین سناریو در کوتاهمدت، حفظ حکومت از طریق نظامیسازی کامل کشور و سرکوب گسترده با حمایت مالی و امنیتی خارجی است که البته ریشههای شکنندگی را از بین نبرده و بحرین را به یک «جعبه باروت» آماده انفجار تبدیل میکند.
🔸بحرین را باید «ضعیفترین حلقه» در ساختار امنیتی مشترک آمریکا و عربستان در خلیج فارس دانست که بقای آن نه به اراده داخلی، بلکه به متغیرهای خارجی وابسته است. تداوم جنگ و بحرانهای اقتصادی، این پادشاهی را به پادگانی محاصرهشده تبدیل کرده که کابوس اصلیاش از دست دادن همزمان کنترل خیابانها و بازار بدهیهاست. در این میان، هرگونه رویارویی بزرگ منطقهای میتواند این جزیره را به میدان جنگ داخلی تبدیل کند و سرنوشت نهایی کشور را به جای اتاقهای فکر قدرتهای بزرگ، در دستان مردم معترضی قرار دهد که منتظر فرصتی برای احقاق حقوق خود هستند.
✍️ حسین فتحی
مطالعه متن کامل
#اندیشکده_قرار
@gharar_tt
🔻نگاهی به اهمیت راهبردی اینتل در زنجیره تأمین فناوری و امنیت آمریکا و متحدان آن
#پژوهش_اختصاصی
➖اینتل به عنوان یکی از پیشگامان صنعت نیمههادی در جهان، نقشی حیاتی در زنجیره تأمین فناوری و امنیت ملی ایالات متحده ایفا میکند. این شرکت نه تنها در طراحی و تولید تراشههای پیشرفته برای هوش مصنوعی، زیرساختهای ابری و سیستمهای دفاعی پیشرو است، بلکه با سرمایهگذاری سنگین در تولید داخلی، به کاهش وابستگی آمریکا به تولیدات خارجی و تقویت حاکمیت فناوری کمک میکند.
➖در صورتی که اینتل با بحران اقتصادی شدید یا کاهش پایدار درآمد مواجه شود، پیامدهای آن فراتر از مرزهای شرکت خواهد بود. در ایالات متحده، از دست دادن شغلهای مهندسی و تولیدی در ایالتهایی مانند آریزونا، اورگن و کالیفرنیا محتمل است و زنجیره تأمین صنایع حساسی مانند دفاع، خودروسازی و هوش مصنوعی با اختلال مواجه خواهد شد. همچنین، کاهش سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه میتواند سرعت نوآوری آمریکا را در رقابت با شرکتهایی مانند «TSMC» تایوان، سامسونگ کره جنوبی و شرکتهای روبهرشد چینی کاهش دهد.
➖در این راستا دولت ترامپ تغییرات قابل توجهی در سیاست صنعتی ایالات متحده ایجاد کرده و علاوه بر ارائه یارانهها و کمکهای مالی، اکنون سهامدار مستقیم شرکتهای خصوصیای است که در بخشهای حساس «امنیت ملی» فعالیت میکنند؛ رویکردی که نشاندهندهی عبور از نگاه مبتنی بر بازار و رقابتپذیری است.
➖تا فوریه 2026 دولت آمریکا ۱۰ میلیارد دلار از بودجه فدرال را به خرید سهام شرکتهای خصوصی اختصاص داده که از این مبلغ ۸٫۹ میلیارد دلار مربوط به اینتل است. این امر نشاندهندهی نقش کلیدی اینتل به عنوان تنها شرکت مستقر در خاک آمریکا است که قادر به تولید تراشههای پیشرفته است.
➖در سالهای اخیر تایوان به یک گلوگاه اصلی در زنجیرهی تأمین جهانی نیمههادیها تبدیل شده است و در حال حاضر حتی شرکتهای بزرگ آمریکایی نظیر کوالکام و انویدیا نیز برای تولید تراشههای پیشرفته به شرکتهای تایوانی وابسته هستند. حمایت منحصر به فرد آمریکا از اینتل نشان میدهد که ایالات متحده تنها راه خود برای رهایی از این گلوگاه را در اینتل میبیند و برای این شرکت اهمیتی راهبردی قائل است.
🔻شرکت «اینتل اسرائیل» بزرگترین مرکز توسعه اینتل در جهان بوده و سهمی غیرقابل انکار در توسعه فناوری اینتل دارد. کارخانه اینتل در کریات گات یکی از پیشرفتهترین و باکیفیتترین تأسیسات تولید این شرکت در جهان است.
🔹در اسرائیل، اینتل یکی از بزرگترین کارفرمایان بخش خصوصی در حوزه فناوری پیشرفته است و با سرمایهگذاریهای عظیم از دهه ۱۹۷۰ تاکنون، به یکی از ستونهای اکوسیستم نوآوری این رژیم تبدیل شده است. این شرکت دهها هزار شغل را در سراسر زنجیره تأمین محلی پشتیبانی میکند. علاوه بر این، مراکز تحقیق و توسعه اینتل در حیفا، پتخ تیکوا، یاکوم و قدس اشغالی، نقش کلیدی در انتقال دانش، تربیت نیروی انسانی متخصص و تقویت پیوند دانشگاهها با صنعت ایفا میکنند.
🔹اگر اینتل با مشکلات مالی جدی روبرو شود یا فعالیتهای خود در اسرائیل را کاهش دهد، اقتصاد اسرائیل میتواند با شوک قابل توجهی مواجه گردد. از جنبه استراتژیک، تضعیف نقش اینتل میتواند موقعیت اسرائیل را در ائتلافهای فناوری بینالمللی مانند «پاکس سیلیکا» تحت رهبری آمریکا کاهش دهد و در شرایط بیثباتی منطقهای، آسیبپذیری اقتصادی این کشور را تشدید کند.
