eitaa logo
اندیشکده قرار
46 دنبال‌کننده
17 عکس
2 ویدیو
0 فایل
اندیشکده قرار، محفلی برای گردهمایی مجموعه‌ای از افراد با یک آرمان مشترک... https://gharar-tt.ir/
مشاهده در ایتا
دانلود
🔻 چرا حفظ حاکمیت ایران بر تنگه هرمز قابل مذاکره نیست؟ حاکمیت بر تنگه هرمز بسیار فراتر از گرفتن عوارض و درآمدزایی، شاهراه ثبات و توسعه پایدار ایران در جهان پرآشوب کنونی است. (بخش یک از دو) 🔸 جهان و شاید مهمتر از آن، «خود ما» باید بپذیریم که دیگر وضعیت ایران به قبل از جنگ باز نمی‌گردد. دشمنان ما می‌خواستند نظم نوینی بر منطقه حکم‌فرما کنند و اکنون در دل این بزرگترین تهدید وجودی، یگانه فرصت ژئوپولتیک توسعۀ ایران قرار گرفته است. با فروپاشی ساختارهای سیاسی و نهادهای بین المللی، در جهان امروز غیر از قدرت سخت نظامی، تنها حضور فعالانه و پایدار در اقتصاد جهانی است که مرجعیت دارد. برای ایران که سال‌ها تحت شدیدترین تحریم‌ها و جنگ اقتصادی قرار گرفته است، حاکمیت بر تنگه هرمز تنها دارایی امروز ایران در آشفته بازار اقتصاد جهانی است که می‌تواند ضامن بقا، استقلال و توسعه کشور ما در یک گذار سخت تاریخی باشد. تنگه هرمز نقطه‌ای است که جغرافیا، اقتصاد، فناوری و امنیت به یکدیگر گره خورده است. 🔹 روزانه حدود ۲۱ میلیون بشکه نفت خام و میعانات گازی از تنگه هرمز عبور می‌کند که نزدیک به ۲۰ درصد تقاضای جهانی را پوشش می‌دهد. اما وابستگی زنجیره‌های تأمین جهانی به این گذرگاه، تنها در حوزه انرژی نیست. حدود یک‌سوم محموله‌های جهانی کودهای شیمیایی و نیمی از تجارت گوگرد نیز از مسیر تنگه هرمز عبور می‌کند؛ رقمی که مستقیماً بر امنیت غذایی نیم‌کره شمالی اثر می‌گذارد. همزمان، زیرساخت‌های دیجیتال جهان نیز به این تنگه وابسته‌اند: بیش از ۹۰ درصد ترافیک اینترنت جهانی از طریق کابل‌های فیبر نوری زیردریایی منتقل می‌شود که بخشی از شبکه‌های اصلی آن در بستر خلیج فارس متمرکز است. افزون بر این، حدود یک‌سوم هلیوم تصفیه‌شده جهان، که برای خنک‌سازی تجهیزات صنعت نیمه‌رساناها حیاتی است، از طریق همین آبراه صادر می‌شود. 🔹 اما نباید با تقلیل دادن اهمیت تنگه هرمز به این اعداد، لایه‌های پنهان قدرت در معادلات جهانی را نادیده گرفت. ارزش راهبردی تنگه هرمز «توان تنظیمی» آن است. کنترل تنگه هرمز می‌تواند این آبراه را به ابزاری برای بازتعریف موازنه در جنگ اقتصادی و خنثی‌سازی تحریم‌های فراسرزمینی تبدیل کند. کنترل عملیاتی بر تنگه، به‌معنای نفوذ در شریان‌های انرژی، اقتصاد دیجیتال، کشاورزی و صنایع پیشرفته است. با تثبیت تسلط بر تنگه هرمز (ولو عوارضی نیز گرفته نشود) ایران جایگه ویژه‌ای در معادلات اقتصادی جهانی پیدا می‌کند و از کشوری که در جنگ‌های جهانی، موضوع مذاکره قدرت‌های بزرگ بود، به کشوری بدل خواهد شد که در مناسبات قدرت‌های جهان نقش ایفا می‌کند. کنترل تنگه هرمز شاید در کوتاه مدت خسارات عدیده‌ای به ایران وارد کند، اما موازنه قدرت و در نتیجه امنیت پایدار ایران و توسعه فردای کشور تا اندازه زیادی به آن وابسته است. بنابراین اگر قرار باشد ایران روزی با ایالات متحده به آتش بس پایدار برسد، آن روز زمانی خواهد بود که حاکمیت ایران بر تنگه هرمز پذیرفته شده و نوعی از موازنه قدرت ایجاد شده باشد. 🔸 پرونده تنگه هرمز را نباید حتی با پرونده‌های دیگر مانند برنامه هسته‌ای یا توان موشکی مقایسه کرد؛ برنامه‌های هسته‌ای و موشکی ممکن است از منظر «حقوق فروپاشیده بین‌الملل» مورد مناقشه قرار بگیرد، اما تنگه هرمز بخشی از قلمرو جغرافیایی و حاکمیت سرزمینی ایران است. این آبراه در آب‌های بین‌المللی قرار ندارد؛ بلکه در محدوده ۱۲ مایل دریایی آب‌های سرزمینی ایران و عمان واقع شده و عرض حداقلی آن در باریک‌ترین نقطه، تنها ۲۱ مایل دریایی است. این واقعیت، امکان وجود گذرگاه مستقل از حاکمیت ساحلی را منتفی می‌سازد. از سوی دیگر وقتی کشوری سال‌ها با تحریم‌های اقتصادی روبروست که هیچ پایه حقوقی ندارد، طبیعتاً حق دارد برای به دست آوردن حاکمیت اقتصادی خود دست به اقدام متقابل بزند. وقایع سال‌های اخیر در صحنه بین‌المللی هر ذهن بیدار و چشم بینایی را بر این واقعیت واقف کرده است که ادغام شدن ایران در بازارهای جهانی عاقبت خوشی برای این کشور نخواهد داشت؛ در چنین شرایطی کنترل تنگه هرمز می‌تواند ابزار به دست آوردن حاکمیت اقتصادی ایران باشد؛ حاکمیتی که با تحریم‌های اولیه و ثانویه در سال‌های اخیر ضربه جدی دیده است و تسلیم شدن دربرابر خواسته‌های ایالات متحده تنها به فروپاشی کامل این حاکمیت و به هرج‌ومرج اقتصادی منجر خواهد شد. مطالعه متن کامل وب‌سایت | پیام‌رسان بله | تلگرام @gharar_tt
🔻 چرا حفظ حاکمیت ایران بر تنگه هرمز قابل مذاکره نیست؟ حاکمیت بر تنگه هرمز بسیار فراتر از گرفتن عوارض و درآمدزایی، شاهراه ثبات و توسعه پایدار ایران در جهان پرآشوب کنونی است. (بخش دو از دو) 🔹 اعمال حاکمیت مؤثر بر این آبراه به این معناست که بخشی حیاتی از اقتصاد جهانی، از کنترل انحصاری یک قدرت فرامنطقه‌ای خارج شده است. همین واقعیت را باید دلیل مواضع محتاطانه اخیر کشورهای اروپایی دانست: اروپا به ثبات انرژی و زنجیره‌های تأمین از خلیج فارس وابسته است. مواضع دولت اسپانیا، نخست وزیر ایتالیا، رئیس جمهور فرانسه و موضع شرکت نفتی توتال که حاضر به پرداخت عوارض به ایران هستند تا تنگه باز بماند، ناشی از همین واقعیت است. با از دست رفتن تسلط عملیاتی ایران بر تنگه هرمز، اروپا قطعا به سمت همگرایی کامل با واشنگتن سوق خواهد یافت؛ چرا که هزینه‌های جایگزین و بی‌ثباتی بازارها برایش غیرقابل تحمل است. 