🔻ضربه به آینده: جنگ چگونه چرخه سرمایهگذاری در اکوسیستم نوآوری اسرائیل را مختل کرد
#پایش
🟢 گزارش اخیر «سازمان نوآوری اسرائیل» که در هفته چهارم جنگ منتشر شد، تصویری متفاوت از روایتهای رسمی درباره تابآوری اقتصاد فناوری این رژیم ارائه میدهد. برخلاف تأکید رسانههای عبری بر تداوم فعالیتها، دادهها نشان میدهد که جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل بهتدریج در حال ایجاد یک فرسایش چندلایه در اکوسیستم نوآوری است؛ فرسایشی که نه از مسیر تخریب مستقیم، بلکه از درون ساختار این زیستبوم عمل میکند.
🔸️ نخستین نشانه این وضعیت، اختلال گسترده در نیروی انسانی است. حدود ۴۸ درصد شرکتها بیش از یکچهارم کارکنان خود را به دلایل مختلف مانند فراخوان نیروهای ذخیره تا محدودیتهای امنیتی و اختلالات اجتماعی از دست دادهاند و تنها ۱۱ درصد بدون غیبت بودهاند. این یعنی بحران، صرفاً در سطح میدان جنگ نیست، بلکه به عمق زندگی روزمره و ساختار تولید دانش نفوذ کرده است. در اقتصادی که سرمایه اصلی آن نیروی انسانی متخصص است، این سطح از غیبت بهمعنای اختلال مستقیم در تولید فناوری است.
🔸️ اما اگر این را نخستین ضربه بدانیم، ضربه راهبردیتر در حوزه سرمایهگذاری وارد شده است. ۷۱ درصد شرکتها اعلام کردهاند که جنگ بر فرآیند جذب سرمایه اثر گذاشته و بخشی از آنها ناچار به لغو کامل این فرآیند شدهاند. این مسئله بهویژه برای استارتاپهای کوچک و مناطق نزدیک به کانونهای تنش شدیدتر است. در واقع، ریسک ژئوپلیتیکی اکنون بهطور مستقیم در تصمیمات سرمایهگذاران عمدتاً آمریکایی وارد شده است. نتیجه، نه فقط خروج سرمایه، بلکه شکلگیری وضعیتی از «تعلیق سرمایه» است؛ جایی که تصمیمها به تعویق میافتد و آینده شرکتها در ابهام باقی میماند.
🔸️ پیامد مستقیم این وضعیت، کند شدن موتور نوآوری است. ۴۲ درصد شرکتها از تأخیر جدی در توسعه و ۲۲ درصد از تعویق قابلتوجه در عرضه محصولات خبر دادهاند؛ رقمی که در شرکتهای کوچک به بیش از ۵۰ درصد میرسد. این یعنی جنگ، بیش از آنکه شرکتهای بزرگ را هدف قرار دهد، در حال تضعیف لایههای اولیه و شکننده نوآوری است، جایی که فناوریهای آینده شکل میگیرند.
🔸️ در سطح زیرساختی نیز آسیبپذیری لجستیکی بهوضوح آشکار شده است. محدودیت پروازهای بینالمللی بر ۳۵ درصد شرکتها اثر جدی گذاشته و ۲۰ درصد را با اختلال در واردات مواد اولیه مواجه کرده است؛ حتی بخشی از شرکتها از توقف زنجیره تأمین خبر دادهاند. این ارقام نشان میدهد که در صورت تشدید تنش در کریدورهای هوایی، اقتصاد دانشبنیان اسرائیل میتواند در مدت کوتاهی با اختلال جدی مواجه شود.
🔸️ چشمانداز پیشرو نیز چندان امیدوارکننده نیست. ۱۸ درصد شرکتها احتمال کوچکسازی و ۱۲ درصد خطر تعطیلی را مطرح کردهاند. همزمان، ۳۱ درصد در حال بررسی انتقال فعالیت به خارج هستند نشانهای روشن از آغاز مهاجرت سرمایه و نخبگان در بستر نااطمینانی. این روند، اگر تداوم یابد، میتواند به تخلیه تدریجی ظرفیت راهبردی این اکوسیستم منجر شود.
🔸️ در نهایت جنگ جاری، بیش از آنکه با تخریب فیزیکی عمل کند، از طریق اختلال در نیروی انسانی، تعلیق سرمایه، تضعیف زنجیره تأمین و افزایش ریسک ساختاری در حال فرسایش اکوسیستم نوآوری اسرائیل است. در چنین شرایطی، حتی اگر در میدان نظامی برتریهایی حاصل شود، در میدان فرسایشیِ اقتصاد فناوری، یکی از مهمترین پایههای قدرت ملی این رژیم در معرض آسیب جدی قرار گرفته است.
مطالعه در سایت اندیشکده قرار
#اندیشکده_قرار
وبسایت | پیامرسان بله | تلگرام
@gharar_tt
🔻سیسکو در آستانه خرید استارتاپ امنیت سایبری اسرائیلی «استریکس»؛ نشانهای از تغییر نظم هویتی در عصر هوش مصنوعی
#پایش
🔹️ به گزارش خبرگزاری عبری کالکالیست، شرکت Cisco در مراحل نهایی مذاکره برای خرید استارتاپ اسرائیلی Astrix Security قرار دارد. این معامله که ارزش آن بین ۲۵۰ تا ۳۵۰ میلیون دلار تخمین زده میشود، حکایت از تحولی بنیادین در نگرش به امنیت عاملهای هوشمند دارد.
🔹️ استریکس که در سال ۲۰۲۱ توسط آلون جکسون (Alon Jackson) و ایدن گور (Idan Gour) دو تن از فارغالتحصیلان یگان ۸۲۰۰ ارتش اسرائیل تأسیس شد، بر روی شکاف امنیتی مهمی تمرکز دارد: «هویتهای غیرانسانی».
🔹️ در عصری که عاملهای خودمختار هوش مصنوعی و رباتهای نرمافزاری دسترسیهای گستردهای به سیستمهای سازمانی پیدا میکنند، ابزارهای سنتی مدیریت دسترسی دیگر کارآمد نیستند. پلتفرم Astrix دیدگاه جامعی بر رفتار این هویتهای ماشینی ارائه داده و از دسترسیهای بیشازحد یا مخرب جلوگیری میکند.
🔹️ نکته حائز اهمیت، سرمایهگذاری قبلی صندوق مشترک Menlo Ventures و شرکت Anthropic (توسعهدهنده Claude) در این استارتاپ است که نشاندهنده همگرایی امنیت و توسعه مدلهای زبانی بزرگ است. استریکس پیشتر در دور سری B خود ۴۵ میلیون دلار جذب کرده بود و مشتریانی نظیر Workday، NetApp و Priceline را در کارنامه دارد.
🔹️ این خرید تأیید میکند که آینده حملات سایبری نه صرفاً از طریق هویتهای انسانی، بلکه از رهگذر سوءاستفاده از عاملهای هوش مصنوعی و کلیدهای برنامهنویسی (API) خواهد بود. غفلت سازمانها از مدیریت «هویتهای غیرانسانی» به منزله بازگذاشتن درب پشتی به روی خرابکاران سایبری است.
🔹️ همچنین این معامله نشان میدهد که رژیم صهیونیستی با وجود چالشهای ژئوپلیتیک، همچنان بهعنوان یکی از قطبهای نوآوری در شاخه «امنیت عاملهای هوشمند» باقی مانده است. سیسکو با این خرید عملاً در حال بومیسازی فناوری مقابله با تهدیدات نسل جدید AI است.
🔹️ با گسترش استفاده از APIها و رباتهای خودکار در زیرساختهای حساس کشور، ضرورت تدوین چارچوب «مدیریت هویت ماشین» بیش از پیش احساس میشود. تجربه استریکس نشان میدهد که امنیت در عصر هوش مصنوعی دیگر محدود به انسان نیست؛ بلکه نظارتبر رفتار عاملهای دیجیتال به یک الزام راهبردی تبدیل شده است.
مطالعه در سایت اندیشکده قرار
#اندیشکده_قرار
وبسایت | پیامرسان بله | تلگرام
@gharar_tt
🔻همکاری تسلیحاتی بلگراد-تلآویو؛ بازآرایی زنجیره تامین نظامی اسرئیل در قلب اروپا
#پایش
▫️ همکاری جدید صربستان با شرکت تسلیحاتی اسرائیلی «البیت سیستمز» برای تولید پهپاد، نشانهای معنادار از گسترش زنجیره تأمین نظامی اسرائیل به خارج از محیط پرتنش خاورمیانه و نفوذ فزاینده آن در اروپا است.
▫️ براساس افشای مشترک پایگاه خبری BIRN و هاآرتص، بلگراد در آستانه راهاندازی کارخانهای مشترک با مشارکت شرکت دولتی SDPR صربستان (متولی واردات و صادرات تجهیزات دفاعی) و البیت سیستمز قرار دارد. البیت سیستمز با در اختیار داشتن ۵۱ درصد سهام، نقش مسلط در این پروژه را ایفا خواهد کرد.
▫️ اسناد منتشرشده نشان میدهد این پروژه فراتر از یک همکاری صنعتی ساده، بر انتقال فناوری و مشارکت مستقیم مهندسان صربستانی (از جمله شرکت هوافضای UTVA) در فرآیند طراحی و تولید متمرکز است.
▫️ طبق جزئیات فنی، این کارخانه دو نوع پهپاد تولید خواهد کرد: نخست، یک پهپاد عمودپرواز (Rotary-Wing) برای مأموریتهای کوتاهبرد که توان حمل محمولههای سنگین مهمات را داشته و برای پشتیبانی نزدیک در محیطهای شهری و پیچیده طراحی شده است؛ و دوم، یک پهپاد پیشرفته دوربرد با سقف پرواز حدود ۶۰۰۰ متر و سطح بالاتری از خودمختاری عملیاتی. منابع صنعتی تأکید کردهاند که این مدل از نمونه بومی «پگاسوس» صربستان پیشرفتهتر بوده و در واقع «تاج پروژه» و نقطه اصلی انتقال دانش فنی محسوب میشود.
▫️ این همکاری در امتداد تعمیق روابط دفاعی دو طرف است: صادرات تسلیحاتی صربستان به اسرائیل از ۲۰۲۳ تاکنون ۴۲ برابر شده و به ۱۱۴ میلیون یورو رسیده است. در مقابل، البیت قراردادهایی به ارزش میلیاردها دلار برای فروش سامانههای توپخانه، موشکهای دوربرد و جنگ الکترونیک به بلگراد منعقد کرده است.
▫️ از منظر راهبردی، اسرائیل به دنبال برونسپاری بخشی از تولیدات نظامی خود به خارج از منطقهای است که بهطور مزمن درگیر تنش و جنگ است؛ در حالیکه صربستان با هدف ارتقای ظرفیت صنعتی-نظامی و دسترسی به فناوریهای پیشرفته وارد این همکاری شده است. برخی تحلیلگران نیز این نزدیکی را در چارچوب تلاش بلگراد برای تقویت روابط غیرمستقیم با ایالات متحده ارزیابی میکنند.
▫️ با اینحال، البیت سیستمز در گزارشهای بینالمللی، از جمله گزارش گزارشگر ویژه سازمان ملل، بهعنوان یکی از شرکتهای فعال در تأمین سامانههای مورد استفاده در عملیات نظامی غزه معرفی شده است.
▫️ با وجود فشارهای سیاسی و لغو برخی قراردادها در اروپا، درآمد سالانه البیت در ۲۰۲۵ به ۷.۹ میلیارد دلار رسید که ۱۶.۳ درصد رشد نسبت به سال قبل را نشان میدهد. پروژه مشترک صربستان و البیت نمونهای از بازآرایی جغرافیای تولید تسلیحات است؛ جایی که انتقال فناوری، ملاحظات ژئوپلیتیکی و تجربه میدانی جنگ، شبکهای فراملی از تولید ابزارهای پیشرفته نظامی را شکل میدهد.
مطالعه در سایت اندیشکده قرار
#اندیشکده_قرار
وبسایت | پیامرسان بله | تلگرام
@gharar_tt
🔻واکاوی اتحاد نظامی و آکادمیک مراکش و رژیم صهیونیستی
#پژوهش_اختصاصی
🔸️ توافقنامه ابراهیم در دسامبر ۲۰۲۰ میان مراکش، ایالات متحده و رژیم صهیونیستی، فراتر از یک عادیسازی دیپلماتیک صرف، نقطه آغاز شکلگیری یک نظم امنیتی نوظهور در شمال آفریقا بود. در ازای این عادیسازی، واشنگتن حاکمیت مراکش بر صحرای غربی را به رسمیت شناخت؛ امتیازی که زمینهساز تعمیق سریع روابط رباط و تلآویو شد. با اینحال، آنچه امروز در این مناسبات مشاهده میشود، عبور تدریجی از «صلح سرد» و حرکت به سمت یک اتحاد راهبردی چندلایه است که دو ستون اصلی آن را همکاریهای نظامی پیشرفته و پیوندهای عمیق دانشگاهی-فناورانه تشکیل میدهد.