🔻اینتل قصد ساخت یک تأسیسات جدید در اراضی اشغالی به نام «Fab 38» را داشت که فعلاً روند راهاندازی آن متوقف شده است. در مجموع اینتل ۵ مرکز در اراضی اشغالی دارد که در مناطق حیفا، پتاخ تیکوا، قدس اشغالی، یاکوم و کیریاتگات مستقر هستند. از مرکز کیریاتگات به عنوان پیشرفتهترین مرکز تولید اینتل یاد میشود.
✍️ آرمان شاهچراغی
مطالعه گزارش کامل در وبسایت اندیشکده قرار
@gharar_tt
🔻نگاهی به وضعیت زیرساختهای انرژی اسرائیل و آمادگی آنها برای جنگ فرسایشی
#پژوهش_اختصاصی
🔸مهمترین آسیبپذیریهای موجود در زیرساختهای انرژی رژیم صهیونیستی میتوان بدین شیوه برشمرد:
⚖️ خلاء قانونی و بنبست مقرراتی: اتکا به قانون دفاع غیرنظامی سال ۱۹۵۱ که با تهدیدات نوین همخوانی ندارد و عدم توافق میان وزارتخانههای انرژی، دارایی و دادگستری بر سر پیشنهادات سالهای ۲۰۱۲ و ۲۰۲۲ برای مدیریت بحران.
🛣 وابستگی مطلق توزیع سوخت به جادهها: شبکه توزیع سوخت به ۴۰۷ جایگاه منتخب (ناوگان آهنین) وابسته است که تداوم فعالیت آنها ۱۰۰٪ منوط به امنیت جادهها برای تردد تانکرهاست؛ انسداد مسیرها کل سیستم را فلج میکند.
🛢 شکاف در ذخایر استراتژیک: عدم وجود شاخص ثابت برای ذخایر و فاصله با استانداردهای بینالمللی (۷۹ روز برای سوخت و ۹۰ روز برای نفت خام) به دلیل اختلافات بودجهای میان وزارت جنگ و دارایی.
🏭 ریسک حذف پالایشگاه بازان: این مرکز دوسوم نیاز فرآوردههای نفتی و ۴۴٪ گاز مایع (LPG) را تأمین میکند. تصمیم برای تعطیلی آن تا سال ۲۰۲۹، اسرائیل را به واردکننده صرف تبدیل کرده و وابستگی سبد انرژی اسرائیل به واردات LPG را به ۸۰٪ میرساند که در نتیجه بندر عسقلان به یک گلوگاه خطرناکتر تبدیل خواهد شد.
⚠️ آسیبپذیری شدید منابع گاز طبیعی: گاز طبیعی تأمینکننده ۴۱٪ انرژی اولیه و ۷۰٪ برق تولیدی است. وابستگی مطلق به ۳ سکوی دریایی که تنها از طریق ۲ خط لوله به ساحل متصل هستند و فقدان مخازن ذخیرهسازی خشکی، کل زنجیره تولید برق را در صورت حمله به سکوها در خطر فروپاشی قرار میدهد.
🔒 خصوصیسازی و عدم ارتباط شبکه برق با سایر کشورها: سهم بخش خصوصی در تولید برق به ۴۴٪ رسیده اما نظارت بر آمادگی اضطراری آنها ضعیف است. همچنین فقدان اتصال فیزیکی به شبکه برق کشورهای همسایه، اسرائیل را در یک انزوای استراتژیک قرار داده است.
📌 تمرکز جغرافیایی در نوار ساحلی: اکثر نیروگاههای بزرگ، پستهای برق کلیدی و ایستگاههای سوئیچینگ در فاصله اندکی از ساحل قرار دارند که خطر خرابی زنجیرهای در اثر حملات موشکی یا سایبری را افزایش میدهد.
💧 بحران آب در پی قطع برق: بیش از ۵۰٪ آب شرب از طریق تصفیهخانههای نمکزدایی تأمین میشود که مصرفکننده بسیار زیاد برق هستند. قطع برق بیش از ۲۴ ساعت منجر به توقف تولید آب و تخلیه مخازن شهری در کمتر از ۴۸ ساعت خواهد شد.
⚓️ وابستگی به بنادر و پایانههای محدود: بندر عسقلان روزانه ۱۸۰ هزار بشکه نفت دریافت میکند و پایانه حیاتی سوخت جت برای عملیاتهای نظامی است. هرگونه اختلال در بنادر حیفا و اشدود، امکان تخلیه سوختهای جایگزین را از بین میبرد.
مطالعه گزارش کامل در سایت اندیشکده قرار
@gharar_tt
🔻 از آمازون تا پالانتیر و از بحرین و امارات تا پنتاگون؛ روابطی نهچندان پیچیده...
(مروری بر رخدادهای مرتبط با حمله پهپادی به مراکز داده «آمازون» در امارات و بحرین)
#پایش
🔹به گزارش روزنامه «واشنگتن پست» هوش «Claude» متعلق به شرکت «آنتروپیک» (Anthropic) در حملات آمریکا به ایران نقشی محوری دارد. این هوش مصنوعی و ابزار نظامی شرکت #پالانتیر به نام «Maven Smart System (MSS)» با استفاده از دادههای طبقهبندیشده ماهوارهها، سیستمهای نظارتی و سایر منابع اطلاعاتی، اهداف حملات را تعیین، اولویتبندی و شناسایی میکند. ارتش ایالات متحده در ۲۴ ساعت اول حمله به ایران برای حمله به ۱۰۰۰ هدف، از این هوش مصنوعی استفاده کرده است و افراد مطلع به «واشنگتن پست» گفتهاند که ارتش ایالات متحده به حدی به این ابزار وابسته شده که کنارگذاشتن آن میتواند عملیات را با اختلال جدی روبرو کند.