🔸 در مقابل سناریوهای محاصره دریایی ایالات متحده، علاوه بر پاسخ نظامی که در شرایط و زمان مناسب باید ارائه شود، باید تلاش شود از اهرم‌های اقتصادی استفاده شود. بخش عمده‌ای از نفت خلیج فارس از تنگه هرمز به مقصد بازارهای مصرف آسیایی صادر می‌شود؛ استقامت ایران بر خواسته‌هایش و فشار این کشورها به ایالات متحده می‌تواند مکمل واکنش بازارها باشد و معادله بازدارندگی را ترسیم کند. به عنوان مثال کشور چین با در اختیار داشتن ظرفیت فرآوری عناصر معدنی کمیاب که برای صنایع دفاعی، هوش مصنوعی و صنعت نیمه‌رساناها حیاتی است توانایی اعمال فشار متقابل بر ساختار تحریمی و تجاری واشنگتن را داراست. 🔸 باید در نظر گرفت توان کنونی ایران در تثبیت کنترل عملیاتی بر تنگه هرمز، تصادفی یا صرفاً ناشی از موقعیت جغرافیایی نیست؛ این امر به سادگی به دست نیامده و برای آن هزینه های بسیاری متحمل شدیم تا توانستیم پایگاه‌های آمریکا و زیرساخت‌های پشتیبانی آنها در منطقه را با کاهش چشمگیر توان عملیاتی روبرو کنیم. اگر امروز تنگه را به راحتی رها کنیم، هیچ تضمینی وجود ندارد که فردا دوباره بتوانیم این حاکمیت را بر آن اعمال کنیم و یقیناً دشمن برای آن برنامه‌ریزی خواهد کرد. 🔸 در این گذار راهبردی، آمادگی برای مقابله با سناریوهای درگیری یا اقدامات خرابکارانه ضروری است، اما همچنین یکی از متغیرهای تعیین‌کننده، «آمادگی شناختی» و انسجام ذهنی جامعه و نهادهای تصمیم‌گیرنده است. تجربه جنگ اخیر و قدرت نظامی ایران نشان داد مولفه‌های اصلی پیش از آنکه در میدان فیزیکی تعیین تکلیف شوند، در ادراک هزینه‌-فرصت‌ها و ظرفیت‌های روانی طرفین شکل می‌گیرند. 🔹 کسانی که امروز از معامله‌پذیر بودن کنترل تنگه هرمز سخن می‌گویند، از این واقعیت غافل‌اند که آنچه ساختار نظامی و اقتصادی ایالات متحده را از ورود به درگیری تمام‌عیار باز داشته، نه صرفاً توان متعارف، بلکه همچنین آسیب‌پذیری آن‌ها در برابر اختلال جریان‌های حیاتی جهانی است که از طریق همین آبراه امکان‌پذیر می‌شود. تنگه هرمز یک دارایی نقدشونده نیست، بلکه ستون فقرات امنیت، استقلال و توسعه ایران است و حفظ آن، ضامن ایجاد بازدارندگی پایدار در چهانی است که به‌تدریج از نظم تک‌قطبی به سوی نظم چندمرکزی در حرکت است. مطالعه متن کامل وب‌سایت | پیام‌رسان بله | تلگرام @gharar_tt