▫️ در این میان، همکاریهای نظامی را میتوان «هسته سخت» این روابط دانست. مراکش در سالهای اخیر به یکی از مهمترین خریداران تسلیحات رژیم صهیونیستی در جهان عرب تبدیل شده است. بر اساس دادههای SIPRI، حدود ۱۱ درصد واردات دفاعی مراکش از اسرائیل تأمین میشود و مجموع قراردادهای نظامی دو طرف از زمان عادیسازی تاکنون به حدود ۲ میلیارد دلار رسیده است. خرید سامانه دفاع موشکی Barak MX به ارزش ۵۰۰ میلیون دلار، سامانههای راکتی PULS و توپخانههای Atmos 2000 نشاندهنده همگرایی ساختاری ارتش مراکش با استانداردهای تسلیحاتی صهیونیستی است.
▫️ نکته کلیدی در این روند، صرفاً خرید تسلیحات نیست، بلکه انتقال فناوری و حرکت به سمت بومیسازی تولید است. شرکتهایی مانند BlueBird Aero Systems در حال ایجاد خطوط تولید پهپاد در خاک مراکش هستند؛ اقدامی که وابستگی دفاعی را به سطحی عمیقتر از وابستگی صنعتی ارتقا میدهد. همچنین قرارداد یک میلیارد دلاری برای خرید ماهواره جاسوسی Ofek 13، علاوه بر تقویت توان اطلاعاتی مراکش در رقابت منطقهای با الجزایر، این کشور را در زیرساختهای فضایی نیز به فناوری صهیونیستی پیوند میزند. مشارکت افسران اسرائیلی در رزمایشهای بزرگی مانند African Lion نیز عملاً به سطحی از همکاری عملیاتی انجامیده که پیشتر در روابط عربی-اسرائیلی کمسابقه بوده است.
▫️ در کنار حوزه نظامی، همکاری در امنیت سایبری نیز به یکی از محورهای حساس این اتحاد تبدیل شده است. گزارشهای متعدد از استفاده مراکش از نرمافزار جاسوسی پگاسوس (تولید NSO اسرائیل) علیه برخی فعالان و روزنامهنگاران حکایت دارد؛ موضوعی که نشان میدهد همکاری امنیتی دو طرف از سطح دولتها فراتر رفته و به حوزه کنترل اجتماعی نیز تسری یافته است.
▫️ در مقابل، مراکش برخلاف بسیاری از کشورهای عضو توافقنامه ابراهیم، مسیر ادغام با رژیم صهیونیستی را از طریق نهادهای علمی و دانشگاهی نیز دنبال کرده است. دانشگاه پلیتکنیک محمد ششم (UM6P) به محور اصلی این روند تبدیل شده و از طریق بازوی سرمایهگذاری خود، در استارتاپهای صهیونیستی فعال در حوزههای کشاورزی، بیوتکنولوژی و انرژی مشارکت میکند. این پیوند علمی- اقتصادی، عملاً زیرساختی برای همگرایی فناورانه بلندمدت ایجاد کرده است.
▫️ در سطح فرهنگی و آکادمیک نیز، رباط تلاش کرده با بازسازی کنیسهها، گنجاندن تاریخ یهودیان در نظام آموزشی و ایجاد کرسی مطالعات مراکش در دانشگاه قدس، بستر اجتماعی عادیسازی روابط را تقویت کند.
▫️ همچنین تفاهمنامههای میان دانشگاه بنگوریون و مؤسسات علمی مراکش، فراتر از همکاریهای آموزشی، بخشی از یک «دیپلماسی علمی» هدفمند محسوب میشود؛ دیپلماسیای که به دنبال شکلدهی به نسل جدیدی از نخبگان مراکشی است که پیوندهای فناورانه با رژیم صهیونیستی را در چارچوب منافع ملی تعریف میکنند.
🔹️ در مجموع، اتحاد مراکش و رژیم صهیونیستی را میتوان نمونهای از مدل نوین نفوذ ساختاری دانست؛ الگویی که در آن نظامیگری، توسعه علمی و امنیت اطلاعاتی در هم تنیده شدهاند. این همگرایی چندلایه، موازنه قدرت در شمال آفریقا را دگرگون کرده و چالشهای جدیدی را برای جریانهای ضدصهیونیستی ایجاد کرده است.
▫️ در چنین شرایطی، رصد دقیق لایههای نخبگانی و دانشگاهی این همکاریها، برای درک مسیر آینده نفوذ رژیم صهیونیستی در قاره آفریقا اهمیت تعیینکنندهای خواهد داشت.
برای مطالعه گزارش کامل و جزئیات این همکاری کلیک کنید.
#اندیشکده_قرار
وبسایت |پیامرسان بله | تلگرام
@gharar_tt
🔻کاسبان جنگ: پسران ترامپ یازده روز قبل از آغاز حملات به ایران حداقل یک و نیم میلیارد دلار در شرکت اسرائیلی «Xtend» سرمایهگذاری کردند.
#پژوهش_اختصاصی
💲«اریک ترامپ»، پسر دونالد ترامپ، در تاریخ ۱۷ فوریه ۱.۵ میلیارد دلار در شرکت اسرائیلی تولیدکننده پهپاد «Xtend» سرمایهگذاری کرد. هدف این سرمایهگذاری عرضه سهام «Xtend» در بورس نزدک از طریق ادغام این شرکت در هلدینگ آمریکایی «JFB Construction» بوده که اعلام شده تا نیمه سال 2026 محقق خواهد شد. در بیانیه شرکت «JFB Construction» اعلام شده که شرکت «Unusual Machines» سازنده پهپاد آمریکایی که پسر دیگر ترامپ، «دونالد ترامپ جونیور» سهامدار آن بوده و از سال 2024 به عنوان مشاور در آن استخدام شده نیز در این ادغام سرمایهگذاری میکند.
🔸حدود سه هفته بعد از مورد «Xtend» رسانهها خبر دادند که پسران ترامپ در حال ادغام شرکت پهپادی «Powerus» در هلدینگ خودشان به نام «Aureus Greenway» هستند. «Powerus» در حال پیگیری عقد قرارداد 1.1 میلیارد دلاری با پنتاگون است. هلدینگ «Aureus Greenway» که پیش از این در زمینه ورزش گلف و معاملات املاک و مستقلات فعالیت میکرد، با این ادغام قرار است به «Powerus Corporation» تغییر نام دهد و به نظر میرسد مسیر متفاوتی را در پیش بگیرد.
▪️در سالهای اخیر پهپادها به یکی از اقلام پرفروش پنتاگون تبدیل شدهاند و نقش محوری در میدان نبرد ایفا میکنند. با سرمایهگذاری میلیاردی پسران ترامپ در شرکتهای پهپادی در آستانه درگیری با ایران انتقادات زیادی درباره منافع شخصی ترامپ و نزدیکانش در جنگ ایران مطرح شده است. اما انتقادات از «Xtend» سابقه طولانیتری دارد.