🔹 هوش مصنوعی «Claude» در تاریخ 2 مارس 2026 از ساعت ۱۱:۴۹ به وقت جهانی، در تمام زمینهها با مشکل مواجه شد. آغاز این اختلال همزمان بود با خاموش شدن مراکز داده «آمازون» (AWS) در امارات متحده عربی و بحرین در پی حملات پهپادی ایران به تأسیسات «AWS» در منطقه.
🔹 شرکت آنتروپیک اعلام کرد «API» مرکزی همچنان فعال است، اما هر چیزی که کاربران نهایی با آن مواجه بودند - رابط وب، برنامه موبایل و سیستم ورود – در تاریکی فرورفت و برای چند ساعت یکی از پیامهای «Claude will return soon»، «Claude is currently experiencing a temporary service disruption» یا «HTTP 529 errors» به نمایش درآمد.
🔹شرکت آنتروپیک در مورد ارتباط این اختلالات با خاموش شدن مراکز داده «آمازون» در خاورمیانه اظهارنظری نکرده است. هرچند زیرساخت اصلی «Claude» بر روی «AWS» اجرا میشود و آنتروپیک یک همکاری ۴ میلیارد دلاری با آمازون داشته، اما تصور بر این بود که این شرکت عمدتاً بر مراکز داده داخل ایالات متحده اتکا دارد، نه خاورمیانه. همزمانی این دو حادثه میتواند نشاندهنده اثرات ناشی از تغییر مسیر ترافیک و تغییر ظرفیت «AWS» در مناطق مختلف باشد.
#اندیشکده_قرار
@gharar_tt
🔻اختلال فعالیتهای بزرگترین شرکت مدیریت دارایی جهان پس از حمله به آمازون
🔸وقتی یک پهپاد میتواند میلیاردها دلار سرمایهگذاری بر روی پایگاه داده هوش مصنوعی را بهم بزند
#پایش
بلکراک امکان برداشت سرمایه را تعلیق کرد.
🔹بلکراک (BlackRock) بزرگترین مدیریت دارایی جهان است که در اوایل سال 2026 بر دارایی های حدود 12.5 تریلیون دلار نظارت دارد. این شرکت که در سال 1988 به عنوان یک شرکت مدیریت اوراق قرضه تاسیس شد، امروز یکی از بزرگترین شرکتهای مالی جهان است ابزارهای سرمایهگذاری به طیف وسیعی از مشتریان بینالمللی ارائه میدهد.
🔹عمده شهرت و نفوذ بلکراک به خاطر داشتن بخش مهمی از سهام شرکتهای غول فناوری آمریکایی و حضور در منطقه خاورمیانه است. صندوقهای این شرکت در شرکتهای انویدیا، مایکروسافت، اپل و متا سهام دارد. در سالهای اخیر بلکراک همچنین در پروژههای زیرساختی عربستان و امارات جهت ایجاد زیرساختهای تولید برق برای آموزش هوش مصنوعی مشارکت داشته است.
🔹بلکراک در عربستان سعودی در پروژه 35 میلیارد دلاری توسعه پلتفرم مدیریت سرمایهگذاری ریاض (BRIM) با مشارکت صندوق سرمایهگذاری دولتی این کشور مشارکت کرد.
🔹بلکراک همچنین مجری طرح «زیرساخت سرمایهگذاری مشارکتی جهانی در حوزه هوش مصنوعی» (GAIIP) در ابوظبی است؛ طرحی که با هدف جذب 100 میلیارد دلار برای ایجاد پایگاههای داده هوش مصنوعی و پروژههای تولید انرژی برای آن شروع به کار کرده است و غولهای بزرگ آمریکایی از جمله مایکروسافت نیز در آن مشارکت دارند. این شرکت مالی آمریکایی همچنین شریک راهبردی دولت کویت است تا امکان حضور شرکتهای فناوری امریکایی در حوزه ایجاد پایگاه داده عظیم هوش مصنوعی را ایجاد کند.
🔹به دنبال جنگ رمضان و آسیب دیدن زیرساختهای آمازون، شرکت بلکراک نیز خسارات زیادی متحمل شد. سهام این شرکت (شاخص BLK) پس از جنگ 7.2% (در 6 مارس) سقوط کرد. به دنبال افزایش درخواستها برای خروج سرمایه از صندوقهای بلکراک، این شرکت اقدام محدود کردن برداشت سرمایه کرد. صندوق اعتبارات خصوصی 26 میلیارد دلاری این شرکت در این فصل با 1.2 میلیارد دلار درخواست برداشت وجه مواجه شد. سرمایهگذاران که خواستار بازپسگیری 9.3% از سرمایه خود بودند، با مخالفت بلکراک روبرو شدند که سقف برداشت را بر روی 5% از کل صندوق بست و مابقی درخواستها را رد کرد. به عبارت دیگر به نیمی از کسانی که قصد خروج از این صندوق را داشتند، امکان این اقدام داده نشد.
🔸حملات به مراکز داده، با آشکار کردن آسیبپذیری پروژههای ۱۰۰ میلیارد دلاری بلکراک و شرکای آن نظیر مایکروسافت، بحران نقدینگی و محدودیت برداشت سرمایه در این صندوقها را تسریع کرده است.
🔻چرا بدون آسیب وارد کردن به منافع آمریکا نمیتوان با اسرائیل مقابله کرد؟
کالبدشکافی پیوند ارگانیک ایالات متحده و زیستبوم فناوری رژیم صهیونیستی
#خلاصه_سیاستی
🔸بعضی از تحلیلگران و سیاستمداران داخلی در تحلیل روابط میان اسرائیل و آمریکا دست به نوعی «تقلیلگرایی» میزنند و از این صحبت میکنند که «ترامپ» با فریب «نتانیاهو» وارد جنگ با ایران شده است؛ گویی که پیوند میان اسرائیل و آمریکا وابسته به کیش شخصیتی، گرایش افراد و انتخاب احزاب باشد. فارغ از اهداف سیاسی این دیدگاهها جهت تاثیرگذاری بر افکار عمومی آمریکا، بررسی ساختاری زیستبوم فناوری رژیم صهیونیستی نشان میدهد این پیوند عمیق و ریشهدار است و در واقعیت مرز میان اسرائیل و آمریکا بسیار کمرنگ است.