🔻فراتر از فیلترینگ؛ ضرورت بازنگری در شیوه حکمرانی شبکه‌های اجتماعی در ایران (بخش اول) ما باید از فرصت جنگ استفاده کنیم تا از دوگانه «بازی کردن در زمین دشمن» و «ایجاد انحصار برای عده‌ای در داخل» فراتر رفته و ضمن رسیدن به فهمی مشترک از مسئله به ارائه راهکارهایی عملی در این زمینه برسیم. ✍️حسین فتحی؛ اندیشکده قرار 🔸مسئله حکمرانی شبکه‌های اجتماعی در ایران، که در گفتمان عمومی عمدتاً تحت عنوان «فیلترینگ» شناخته می‌شود، متاسفانه بیشتر یک پرونده جناحی و سیاسی فهمیده می‌شود اما فراتر از چالشهای مختلف فنی و اجتماعی این مسئله به پرونده ارتباط ایران و ایالات متحده گره خورده است. با توجه به تشدید تنش‌های منطقه‌ای و ورود روابط ایران و ایالات متحده به مرحله جدیدی از تقابل، بازنگری در سیاست‌های کلان فضای مجازی نه یک انتخاب سلیقه‌ای، بلکه یک ضرورت امنیتی و حکمرانی است. 🔹در سال‌های اخیر، پلتفرم‌های غربی (نظیر اینستاگرام، فیسبوک و توییتر) نه‌تنها در مدیریت محتوا و اعمال محدودیت‌های یک‌جانبه علیه کاربران و نهادهای ایرانی فعال بوده‌اند، بلکه اسناد و گزارش‌های متعددی از همکاری‌های ساختاری این شرکت‌ها با نهادهای امنیتی-نظامی خارجی (از جمله پروژه‌هایی نظیر نیمبوس گوگل) منتشر شده است. آشکار است که این پلتفرم‌های دیجیتال نقش مهمی در زیست‌بوم اطلاعاتی و شناختی دشمنان ایران ایفا می‌کنند و داده‌های جمع‌آوری‌شده می‌تواند در تقویت توان تحلیل و عملیاتی طرف مقابل نقش ایفا کند. با رویارویی مستقیم نظامی میان ایران و آمریکا این پلتفرمها و استارتاپهای مرتبط با آنها احتمالاً با هدف به جیب زدن ثروتهای هنگفت، برنامه های فناورانه متعددی جهت توسعه جنگ افزارهای دیجیتال اجرا خواهند کرد. 🔹در روزهای اخیر گزارش‌های گسترده‌ای از مسدودسازی حساب‌های کاربران طرفدار ایران (عمدتا خارج‌نشین) در شبکه‌های اجتماعی آمریکایی، همراه با محدودیت‌های اعمال‌شده بر فعالان رسانه‌ای و تحلیلگران (از جمله مواردی مانند دستگیری پژوهشگر برجسته که فعالیت‌های دیجیتالشان در این بسترها ردیابی شده)، این واقعیت را پررنگ‌تر می‌کند: فضای مجازی پلتفرمهای آمریکایی زمین بازی بی‌طرفی برای فعالیت رسانه‌ای ما نیستند. وقتی ساختار انتشار محتوا، الگوریتم‌های پیشنهاد و ترند شدن، مکانیزم‌های سانسور و حتی قواعد احراز هویت در انحصار دشمنان ایران است، نمیتوان در این فضا به شکل برابر حضور داشت. حضور گسترده و سازمان‌نیافته عموم جامعه در چنین محیطی، عملاً به معنای ورود به میدانی است که قواعد آن را طرف مقابل تعیین می‌کند. 🔹در این میان، برخی تحلیل‌ها محدودیت دسترسی به پلتفرم‌های خارجی را عامل اصلی رکود کسب‌وکارهای دیجیتال معرفی می‌کنند و بر خسارت گسترده قطعی اینترنت تاکید می‌کنند. هرچند آمارها و ارقام منطقی و باورپذیری در این زمینه ارائه نمی‌شود و تنها حدس و گمانهایی خیالی به عنوان داده ارائه می‌شود و باید درنظر داشت بخش عمده‌ای از کسب‌وکارهای خرد، تولیدکنندگان و اصناف ایرانی هم‌اکنون بر بستر پلتفرم‌های داخلی فعالیت می‌کنند، اما بررسی‌ها نشان می‌دهد که مهم‌ترین متغیر تأثیرگذار بر اقتصاد دیجیتال، نوسانات ساختاری و بی‌ثباتی حکمرانی دیجیتال در کشور است. ترویج فعالیت کسب‌وکارهای خرد در بسترهای داخلی و ارائه راهکارهای جایگزین اتفاقی بود که باید سالها پیش رخ می‌داد. 