👤شرکت «Xtend» در سال 2018 توسط «آویو شاپیرا» (Aviv Shapira) افسر نیروی هوایی رژیم صهیونیستی و کارمند سابق شرکت «البیت» و «تالس»، تأسیس شد ، اما رشد سریع این شرکت پس از مشارکت در نسلکشی غزه و به طور خاص مشارکت ادعایی آن در قتل شهید یحیی سنوار آغاز شد. در این رابطه شاپیرا در مصاحبه با پایگاه گلوبز ازعان میکند: «قبل از جنگ جذب سرمایه سخت بود، اما با جنگ ناگهان همه درها باز شد.»
⭕اساساً سنگ بنای بازاریابی «Xtend» -مانند دیگر شرکتهای نظامی-امنیتی صهیونیستی- استفاده از برچسب «combat-proven» یا «اثباتشده در میدان نبرد» است و به عبارت دیگر روی خون مردم مستضعف غرب آسیا موجسواری میکند. بر همین اساس اندکی پس از قتل یحیی سنوار «Xtend» توانست برندسازی گستردهای انجام دهد؛ جذب 40 میلیون دلار سرمایه از وزارت جنگ، قرارداد برای تامین 5 هزار پهپاد پیشرفته برای ارتش اسرائیلی و وضع قرارداد با دولت آمریکا به ارزش 8.8 میلیون دلار از جمله موفقیتهای تجاری این شرکت پس از قتل عام غزه است.
🔸در جولای 2025 «Xtend» دفتر و خط تولید خود را در فلوریدای آمریکا افتتاح کرد و اندکی بعد در «برنامه برتری پهپادیِ» (Drone Dominance Program) وزارت جنگ ترامپ یکی از 25 تأمینکننده ارتش آمریکا شد.
❗در مارس 2026 در میانه جنگ رمضان «Xtend» یک قرارداد 8 میلیون دلاری برای تحویل 5000 پهپاد به «یکی از کشورهای خاورمیانه» منعقد کرد که تا 25 میلیون دلار و 15 هزار پهپاد قابل گسترش است.
🌐شرکت «Xtend» غیر از تأسیسات خود در فلسطین اشغالی و آمریکا، در انگلیس، لتونی و سنگاپور هم فعالیت دارد.
مطالعه در سایت اندیشکده قرار
#اندیشکده_قرار
وبسایت | پیامرسان بله | تلگرام
@gharar_tt
🔻 چرا حفظ حاکمیت ایران بر تنگه هرمز قابل مذاکره نیست؟
حاکمیت بر تنگه هرمز بسیار فراتر از گرفتن عوارض و درآمدزایی، شاهراه ثبات و توسعه پایدار ایران در جهان پرآشوب کنونی است.
#خلاصه_سیاستی
(بخش یک از دو)
🔸 جهان و شاید مهمتر از آن، «خود ما» باید بپذیریم که دیگر وضعیت ایران به قبل از جنگ باز نمیگردد. دشمنان ما میخواستند نظم نوینی بر منطقه حکمفرما کنند و اکنون در دل این بزرگترین تهدید وجودی، یگانه فرصت ژئوپولتیک توسعۀ ایران قرار گرفته است. با فروپاشی ساختارهای سیاسی و نهادهای بین المللی، در جهان امروز غیر از قدرت سخت نظامی، تنها حضور فعالانه و پایدار در اقتصاد جهانی است که مرجعیت دارد. برای ایران که سالها تحت شدیدترین تحریمها و جنگ اقتصادی قرار گرفته است، حاکمیت بر تنگه هرمز تنها دارایی امروز ایران در آشفته بازار اقتصاد جهانی است که میتواند ضامن بقا، استقلال و توسعه کشور ما در یک گذار سخت تاریخی باشد. تنگه هرمز نقطهای است که جغرافیا، اقتصاد، فناوری و امنیت به یکدیگر گره خورده است.
🔹 روزانه حدود ۲۱ میلیون بشکه نفت خام و میعانات گازی از تنگه هرمز عبور میکند که نزدیک به ۲۰ درصد تقاضای جهانی را پوشش میدهد. اما وابستگی زنجیرههای تأمین جهانی به این گذرگاه، تنها در حوزه انرژی نیست. حدود یکسوم محمولههای جهانی کودهای شیمیایی و نیمی از تجارت گوگرد نیز از مسیر تنگه هرمز عبور میکند؛ رقمی که مستقیماً بر امنیت غذایی نیمکره شمالی اثر میگذارد. همزمان، زیرساختهای دیجیتال جهان نیز به این تنگه وابستهاند: بیش از ۹۰ درصد ترافیک اینترنت جهانی از طریق کابلهای فیبر نوری زیردریایی منتقل میشود که بخشی از شبکههای اصلی آن در بستر خلیج فارس متمرکز است. افزون بر این، حدود یکسوم هلیوم تصفیهشده جهان، که برای خنکسازی تجهیزات صنعت نیمهرساناها حیاتی است، از طریق همین آبراه صادر میشود.
🔹 اما نباید با تقلیل دادن اهمیت تنگه هرمز به این اعداد، لایههای پنهان قدرت در معادلات جهانی را نادیده گرفت. ارزش راهبردی تنگه هرمز «توان تنظیمی» آن است. کنترل تنگه هرمز میتواند این آبراه را به ابزاری برای بازتعریف موازنه در جنگ اقتصادی و خنثیسازی تحریمهای فراسرزمینی تبدیل کند. کنترل عملیاتی بر تنگه، بهمعنای نفوذ در شریانهای انرژی، اقتصاد دیجیتال، کشاورزی و صنایع پیشرفته است. با تثبیت تسلط بر تنگه هرمز (ولو عوارضی نیز گرفته نشود) ایران جایگه ویژهای در معادلات اقتصادی جهانی پیدا میکند و از کشوری که در جنگهای جهانی، موضوع مذاکره قدرتهای بزرگ بود، به کشوری بدل خواهد شد که در مناسبات قدرتهای جهان نقش ایفا میکند. کنترل تنگه هرمز شاید در کوتاه مدت خسارات عدیدهای به ایران وارد کند، اما موازنه قدرت و در نتیجه امنیت پایدار ایران و توسعه فردای کشور تا اندازه زیادی به آن وابسته است. بنابراین اگر قرار باشد ایران روزی با ایالات متحده به آتش بس پایدار برسد، آن روز زمانی خواهد بود که حاکمیت ایران بر تنگه هرمز پذیرفته شده و نوعی از موازنه قدرت ایجاد شده باشد.