🔹فلسطین اشغالی امروز نه یک جامعه و اقتصاد مستقل بلکه در درجه نخست پایگاه عملیاتی غولهای فناوری آمریکایی است و بیش از 430 شرکت چندملیتی (عمدتاً آمریکایی نظیر آمازون، گوگل، متا و اینتل) این منطقه را به بخشی تفکیکناپذیر از زنجیره ارزش فناوری آمریکا تبدیل کرده است. این شرکتها مسئول 40% از تحقیق و توسعه و 60% از صادرات فناوری اسرائیل هستند (صادرات فناوری اسرائیل موتور محرک اصلی اقتصاد آن است که 57% از کل صادرات آن را شامل میشود). شرکتهای خارجی بر زیستبوم فناوری رژیم صهیونیستی احاطه دارند و آن را به دنبالهای از سیلیکونولی تبدیل کردهاند؛ با این تفاوت که دستشان در اقدامات غیرقانونی کاملاً باز است.حضور این شرکتهای آمریکایی در اراضی اشغالی بهنوعی ضربهگیر اقتصادی و ژئوپلتیکی این ساختار در مقابل تهدیدهای وجودی تبدیل شده است.
🔹مهمترین ملاک این وابستگی حجم سرمایه در گردش است. ۷۵ تا ۸۰ درصد سرمایه در گردش زیستبوم فناوری اسرائیل از منابع خارجی تأمین میشود. «آوی حسون»، مدیرعامل بنیاد غیرانتفاعی صهیونیستی استارتاپنیشن، پیوند با غرب را «منبع تنفس» زیستبوم فناوری رژیم میخواند. این وابستگی به قدری عمیق است که قطع برنامههایی نظیر Horizon Europe (اتحادیه اروپا)، توسط رئیس آکادمی علوم رژیم به عنوان «حکم مرگ» توصیف شده است. مدیر سابق دانشگاه تخنیون و مدیر اندیشکده حکمرانی فناوری رژیم نیز عامل اصلی توسعه زیستبوم فناوری را ارتباط ارگانیک با آمریکا خوانده است.
🔹دولت اسرائیل نیز از سوی دیگر تمام تلاش خود را کرده است که زیرساخت مالی کاملاً آمادهای برای سرمایهگذاران آمریکایی فراهم کند و با راهکارهای مختلف آنها را بیشتر جذب کند. بهطور مثال چندماه پیش دولت نتانیاهو از برنامه خود برای بیمه صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر تا سقف 200 میلیون دلار پرده برداشت. همچنین ۵۰ درصد از سرمایهگذاریهای دور اول (بذر) استارتاپها در کل زیستبوم فناوری اسرائیل توسط صندوقهای آمریکایی نظیر Sequoia و a16z انجام میشود که به معنای کنترل کامل آمریکا بر نطفه نوآوری در این منطقه است.
🔹اکثر نیروهای آموزشدیده در زیستبوم فناوری اسرائیل نیز به شرکتهای آمریکایی منتقل میشوند و تعداد زیادی از آنها در گوگل، آمازون و متا مشغول به کارند. بهطور کلی شرکتهای اسرائیلی شامل، ۴۰۰ هزار نیروی متخصص در داخل اراضی و ۴۴۰ هزار نیروی متخصص در خارج از مرزها (عمدتاً در آمریکا و اروپا) هستند. اساساً زیستبوم فناوری اسرائیل برای اهداف آمریکا شکل گرفته است.
🔸فرض وجود تمایز میان ایالات متحده و رژیم صهیونیستی در حوزه فناوری کاملاً بیاساس است و هر استارتاپ اسرائیلی بالقوه در داخل شبکه اطلاعاتی – نظامی آمریکا رشد میکند.
🔸بررسی دقیق زیستبوم فناوری رژیم صهونیستی نشان میدهد که اساساً این رژیم ماهیتی مستقل ندارد و بهدلیل وابستگی گسترده به آمریکا، راه متوقف کردن موتور جنگی نظامی فناورانه اسرائیل نه در تلآویو بلکه در هدف تهدید قرار گرفتن حامیان آمریکایی آن است. در صورتی که این ارتباط میان اسرائیل و آمریکا در این حوزه دچار گسست (ولو نسبی) شود، ما شاهد ضربهای جدی به ساختار نظامی فناورانه اسرائیل خواهیم بود. ایجاد هزینه برای شرکتهای آمریکایی و تحت فشار قرار دادن متخصصان خارجی زیستبوم فناوری میتواند راهحل پایدار سرطان اسرائیل در منطقه باشد.
✍ محمد ثانی
#اندیشکده_قرار
🔻خط لوله «باکو- تفلیس - جیحان» پاشنه آشیل اقتصاد اسرائیل
🔸چرا ترکیه و آذربایجان باید برای حفظ منافع خود شریانهای اقتصادی اسرائیل را قطع کنند؟
🔹با افزایش تنشهای نظامی پیرامون ایران و ایجاد ناامنی اقتصادی گسترده در جهان، گمانهزنیها درباره احتمال آسیب دیدن خط لوله نفتی باکو - تفلیس - جیحان افزایش پیدا کرده است. هر چند محور مقاومت نشان داده که مایل نیست به زیرساختهای حیاتی کشورهای همسایه آسیبی وارد کند، اما ممکن است شرایط بهگونهای رقم زده شود که این منبع اصلی نفت اسرائیل از کار بیفتد.