🔹کاهش درآمد برخی تولیدکنندگان محتوا و دلالها در این پلتفرمها اگرچه از منظر فردی قابل توجه است، اما لزوماً به معنای زیان ملی نیست؛ به‌ویژه زمانی که این درآمدها وابسته به الگوریتم‌های خارجی، همسو با جریان‌های دشمن یا مبتنی بر ترویج الگوهای مصرفی وارداتی بوده است. بلاگرها مانند اقشار دیگر جامعه باید بدانند هر بالا رفتنی پایین آمدنی دارد. اگر دولت و مردم ایران در درآمدهای هنگفت بلاگرها سهیم بودند، حال باید درخسارت آنها نیز سهیم باشند. دولت وظیفه دارد با نگاهی بلندمدت منافع غالب مردم ایران را به شکل پایدار تأمین کند و نه آینده ایران را فدای حال فعالیتهای اقتصادی ناسالم و وابسته بخش اندکی از جامعه کند. در این میان ارائه بسته‌های حمایتی به کسب‌وکارها برای جبران خسارات، تبلیغ رایگان آنها در پلتفرمهای داخلی، ارائه معافیتهای مالیاتی، مکانیزم‌های بیمه دیجیتال با مشارکت نهادهای حاکمیتی و مهم‌تر از همه دیپلماسی دیجیتال جهت تسهیل تجارت جایگزین از جمله راهکارهایی است باید دنبال شود. مطالعه متن کامل وب‌سایت | پیام‌رسان بله | تلگرام @gharar_tt
🔻فراتر از فیلترینگ؛ ضرورت بازنگری در شیوه حکمرانی شبکه‌های اجتماعی در ایران (بخش دوم) ✍️حسین فتحی؛ اندیشکده قرار 🔹دولت و نهادهای سیاست‌گذار باید درک کنند حمایت از شهروندان و فعالان اقتصادی در فضای دیجیتال وظیفه اصلی آنها باید باشد؛ اما این حمایت به واگذار کردن میدان به اینستاگرام خلاصه نمی‌شود؛ بلکه باید در قالب توسعه زیرساخت‌های امن، تدوین پروتکل‌های شفاف انتقال داده و پیگیری دیپلماسی دیجیتال فعال تعریف شود. تکیه صرف بر محدودسازی دسترسی (فیلترینگ) به‌عنوان یک اقدام انفعالی و بدون پشتوانه راهبردی، راهکاری ناپایدار است و در درازمدت تنها به فرسایش ظرفیت‌های داخلی می‌انجامد. در نظر نگرفتن نیازهای مشروع و ضروری بخش مهمی از جامعه در ارتباط بین‌المللی و استفاده از ابزارهای آنلاین نیز نمی‌تواند راهکار بلندمدت حاکمیت باشد. آنچه بیش از هر چیز ضرورت دارد این است که حکمرانی شبکه‌های اجتماعی در کشور از رویکردی واکنشی به نگرشی راهبردی و فعال تغییر مسیر دهد. 