🔸 پرونده تنگه هرمز را نباید حتی با پروندههای دیگر مانند برنامه هستهای یا توان موشکی مقایسه کرد؛ برنامههای هستهای و موشکی ممکن است از منظر «حقوق فروپاشیده بینالملل» مورد مناقشه قرار بگیرد، اما تنگه هرمز بخشی از قلمرو جغرافیایی و حاکمیت سرزمینی ایران است. این آبراه در آبهای بینالمللی قرار ندارد؛ بلکه در محدوده ۱۲ مایل دریایی آبهای سرزمینی ایران و عمان واقع شده و عرض حداقلی آن در باریکترین نقطه، تنها ۲۱ مایل دریایی است. این واقعیت، امکان وجود گذرگاه مستقل از حاکمیت ساحلی را منتفی میسازد. از سوی دیگر وقتی کشوری سالها با تحریمهای اقتصادی روبروست که هیچ پایه حقوقی ندارد، طبیعتاً حق دارد برای به دست آوردن حاکمیت اقتصادی خود دست به اقدام متقابل بزند. وقایع سالهای اخیر در صحنه بینالمللی هر ذهن بیدار و چشم بینایی را بر این واقعیت واقف کرده است که ادغام شدن ایران در بازارهای جهانی عاقبت خوشی برای این کشور نخواهد داشت؛ در چنین شرایطی کنترل تنگه هرمز میتواند ابزار به دست آوردن حاکمیت اقتصادی ایران باشد؛ حاکمیتی که با تحریمهای اولیه و ثانویه در سالهای اخیر ضربه جدی دیده است و تسلیم شدن دربرابر خواستههای ایالات متحده تنها به فروپاشی کامل این حاکمیت و به هرجومرج اقتصادی منجر خواهد شد.
مطالعه متن کامل
#اندیشکده_قرار
وبسایت | پیامرسان بله | تلگرام
@gharar_tt
🔻 چرا حفظ حاکمیت ایران بر تنگه هرمز قابل مذاکره نیست؟
حاکمیت بر تنگه هرمز بسیار فراتر از گرفتن عوارض و درآمدزایی، شاهراه ثبات و توسعه پایدار ایران در جهان پرآشوب کنونی است.
#خلاصه_سیاستی
(بخش دو از دو)
🔹 اعمال حاکمیت مؤثر بر این آبراه به این معناست که بخشی حیاتی از اقتصاد جهانی، از کنترل انحصاری یک قدرت فرامنطقهای خارج شده است. همین واقعیت را باید دلیل مواضع محتاطانه اخیر کشورهای اروپایی دانست: اروپا به ثبات انرژی و زنجیرههای تأمین از خلیج فارس وابسته است. مواضع دولت اسپانیا، نخست وزیر ایتالیا، رئیس جمهور فرانسه و موضع شرکت نفتی توتال که حاضر به پرداخت عوارض به ایران هستند تا تنگه باز بماند، ناشی از همین واقعیت است. با از دست رفتن تسلط عملیاتی ایران بر تنگه هرمز، اروپا قطعا به سمت همگرایی کامل با واشنگتن سوق خواهد یافت؛ چرا که هزینههای جایگزین و بیثباتی بازارها برایش غیرقابل تحمل است.
🔸 در مقابل سناریوهای محاصره دریایی ایالات متحده، علاوه بر پاسخ نظامی که در شرایط و زمان مناسب باید ارائه شود، باید تلاش شود از اهرمهای اقتصادی استفاده شود. بخش عمدهای از نفت خلیج فارس از تنگه هرمز به مقصد بازارهای مصرف آسیایی صادر میشود؛ استقامت ایران بر خواستههایش و فشار این کشورها به ایالات متحده میتواند مکمل واکنش بازارها باشد و معادله بازدارندگی را ترسیم کند. به عنوان مثال کشور چین با در اختیار داشتن ظرفیت فرآوری عناصر معدنی کمیاب که برای صنایع دفاعی، هوش مصنوعی و صنعت نیمهرساناها حیاتی است توانایی اعمال فشار متقابل بر ساختار تحریمی و تجاری واشنگتن را داراست.
🔸 باید در نظر گرفت توان کنونی ایران در تثبیت کنترل عملیاتی بر تنگه هرمز، تصادفی یا صرفاً ناشی از موقعیت جغرافیایی نیست؛ این امر به سادگی به دست نیامده و برای آن هزینه های بسیاری متحمل شدیم تا توانستیم پایگاههای آمریکا و زیرساختهای پشتیبانی آنها در منطقه را با کاهش چشمگیر توان عملیاتی روبرو کنیم. اگر امروز تنگه را به راحتی رها کنیم، هیچ تضمینی وجود ندارد که فردا دوباره بتوانیم این حاکمیت را بر آن اعمال کنیم و یقیناً دشمن برای آن برنامهریزی خواهد کرد.
🔸 در این گذار راهبردی، آمادگی برای مقابله با سناریوهای درگیری یا اقدامات خرابکارانه ضروری است، اما همچنین یکی از متغیرهای تعیینکننده، «آمادگی شناختی» و انسجام ذهنی جامعه و نهادهای تصمیمگیرنده است. تجربه جنگ اخیر و قدرت نظامی ایران نشان داد مولفههای اصلی پیش از آنکه در میدان فیزیکی تعیین تکلیف شوند، در ادراک هزینه-فرصتها و ظرفیتهای روانی طرفین شکل میگیرند.
🔹 کسانی که امروز از معاملهپذیر بودن کنترل تنگه هرمز سخن میگویند، از این واقعیت غافلاند که آنچه ساختار نظامی و اقتصادی ایالات متحده را از ورود به درگیری تمامعیار باز داشته، نه صرفاً توان متعارف، بلکه همچنین آسیبپذیری آنها در برابر اختلال جریانهای حیاتی جهانی است که از طریق همین آبراه امکانپذیر میشود. تنگه هرمز یک دارایی نقدشونده نیست، بلکه ستون فقرات امنیت، استقلال و توسعه ایران است و حفظ آن، ضامن ایجاد بازدارندگی پایدار در چهانی است که بهتدریج از نظم تکقطبی به سوی نظم چندمرکزی در حرکت است.
مطالعه متن کامل
وبسایت | پیامرسان بله | تلگرام
#اندیشکده_قرار
@gharar_tt
🔻فراتر از فیلترینگ؛ ضرورت بازنگری در شیوه حکمرانی شبکههای اجتماعی در ایران
(بخش اول)
ما باید از فرصت جنگ استفاده کنیم تا از دوگانه «بازی کردن در زمین دشمن» و «ایجاد انحصار برای عدهای در داخل» فراتر رفته و ضمن رسیدن به فهمی مشترک از مسئله به ارائه راهکارهایی عملی در این زمینه برسیم.