🔹خط لوله مذکور به نوعی پاشنه آشیل رژیم صهیونیستی محسوب میشود؛ در صورتی که شرایط در جنگ وجودی علیه مقاومت به نقطه غیرقابل بازگشت برسد، اختلال در این خط لوله میتواند پیامدهای هنگفتی برای رژیم صهیونیستی داشته باشد. برآوردها حاکی از آن است که حداقل 30% و حداکثر 46% از نفت مورد نیاز رژیم صهیونیستی از این خط لوله تامین میشود.
🔹توقف در عرضه نفت از این طریق میتواند امنیت انرژی و تامین تدارکات نظامی را تضعیف کند. در صورت بروز چنین حادثهای رژیم صهیونیستی مجبور خواهد بود ذخایر سوخت استراتژیک خود را استفاده کند و پس از آن به محمولههای سوخت اضطراری از آمریکا نیاز پیدا خواهد کرد.
🔹در شرایطی که قیمت سوخت در آمریکا نیز افزایش یافته اگر این کشور به شکل علنی برای اسرائیل محمولههای سوخت ارسال کند احتمالا شاهد افزایش نارضایتی از رژیم صهیونیستی در افکار عمومی آمریکا خواهیم بود.
🔹قطع این خط لوله اما بیشترین آسیب را به جمهوری باکو وارد میکند. عمده صادرات نفتی این کشور (تا 80%) از این طریق به اروپا و اسرائیل منتقل میشود. اختلال در آن ضربه شدیدی به درآمدهای دولت آذربایجان میزند. ترکیه نیز به عنوان یکی از بازیگران اصلی این خط لوله آسیب زیادی خواهد دید. همچنین کریدور گاز جنوبی این کشور نیز در نزدیکی خط لوله قرار دارد و ممکن است تبعات پیشبینینشده داشته باشد.
🔹در روزهای اخیر ترکیه و آذربایجان هشدارهایی در رابطه با گسترش میدان جنگ دادهاند. اما باید اصلیترین هشدار را به خود آنها داد که اگر میخواهند زیرساختهای حیاتیشان از آسیب دور بمانند، باید شریان حیاتی رژیم سرطانگونه اسرائیل را قطع کنند. دستگاههای دیپلماسی کشور باید در این راستا ورود جدی کنند و این کشورها را از تبعات قریبالوقوع تامین شریان اقتصادی رژیم صهیونیستی آگاه کنند.
🔹دسترسپذیری این شریان حیاتی رژیم صهیونیستی باعث شده که کارشناسان انتظار داشته باشند که اگر ترکیه و آذربایجان اقدامی به موقع انجام ندهند و حملات به زیرساختهای نفتی و اقتصادی ایران ادامه پیدا کند، شاهد اتفاقاتی و رویدادهایی متفاوت در این زمینه باشیم.
#اندیشکده_قرار
🔻از کار انداختن کابلهای زیر دریایی چطور ساختار نظامی و اقتصادی آمریکا را زمینگیر خواهد کرد؟
🔸اهمیت راهبردی تنگه هرمز و بابالمندب فقط در عبور کشتیهای تجاری و نفتکشها نیست.
🔹تقریباً ۹۷ درصد از کل ترافیک اینترنت بین قارهای و تقریباً ۸۰ درصد از ارتباطات نظامی ایالات متحده از طریق کابلهای فیبر نوری زیر دریایی که در کف اقیانوس قرار دارند، عبور میکنند. برآورد میشود حدود 30% از اینترنت جهانی از مسیر دریایی تنگه هرمز عبور میکند. علاوه بر تنگه هرمز در خلیجفارس، تنگه باب المندب در دریای نیز گلوگاه مهم زیرساخت اینترنت جهان است و این دو مجرای اصلی انتقال دادهها بین اروپا، آسیا و آفریقا هستند.
🔹حدود 17 کابل زیردریایی از دریای سرخ عبور میکند و حجم اعظم اطلاعات و دادههای میان اروپا، آسیا و آفریقا از این طریق منتقل میشود؛ جایگزین مهم آن مسیر تنگه هرمز است. از میان مهمترین کابلهایی که از خلیج فارس و تنگه هرمز میگذرند میتوان یکی پروژه دروازه سریعالسیر اروپا-پرشیا (Europe-Persia Express Gateway) نام گرفته که با عبور از 25 هزار کلیومتر اروپا را به جنوب آسیا و هند مرتبط میکند. دیگری سامانه Sea-Me-We 5 نام دارد که سنگاپور را از طریق آسیای غربی به فرانسه منتقل میکند.
🔹 اگر هردوی این مسیرها به شکل همزمان مختل شوند، اینترنت جهان دچار اختلال گسترده خواهد شد. علاوه بر آسیب گسترده به اقتصاد جهانی، ارتباطات و فعالیت سامانههای هوشمند و ابزارهای نظامی آمریکا و اسرائیل نیز در این حالت فلج خواهد شد. شرکتهای بزرگ آمریکایی از چنین اتفاقی بیشترین خسارت را میبینند.
🔹برای سالها غولهای آمریکایی همچون آمازون، مایکروسافت و گوگل میلیاردها دلار برای ایجاد پایگاههای داده در سراسر کشورهای خلیج فارس سرمایهگذاری کردند و درصدد بودند منطقه را به هاب مهم پردازش هوش مصنوعی تبدیل کنند. اما همه این زیرساختها و پروژههای میلیارد دلاری به امنیت کابلهای فیبر نوری وابسته است.
🔹در جهان امروز پایگاهها و مراکز داده اهمیت راهبردیتری از نفت و گاز دارند. استفاده گسترده ارتش ایالات متحده از این سامانهها برای هدف قرار دادن مقاومت، ترور و عملیاتهای نظامی گسترده، این مراکز را به اهدافی مشروع برای مقاومت تبدیل میکند. آخرین نمونه افشاشده استفاده پنتاگون از هوش مصنوعی Claude در عملیات نظامی علیه ایران بود که بر روی زیرساخت ابری آمازون (AWS) فعالیت میکرد.