✍️حسین فتحی؛ اندیشکده قرار
🔸مسئله حکمرانی شبکههای اجتماعی در ایران، که در گفتمان عمومی عمدتاً تحت عنوان «فیلترینگ» شناخته میشود، متاسفانه بیشتر یک پرونده جناحی و سیاسی فهمیده میشود اما فراتر از چالشهای مختلف فنی و اجتماعی این مسئله به پرونده ارتباط ایران و ایالات متحده گره خورده است. با توجه به تشدید تنشهای منطقهای و ورود روابط ایران و ایالات متحده به مرحله جدیدی از تقابل، بازنگری در سیاستهای کلان فضای مجازی نه یک انتخاب سلیقهای، بلکه یک ضرورت امنیتی و حکمرانی است.
🔹در سالهای اخیر، پلتفرمهای غربی (نظیر اینستاگرام، فیسبوک و توییتر) نهتنها در مدیریت محتوا و اعمال محدودیتهای یکجانبه علیه کاربران و نهادهای ایرانی فعال بودهاند، بلکه اسناد و گزارشهای متعددی از همکاریهای ساختاری این شرکتها با نهادهای امنیتی-نظامی خارجی (از جمله پروژههایی نظیر نیمبوس گوگل) منتشر شده است. آشکار است که این پلتفرمهای دیجیتال نقش مهمی در زیستبوم اطلاعاتی و شناختی دشمنان ایران ایفا میکنند و دادههای جمعآوریشده میتواند در تقویت توان تحلیل و عملیاتی طرف مقابل نقش ایفا کند. با رویارویی مستقیم نظامی میان ایران و آمریکا این پلتفرمها و استارتاپهای مرتبط با آنها احتمالاً با هدف به جیب زدن ثروتهای هنگفت، برنامه های فناورانه متعددی جهت توسعه جنگ افزارهای دیجیتال اجرا خواهند کرد.
🔹در روزهای اخیر گزارشهای گستردهای از مسدودسازی حسابهای کاربران طرفدار ایران (عمدتا خارجنشین) در شبکههای اجتماعی آمریکایی، همراه با محدودیتهای اعمالشده بر فعالان رسانهای و تحلیلگران (از جمله مواردی مانند دستگیری #یوسف_عزیزی پژوهشگر برجسته که فعالیتهای دیجیتالشان در این بسترها ردیابی شده)، این واقعیت را پررنگتر میکند: فضای مجازی پلتفرمهای آمریکایی زمین بازی بیطرفی برای فعالیت رسانهای ما نیستند. وقتی ساختار انتشار محتوا، الگوریتمهای پیشنهاد و ترند شدن، مکانیزمهای سانسور و حتی قواعد احراز هویت در انحصار دشمنان ایران است، نمیتوان در این فضا به شکل برابر حضور داشت. حضور گسترده و سازماننیافته عموم جامعه در چنین محیطی، عملاً به معنای ورود به میدانی است که قواعد آن را طرف مقابل تعیین میکند.
🔹در این میان، برخی تحلیلها محدودیت دسترسی به پلتفرمهای خارجی را عامل اصلی رکود کسبوکارهای دیجیتال معرفی میکنند و بر خسارت گسترده قطعی اینترنت تاکید میکنند. هرچند آمارها و ارقام منطقی و باورپذیری در این زمینه ارائه نمیشود و تنها حدس و گمانهایی خیالی به عنوان داده ارائه میشود و باید درنظر داشت بخش عمدهای از کسبوکارهای خرد، تولیدکنندگان و اصناف ایرانی هماکنون بر بستر پلتفرمهای داخلی فعالیت میکنند، اما بررسیها نشان میدهد که مهمترین متغیر تأثیرگذار بر اقتصاد دیجیتال، نوسانات ساختاری و بیثباتی حکمرانی دیجیتال در کشور است. ترویج فعالیت کسبوکارهای خرد در بسترهای داخلی و ارائه راهکارهای جایگزین اتفاقی بود که باید سالها پیش رخ میداد.
🔹کاهش درآمد برخی تولیدکنندگان محتوا و دلالها در این پلتفرمها اگرچه از منظر فردی قابل توجه است، اما لزوماً به معنای زیان ملی نیست؛ بهویژه زمانی که این درآمدها وابسته به الگوریتمهای خارجی، همسو با جریانهای دشمن یا مبتنی بر ترویج الگوهای مصرفی وارداتی بوده است. بلاگرها مانند اقشار دیگر جامعه باید بدانند هر بالا رفتنی پایین آمدنی دارد. اگر دولت و مردم ایران در درآمدهای هنگفت بلاگرها سهیم بودند، حال باید درخسارت آنها نیز سهیم باشند. دولت وظیفه دارد با نگاهی بلندمدت منافع غالب مردم ایران را به شکل پایدار تأمین کند و نه آینده ایران را فدای حال فعالیتهای اقتصادی ناسالم و وابسته بخش اندکی از جامعه کند. در این میان ارائه بستههای حمایتی به کسبوکارها برای جبران خسارات، تبلیغ رایگان آنها در پلتفرمهای داخلی، ارائه معافیتهای مالیاتی، مکانیزمهای بیمه دیجیتال با مشارکت نهادهای حاکمیتی و مهمتر از همه دیپلماسی دیجیتال جهت تسهیل تجارت جایگزین از جمله راهکارهایی است باید دنبال شود.
مطالعه متن کامل
#اندیشکده_قرار
وبسایت | پیامرسان بله | تلگرام
@gharar_tt
🔻فراتر از فیلترینگ؛ ضرورت بازنگری در شیوه حکمرانی شبکههای اجتماعی در ایران
(بخش دوم)
✍️حسین فتحی؛ اندیشکده قرار
🔹دولت و نهادهای سیاستگذار باید درک کنند حمایت از شهروندان و فعالان اقتصادی در فضای دیجیتال وظیفه اصلی آنها باید باشد؛ اما این حمایت به واگذار کردن میدان به اینستاگرام خلاصه نمیشود؛ بلکه باید در قالب توسعه زیرساختهای امن، تدوین پروتکلهای شفاف انتقال داده و پیگیری دیپلماسی دیجیتال فعال تعریف شود. تکیه صرف بر محدودسازی دسترسی (فیلترینگ) بهعنوان یک اقدام انفعالی و بدون پشتوانه راهبردی، راهکاری ناپایدار است و در درازمدت تنها به فرسایش ظرفیتهای داخلی میانجامد. در نظر نگرفتن نیازهای مشروع و ضروری بخش مهمی از جامعه در ارتباط بینالمللی و استفاده از ابزارهای آنلاین نیز نمیتواند راهکار بلندمدت حاکمیت باشد. آنچه بیش از هر چیز ضرورت دارد این است که حکمرانی شبکههای اجتماعی در کشور از رویکردی واکنشی به نگرشی راهبردی و فعال تغییر مسیر دهد.