🔹اختلال در کابلهای زیردریایی میتواند از طریق بمباران ایستگاه زمینی آن در کشورهای مقصد یا از کار انداخن خود کابل زیر دریا اتفاق بیفتد. بهطور مثال در فوریه 2024 به دنبال حمله تلافیجویانه انصارالله یمن به یک کشتی تجاری، بهطور ناخواسته سه کابل فیبر نوری (با نامهای AAE-1, SEACOM و EIG) قطع شدند و در نتیجه 25% از ترافیک داده میان آسیا، اروپا و خاورمیانه مختل شد. تعمیر این کابلها حدود 5 ماه بهطول انجامید. پس از این حادثه شرکت مایکروسافت اذعان کرد که انتقال دادهها در زیرساخت فضای ابریاش (آژور) با کندی بسیار زیاد انجام میشود زیرا که مجبور شده به دنبال راههای جایگزین برای ترافیک داده باشد. روسیه نیز متهم شده در اواخر سال 2024 و اوایل سال 2025 دو کابل فیبر نوری C-Lion1 (فنلاند به آلمان) و BSC East-West (لتونی به سوئد) را در دریای بالتیک قطع کرده است. اتفاقی که آسیب مهمی به زیرساختهای اینترنتی اوکراین وارد کرد و آن را بیش از پیش به استارلینک وابسته کرد.
🔸اختلال کوتاه مدت اینترنت جهان بیشترین آسیب را به پایگاهها داده وارد میسازد. مراکز داده منطقه به کابلهای فیبرنوری دریایی برای هماهنگی و اتصال به پایگاههای داده خود در سراسر جهان، بازیابی نسخههای پشتیبان و انتقال محتوا به کاربران نهایی نیازمندند. وقتی این کابلها آسیب ببینند، این پایگاههای داده به جزیرههای از داده تبدیل میشوند که امکان ارتباط دادههایشان به شکل عادی با سایر اینترنت وجود ندارد و در حالی که نمیتوانند کارکرد اصلی خود را انجام دهند، حجم زیادی برق مصرف میکنند.
🔸ارتش آمریکا شدیدا به این کابلها زیردریایی برای انتقال اطلاعات و اجرای سامانههای هوشمند وابسته است و بسیاری از تعاملات آن از این طریق انجام میگیرد؛ با وجود این که ارتش آمریکا دارای شبکههای داده مجزا نیز هست اما حتی اگر یک کابل نیز آسیب ببیند، مخابرات و تعاملات ارتش آمریکا با چالش جدی روبرو خواهد شد.
🔺در جهانی که اینترنت به ابزار اصلی برای جنگ تبدیل شده است، حمله به زیرساختهای فیزیکی اینترنت به نوعی دفاع مشروع قلمداد خواهد شد.
✍️حسین فتحی، اندیشکده قرار
#اندیشکده_قرار
🔻بسته شدن تنگه هرمز چه پیامدهای برای صنعت تراشه خواهد داشت؟
🔸خلیج فارس را باید زنجیره تامین انرژی حوزه سختافزار و هوش مصنوعی جهان دانست.
🔹یکی از وابستگیهای مهم صنعت تراشه جهان، گاز هلیوم است که از آن برای خنکسازی دستگاههای تولید تراشه (EUV) بهخصوص توسط شرکت TSMC و سامسونگ (تولیدکننده چیپستهای 2 و 3 نانومتری برای انویدیا و اپل) استفاده میشود. حدود یکسوم هلیوم دنیا توسط قطر تولید میشود. شرکت قطر انرژی از 4 مارچ اعلام کرد که فعالیت خود در راس لفان را متوقف کرده است و این بدین معناست که صنعت تراشه جهانی با چالش مهمی در زمینه هلیوم روبرو خواهد شد.
🔹تایوان و کره جنوبی بزرگترین واردکنندههای LNG قطر هستند که هلیوم فرآورده جانبی آن به شمار میرود. فعالیتهای شرکت TSMC (تایوان) و سامسونگ (کره جنوبی) با اختلال روبرو خواهد شد. عمده انرژی برق موردنظر کارخانههای تراشهسازی این دو کشور (70%) از نیروگاههای گازسوز حاصل میشود.
🔹با بسته شدن تنگه هرمز، هزینه برقی که شرکت TSMC (بزرگترین تراشهساز جهان) برای کارت گرافیکهای H100 و H200 (بلکول) حداقل 40% افزایش پیدا میکند. این افزایش قیمت بهخصوص فعالیتهای بزگترین خریداران این قطعهها که گوگل و مایکروسافت باشند، تحت تاثیر قرار خواهد داد و باعث افزایش نگهداری دیتاسنترها خواهد شد.
🔹بهجز این هزینه ترانزیت نیز افزایش پیدا خواهد کرد. قطعات سنگین زیرساختی این حوزه (سرورها، سامانههای خنککننده و رکهای دیتاسنتر) معمولاً از طریق دریا جابجا میشود. یکی از اصلیترین هابهای ترانزیت تراشه بندر جبل علی امارات است که هاب ترانزیت سختافزارهای دیجیتال میان اروپا، آفریقا و شرق آسیا است. بسیاری از این کشتیها هماکنون در خلیج فارس گیر کردهاند. احتمالاً تلاش برای انتقال بعضی از محمولهها از مسیرهای دیگر انجام میشود و این تغییر مسیر هزینه ترانزیت را تا اندازه زیادی افزایش خواهد داد و فرایند انتقال محمولهها طولانیتر خواهد شد.
🔹افزایش قیمت مموری رمها، کارتهای گرافیک و رکها کل صنعت فناوری دنیا را با تغییراتی مهم روبرو خواهد کرد.