🔹نمونه راهکارهای راهبردی:
▪️توسعه و ترویج پلتفرمهای مستقل و غیرمتمرکز: بهطور مثال حمایت و ترویج بسترهایی نظیر Upscrolled و سایر شبکههای نوظهور که بر مالکیت داده، عدم وابستگی به غولهای فناوری غربی، ارائه محصولاتی با امنیت بالا متمرکز هسنتد. این پلتفرمها میتوانند جایگزینی امن برای فعالیتهای آموزشی، تجاری و عمومی فراهم کنند.
امروزه حضور فرماندهان نظامی و مدیران کشور در میانه جنگ در پلتفرمهای آمریکایی هیچ توجیهی ندارد. اگر مسئله رسیدن صدای آنها به گوش مخاطبان است، چرا رویه دونالد ترامپ را در پیش نمیگیرند که پیامهایش را در شبکه اجتماعی خود (Truth) منتشر میکند و لحظهای بعد کل شبکههای اجتماعی دیگر از آن پیام پر میشود. چرا سرداران و فرماندهان ما از این فرصت برای ترویج بسترهای داخلی یا پلتفرمهای مستقل بینالمللی استفاده نمیکنند؟
▪️دیپلماسی دیجیتال و همکاریهای زیرساختی با شرکای راهبردی: پرسش راهبردی این است که چرا ایجاد اکانتهای تجاری در بسترهایی مانند WeChat برای کسبوکارهای ایرانی با موانع فنی و حقوقی روبهروست؟ چرا موتورهای جستجو یاندکس و بایدو برای کاربران ایران چندان عملیاتی نیستند؟ تعریف کنسرسیومهای مشترک با کشورهای مستقل برای توسعه زیرساختهای پرداخت، تبادل داده رمزنگاریشده و استانداردهای احراز هویت دیجیتال میتواند وابستگی ساختاری به غرب را کاهش دهد.
🔸حکمرانی شبکههای اجتماعی دیگر نباید به یک بحث سیاسی و انتخاباتی در کشور ما تبدیل شود. ما باید از فرصت جنگ استفاده کنیم تا از دوگانه «بازی کردن در زمین دشمن» و «ایجاد انحصار برای عدهای در داخل» فراتر رفته و ضمن رسیدن به فهمی مشترک از مسئله به ارائه راهکارهایی عملی در این زمینه برسیم. این مسئله در درجه اول با مطالبهای ملی انجامپذیر خواهد بود.
مطالعه متن کامل
#اندیشکده_قرار
وبسایت | پیامرسان بله | تلگرام
@gharar_tt
⭕️ پنتاگون برای جبران کمبود تسلیحات به خودروسازان متوسل شده است.
#پایش
🔹وال استریت ژورنال در تاریخ 15 آوریل به نقل از افراد آگاه گزارش داد که دولت ترامپ میخواهد خودروسازان و سایر تولیدکنندگان آمریکایی نقش بیشتری در تولید سلاح ایفا کنند و در همین راستا مقامات ارشد پنتاگون مذاکراتی در مورد تولید سلاح و سایر تجهیزات نظامی با مدیران ارشد شرکتهایی از جمله «جنرال موتورز»، «فورد»، «GE Aerospace» و «Oshkosh» انجام دادهاند. مقامات دفاعی به این روزنامه گفتند که ممکن است به تولیدکنندگان آمریکایی برای حمایت از پیمانکاران نظامی سنتی نیاز باشد و بحث بر سر این است که آیا این شرکتها میتوانند به سرعت به تولیدات نظامی روی آورند یا خیر.
🔹پس از جنگ روسیه و اوکراین و نسلکشی و ماجراجوییهای رژیم صهیونیستی در منطقه، گزارشهای متعددی از کمبود ذخایر تسلیحاتی آمریکا خبر میداد. روی آوردن پنتاگون به شرکتهای غیرنظامی میتواند تأییدی بر عدم توانایی پیمانکاران نظامی ایالات متحده در تأمین تسلیحات کافی برای تجاوزگریهای دولت آمریکا باشد. بنابر اطلاعات موجود چنین اتفاقی تنها در جنگهای جهانی اول و دوم در آمریکا سابقه داشته است!
🔻شایسته است شرکتهای فوق الذکر در محاسبات خود برای پیوستن به ماجراجوییهای ترامپ، هزینه نابودی زیرساختها و منافعشان در غرب آسیا را هم محاسبه کنند. از جمله مرکز جنرال موتورز در هرتزلیا، مراکز «GE Aerospace» در دبی و دوحه و فهرستی که میتواند ادامه داشته باشد...
مطالعه در سایت اندیشکده قرار
#اندیشکده_قرار
وبسایت | پیامرسان بله | تلگرام
@gharar_tt
🔻 افزایش ارزش پول داخلی چطور میتواند تهدیدی مهم برای اقتصاد اسرائیل باشد؟
#تحلیل_کوتاه
🔸اقتصاد اسرائیل نیز مانند خود این رژیم ماهیتی سرطانگونه دارد و کاهش ارزش دلار نسبت به شِکِل، منجر به کاهش درآمدها در عین ثابت ماندن هزینه ها تبدیل خواهد شد.
🔹وابستگی بسیار زیاد اقتصاد رژیم صهیونیستی به دلار و درآمد حاصل از صادرات به ایالات متحده باعث میشود رشد ارزش پول داخلی پدیدهای کاملاً مثبت برای اقتصاد کلان به حساب نیاید. کارآفرینان و صادرکنندگان اسرائیلی نگران هستند که کاهش ارزش دلار نسبت به شِکِل به پایینترین سطح خود در دهههای اخیر، تهدیدی جدی برای صادرات و چشم انداز رشد اقتصادی اسرائیل باشد. شرکتهای فناورانه اسرائیلی عمده درآمدشان به دلار است و از سوی دیگر هزینه های عملیاتی آنها شامل حقوق پرسنل، اجاره و مالیات به شکل پرداخت می شود. وقتی ارزش شِکِل بالا می رود، درآمد دلاری این شرکتها درواقع کمتر شده است اما هزینه های اجراییشان ثابت باقی می ماند و این باعث کم شدن حاشیه سود آنها میشود.