#اندیشکده_قرار
🔻رستگاری سرخپوست مرده که نوادهای در خانیونس دارد
🌷دلنوشتهای برای مردم با عزت فلسطین
#روز_قدس
▫️۱۰۸ سال از اشغال فلسطین به دست انگلیسیها و ۷۸ سال از کوچ اجباری، نسلکشی و سلطه سرطان صهیون میگذرد اما مردم فلسطین همچنان با «مشتهایی گرهکرده» در برابر جنگ، اشغال و نسلکشی مقاومت میکنند. حالا که به خاک ایران ما حمله شده، حالا که بزرگترین دارایی مان را گرفتهاند، حالا که داریم با تفاوت صدای جنگنده و پهپاد آشنا میشویم، شاید کمی بهتر بتوانیم آنها را درک کنیم.
▫️اتفاقی که این سالها در فلسطین اشغالی میافتد، برای خیلیها مسئلهای «غیرعادی» و «استثنایی» قلمداد میشود. واکنش عاطفی صرف به اتفاقات و دنبال نکردن عمق این مسئله در نهایت به نوعی سرخوردگی بدل میشود. فرد یا جامعهای که در نهایت میخواهد به وضعیت «عادی» و «طبیعی» خویش برگردد، خیلی سریع از این وضعیت غیرعادی عبور میکند، از این احساس ضعف رد میشود و کودکان فلسطین را مثل میلیونها قربانی دیگر در انباری ذهنش قرار میدهد. یا به بیان دیگر تلاش میکند لباسهای خونی را در زیر تختخواب پنهان کند.
▫️زیر تختخواب تاریخ حالا خیلی وقت است که پر شده از رختهای خونی. صدای چکیدن قطرات خون است که باعث شده کسانی که خود را به خواب میزنند، درگیر ملال و بیمعنایی شوند. لخته شدن همین خونهاست که راه نفس را بسته است.
▫️مردم فلسطین نخستین مردمانی نیستند که قربانی جنگ واقع شدند. نخستین مردمانی هم نیستند که سرزمینشان توسط گروهی دیگر اشغال شد. وقتی بریتانیاییها تصمیم گرفتند فلسطین را با صهیونیستها «معامله کنند»، هندوستان بزرگ نیز تحت اشغال آنها بود، مالزی نیز در اختیارشان بود، حدود ۳۰ درصد از قاره آفریقا به آنها تعلق داشت، همین بحرین را هم اشغال نظامی کرده بودند. فرانسویها در الجزایر جلوی چشم دنیا صد سال جنایت کردند. فلسطین اما آخرین استعمارگری کلاسیک و آشکار اروپاییهای متوحش بود. آخرینی که سند آشکار رسوایی آنهاست.
▫️واقعیت بسیار ساده و در عین حال هولناک است. دنیا به این زیبایی که گمان میکنید نبوده و نیست. (اما نمیگذاریم اینگونه بماند). ریشه های توسعهیافتگی اروپا به دموکراسی و انقلاب فرانسه و حتی انقلاب صنعتی خیلی ارتباطی ندارد. بلکه انبار باروت و دسته بردگان بودند که اروپا بالا بردند. بر روی تلی از جنازه ... غارت منابع طبیعی، تبدیل ساکنان منطقه به نیروی کار رایگان، حیوان قلمداد کردن آنها، زیر پا گذاشتن توافقها، شیره ملتها را مکیدن و سپس به مردم بیهویت رویا فروختن ...
▫️بخش عمده آفریقا و آسیا هدف استثمار این تمدن قرار گرفت، منابع را غارت کردند، نیروی کار را دزدیدند و بعد محصولاتشان را به خود آنها فروختند. آنها «جزیره لاکپشتها» را «هند غربی» و سپس آمریکا نام نهادند و [۵۶ میلیون سرخپوست](https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S0277379118307261#!) را کشتند. بعد که همه را کشته بودند، از مستعمرات دیگرشان [حداقل ۱۲ میلیون انسان](https://www.gilderlehrman.org/history-resources/teacher-resources/historical-context-facts-about-slave-trade-and-slavery#:~:text=Over%20the%20period%20of%20the,million%20arrived%20in%20the%20Americas.) را به بردگی گرفتند، سوار کشتی کردند. چند میلیون از آنها در مسیر کشته شدند؟ آنهایی که بالاخره بعد از سفر دریایی طولانی به سرزمینهای «جدید» قدم گذاشتند، به استقبال شلاق، آفتاب و تحقیر رفتند و در زمینهای اشغالشده، بر روی زمینهایی که گوزن مقدس را در آن سر بریده بودند، ذرت و پنبه کاشتند.
▫️همین منطق انبار باروت و دسته بردگان در فلسطین پیاده شد. از همین رو کتائب قسام، ابوعبیده و دوستان، تنها جگرگوشه مسلمانان نیستند؛ بر روی مثلث قرمزی که بر پرچم فلسطین نقش بسته، [گوزن سیاه سرخپوستها از انتقام سخن میگوید](https://www.iranketab.ir/book/45433-black-elk-speaks). مردم غزه همراه با میلیونها قربانی - «تلفات جانبی» توسعه غربی - دارند فریاد میزنند: ما عدد نیستیم!
▫️مسئله صرفاً یک جنایت هولناک نیست. کودکان فلسطینی با جان خود آتشی مقدس را زنده نگه داشتهاند. آتشی که گمراهان را به راه میکشاند، به مردگان حیات میبخشد و زامبیها را فراری میدهد.
▫️نبرد برای فلسطین صرفا مبارزه با صهیونیسم نیست. بلکه بیت حانون و الرمال را باید ایستگاه نهایی یک تمدن استعمارگر دانست؛ جایی که هیمنه پوشالی آن در برابر مردمانی همچون کوه از بین رفته است.
✍️ محمد ثانی
#اندیشکده_قرار
🔻 شرکتهای فناوری آمریکایی و جنگ رمضان (بخش اول)
✍️ حسین فتحی، اندیشکده قرار
▫️در یکسوی این جنگ، هوش مصنوعی است که هدف را تعیین میکند و در سوی دیگر خود این هوش مصنوعی هدف قرار گرفته است.
🔸جنگ رمضان را باید نخستین نمونه جنگ منطقهای دانست که هوش مصنوعی و شرکتهای فناوری جایگاهی عمده در آن ایفا میکنند. در این جنگ حوزه فناوری نه صرفاً زیرساخت و تامینکننده بلکه بازیگری مهم و تاثیرگذار فهمیده میشود که تصمیماتش در فرایند جنگ اثر دارد و زیرساختهایش میتواند هدف حملات انتقامجویانه قرار بگیرد. این جنگ همچنین شکاف مهمی را درون زیستبوم فناوری آمریکا آشکار کرد؛ از یکسو شرکتهای نظامی – فناوری حامی جنگ هستند و از سوی دیگر شرکتهایی که با حوزه غیرنظامی ارتباط بیشتری دارند، نگران پیامدهای جنگ بر کسبوکارهایشاناند.
🔹 پالانتیر و جنگ رمضان
در رأس طیف حامیان جنگ، پالانتیر قرار دارد. سهام این شرکت فناوری نظامی در 13 مارس نسبت به قبل از جنگ 14% رشد داشت؛ زیرا که این شرکت از جمله کارفرماهای اصلی پنتاگون است و خبر استفاده از از سامانه Maven این شرکت که با توان پردازشی هوش مصنوعی Claude شرکت آنتروپیک ادغام شده است) در همان روزهای اول جنگ منعکس شد. مدیرعامل پالانتیر الکس کارپ بهطور علنی از جنگ با ایران حمایت کرد و شرکتش را بازوی استراتژیک آمریکا در نبردهای مدرن معرفی کرد. کارپ همچنین از مذاکره با کشورهای عربی جهت فروش محصولات نظارتی خود به آنها خبر داد (احتمالا برای آنکه این کشورها راحتتر بفهمند موشکهای ایرانی کجا را هدف قرار داده است).
🔹 چرا اوراکل از جنگ با ایران حمایت میکند؟
به جز پالانتیر، دیگر غول فناوری که آشکارا از جنگ با ایران حمایت کرده، شرکت اوراکل و مالک جنجالی آن لری الیسون است. اوراکل در سالهای اخیر استراتژی خود را بر فروش محصولات ویژه در حوزه دیتاسنتر و هوش مصنوعی به دولتها متمرکز کرده و الیسون با حمایتهای مالی و سیاسی بلندمدت از اسرائیل، همواره وفاداری خود به منافع استراتژیک واشنگتن و تلآویو را نشان داده است.
برخلاف گوگل و مایکروسافت که بهخاطر سرمایهگذاریهای کلان در زیرساختهای ابری خاورمیانه، از بیثباتی منطقهای ضرر میکنند، اوراکل بهدلیل ماهیت متمرکزتر عملیات ابریاش و تمرکز بر قراردادهای دولتی نظامی، کمتر در معرض آسیب مستقیم حملات فیزیکی قرار دارد. در واقع، اوراکل نهتنها از جنگ ضرر نکرد، بلکه با امضای قرارداد ۸۸ میلیون دلاری با نیروی هوایی آمریکا در فوریه ۲۰۲۶ برای ارائه خدمات ابری طبقهبندیشده، و با بهرهگیری از دیتاسنترهای منطقهایاش بهعنوان گرههای استراتژیک پردازش اطلاعات نظامی، از تشدید تنشها سود برد.
این شرکت زیرساخت پردازشی محدود برای تحلیل دادههای ماهوارهای، شناسایی اهداف و اجرای عملیات هوش مصنوعی را فراهم میکند و در نتیجه، تداوم درگیریها بهمعنای تداوم تقاضا برای خدمات آن است. لری الیسون حامی پروپاقرص اسرائیل است و به تازگی نیز کنترل تیکتاک را به دست گرفت و احتمالا به زودی مالک برادران وارنر نیز خواهد شد.
🔹 انگیزههای ایلان ماسک برای مداخله در امور ایران
ایلان ماسک را هم باید یکی از چهرههای مهم پشتپردههای جنگ رمضان دانست. شواهد نشان میدهد شبکه قدرت ایلان ماسک با برنامه نظامی آمریکا و اسرائیل هماهنگ بوده است. مسدود شدن گسترده طرفداران ایران در پلتفرم ایکس، فعال شدن استارلینک، توییت طعنهآمیز ماه گذشته او در پاسخ به رهبر شهید از جمله این شواهد است. ماسک برخلاف گوگل و مایکروسافت، آسیبپذیری کمی در خاورمیانه دارد. او هیچ دیتاسنتر فیزیکی بزرگی در منطقه ندارد که هدف حملات قرار گیرد؛ در عوض، استارلینک با درآمد تخمینی ۱۰ تا ۱۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۶، از طریق ماهوارهها فعالیت میکند که هدفگیری آنها دشوار است.
مهمترین انگیزه ماسک را باید گسترش پروژه استارلینک و اخذ قراردادهای دولتی هنگفت دانست. پیش از این در جنگ روسیه و اوکراین قراردادهای هنگفت زیادی از سوی دولت آمریکا دریافت شد (بهطور مثال قراردادی به ارزش 1.8 میلیارد در 2024. از سوی دیگر ماسک احتمالا بدش نمیآید قدرت پلتفرم ایکس را در جنگ رسانهای نشان دهد. صنعت «رژیم چنج» یکی از پرسودترین صنایع آمریکایی است و ماسک پیش از این نیز در رابطه با کودتا در بولیوی گفته بود «ما هرجا که بخواهیم کودتا میکنیم». نباید فراموش کنیم که ایلان ماسک و پیتر تیل (مالک پالانتیر) هر دو از بنیانگذاران پیپال بودهاند و ارتباط عمیقی دارند.