🔹ارزش دلار نسبت به شِکِل پیش از جنگ 3.13 بود و تا 18 آوریل به 2.96 نیز رسید که این کمترین سطح قیمت دلار نسبت به شکل از سال 1995 است. کاهش 5.7 درصدی ارزش دلار در طی جنگ و کاهش حدود 19 درصدی نسبت به سال گذشته نشاندهنده چالشهای مهم صادرکنندگان اسرائیلی است که عمده آنها بازار ایالات متحده را هدف قرار دادهاند.
🔹صادرات رژیم صهیونیستی در سال 2025 به حدود 164 میلیارد دلار رسید (با افزایش 10 درصدی)؛ برطبق آمارها حدود 40 درصد از کل صادرات فناوریهای پیشرفته بهطور مستقیم به بازار آمریکا هدایت میشود. حدفاصل 2020 – 2025 صادرات هایتک اسرائیل به آمریکا رشد 180 درصدی داشته است. این وابستگی شدید به بازار آمریکا، افزایش قیمت شکل و به تبع آن هزینههای کار در اراضی اشغالی باعث خواهد شد انگیزه شرکتها برای انتقال فعالیتها به خاک آمریکا افزایش پیدا کند. با کاهش ارزش دلار سود شرکتهای فناوری آمریکایی کاهش پیدا خواهد کرد؛ سرعت تشکیل استارتاپهای جدید کاهش بیشتری پیدا می کند. نرخ اشتغال در حوزه تحقیق وتوسعه نیز کنون نسبت به سال گذشته 6.5 درصد کاهش داشته است .
🔸افزایش ارزش شکل نسبت به دلار برای مصرفکنندگان اسرائیلی اتفاق خوبی خواهد بود و واردکنندگان نیز در کوتاه مدت با افزایش درآمد روبرو خواهند شد. اما تولیدکنندگان و صادرکنندگان اسرائیلی که منابع درآمدی آنها دلاری است، با چالشهای مهمی روبرو خواهند شد. با افزایش نرخ هزینه نیروی کار در اراضی اشغالی، رژیم صهیونیستی به شکلی جدیتر با مهمترین چالش اقتصادش یعنی نداشتن نیروی کار روبرو خواهد شد.
مطالعه در سایت اندیشکده قرار
#اندیشکده_قرار
وبسایت | پیامرسان بله | تلگرام
@gharar_tt
🔻 تلاش اسرائیل و آذربایجان برای ایجاد مسیرهای جایگزین عبور انرژی از تنگه هرمز
مدیرعامل شرکت نیومد انرژی، اصلی ترین پیمانکار میدان گازی اسرائیل، معتقد است اسرائیل و آذربایجان میتوانند مسیرهایی جدید جهت انتقال نفت و گاز به کشورهای اروپایی فراهم کنند.
#پایش
🔸 یوسی ابو (Yossi Abu)، مدیرعامل شرکت نیومد انرژی (NewMed Energy) — بزرگترین پیمانکار میدان گازی لویاتان در مصاحبه با رسانه صهیونیستی گلوبز تأکید کرد که جنگ اخیر با ایران، فرصتهای جدیدی برای همکاریهای راهبردی انرژی میان اسرائیل و کشورهای حاشیه خلیج فارس ایجاد کرده است. وی با اشاره به تماسهای مستقیم با مقامات انرژی امارات و عربستان در طول جنگ، اظهار داشت: «اسرائیل میتواند کریدور انتقال نفت و گاز به مدیترانه باشد».
🔹 مدیرعامل این شرکت مهم انرژی اسرائیل با ترسیم «مثلث انرژی منطقهای» متشکل از کشورهای خلیج فارس، اسرائیل-مصر و آذربایجان، بر نقش کلیدی مسیرهای جایگزین تنگه هرمز برای عبور انرژی تأکید کرد: مسیر شمالی از طریق آذربایجان و ترکیه به اروپا (از طریق خط لوله گاز طبیعی ترانس-آناتولین - TANAP) و مسیر جنوبی از طریق مصر و اسرائیل به مدیترانه. وی همچنین به اهمیت میدان گازی آفرودیت (Aphrodite) در آبهای قبرس — که نیومد انرژی سهامدار آن است — بهعنوان منبع امن انرژی در شرایط بستهشدن تنگه هرمز اشاره نمود.
▪️ در همین راستا، شرکت نیومد انرژی قراردادی برای صادرات سالانه ۸ میلیارد مترمکعب گاز از میدان گازی آفرودیت به مصر امضا کرده و هدفگذاری کرده است که جریان گاز از سال ۲۰۳۱ آغاز شود. مدیرعامل نیومد همچنین از احتمال سرمایهگذاری شرکتهای عربی مانند صندوق مبادله امارات و شرکت ملی نفت آذربایجان (SOCAR) در پروژههای گازی اسرائیل خبر داد و افزود: «همانطور که پس از پیمان ابراهیم، مبادله در میدان تامار (Tamar) سرمایهگذاری کرد، اکنون نیز شاهد ورود سرمایههای جدید خواهیم بود.»
🔸 یوسی ابو در پاسخ به پرسش درباره روابط با ترکیه و سوریه، با احتیاط اظهار داشت که اسرائیل میتواند با تقویت جریانهای صلحطلب در سوریه و لبنان، به ثبات مرزی دست یابد. وی همچنین به نقش راهبردی محمد بن زاید (Mohamed bin Zayed)، در تحکیم همکاریهای منطقهای اشاره کرد و گفت: «رفتار امارات در جنگ اخیر نشان داد که پیمان ابراهیم یک مشارکت راهبردی واقعی است، نه صرفاً نمایشی.»
▪️ شرکت نیومد انرژی (NewMed Energy) یکی از شرکتهای پیشرو در بخش انرژی اسرائیل است که علاوه بر مدیریت سهام در میدانهای گازی لویاتان و تامار، در پروژههای اکتشافی مشترک با شرکتهای بینالمللی مانند بریتیش پترولیوم (BP) و شرکت ملی نفت آذربایجان (SOCAR) فعالیت دارد. این شرکت نقش محوری در صادرات گاز اسرائیل به مصر و اردن ایفا میکند و در سالهای اخیر تلاش کرده است با گسترش همکاریهای منطقهای، موقعیت اسرائیل را بهعنوان هاب انرژی شرق مدیترانه تثبیت نماید. با توجه به وابستگی فزاینده بازارهای آسیایی به گاز مایع (LNG) و آسیبپذیری مسیرهای دریایی در شرایط تنش، پروژههای نیومد انرژی میتوانند در معادلات امنیتی-اقتصادی منطقه نقش تعیینکنندهای ایفا کنند.
مطالعه در سایت اندیشکده قرار
#اندیشکده_قرار
وبسایت | پیامرسان بله | تلگرام
@gharar_tt