🔹نمونه راهکارهای راهبردی: ▪️توسعه و ترویج پلتفرم‌های مستقل و غیرمتمرکز: به‌طور مثال حمایت و ترویج بسترهایی نظیر Upscrolled و سایر شبکه‌های نوظهور که بر مالکیت داده، عدم وابستگی به غولهای فناوری غربی، ارائه محصولاتی با امنیت بالا متمرکز هسنتد. این پلتفرم‌ها می‌توانند جایگزینی امن برای فعالیت‌های آموزشی، تجاری و عمومی فراهم کنند. امروزه حضور فرماندهان نظامی و مدیران کشور در میانه جنگ در پلتفرمهای آمریکایی هیچ توجیهی ندارد. اگر مسئله رسیدن صدای آنها به گوش مخاطبان است، چرا رویه دونالد ترامپ را در پیش نمی‌گیرند که پیامهایش را در شبکه اجتماعی خود (Truth) منتشر می‌کند و لحظه‌ای بعد کل شبکه‌های اجتماعی دیگر از آن پیام پر می‌شود. چرا سرداران و فرماندهان ما از این فرصت برای ترویج بسترهای داخلی یا پلتفرمهای مستقل بین‌المللی استفاده نمی‌کنند؟ ▪️دیپلماسی دیجیتال و همکاری‌های زیرساختی با شرکای راهبردی: پرسش راهبردی این است که چرا ایجاد اکانت‌های تجاری در بسترهایی مانند WeChat برای کسب‌وکارهای ایرانی با موانع فنی و حقوقی روبه‌روست؟ چرا موتورهای جستجو یاندکس و بایدو برای کاربران ایران چندان عملیاتی نیستند؟ تعریف کنسرسیوم‌های مشترک با کشورهای مستقل برای توسعه زیرساخت‌های پرداخت، تبادل داده رمزنگاری‌شده و استانداردهای احراز هویت دیجیتال می‌تواند وابستگی ساختاری به غرب را کاهش دهد. 🔸حکمرانی شبکه‌های اجتماعی دیگر نباید به یک بحث سیاسی و انتخاباتی در کشور ما تبدیل شود. ما باید از فرصت جنگ استفاده کنیم تا از دوگانه «بازی کردن در زمین دشمن» و «ایجاد انحصار برای عده‌ای در داخل» فراتر رفته و ضمن رسیدن به فهمی مشترک از مسئله به ارائه راهکارهایی عملی در این زمینه برسیم. این مسئله در درجه اول با مطالبه‌ای ملی انجام‌پذیر خواهد بود. مطالعه متن کامل وب‌سایت | پیام‌رسان بله | تلگرام @gharar_tt
⭕️ پنتاگون برای جبران کمبود تسلیحات به خودروسازان متوسل شده است. 🔹وال استریت ژورنال در تاریخ 15 آوریل به نقل از افراد آگاه گزارش داد که دولت ترامپ می‌خواهد خودروسازان و سایر تولیدکنندگان آمریکایی نقش بیشتری در تولید سلاح ایفا کنند و در همین راستا مقامات ارشد پنتاگون مذاکراتی در مورد تولید سلاح و سایر تجهیزات نظامی با مدیران ارشد شرکت‌هایی از جمله «جنرال موتورز»، «فورد»، «GE Aerospace» و «Oshkosh» انجام داده‌اند. مقامات دفاعی به این روزنامه گفتند که ممکن است به تولیدکنندگان آمریکایی برای حمایت از پیمانکاران نظامی سنتی نیاز باشد و بحث بر سر این است که آیا این شرکت‌ها می‌توانند به سرعت به تولیدات نظامی روی آورند یا خیر. 🔹پس از جنگ روسیه و اوکراین و نسل‌کشی و ماجراجویی‌های رژیم صهیونیستی در منطقه، گزارش‌های متعددی از کمبود ذخایر تسلیحاتی آمریکا خبر می‌داد. روی آوردن پنتاگون به شرکت‌های غیرنظامی می‌تواند تأییدی بر عدم توانایی پیمانکاران نظامی ایالات متحده در تأمین تسلیحات کافی برای تجاوزگری‌های دولت آمریکا باشد. بنابر اطلاعات موجود چنین اتفاقی تنها در جنگ‌های جهانی اول و دوم در آمریکا سابقه داشته است! 🔻شایسته است شرکت‌های فوق الذکر در محاسبات خود برای پیوستن به ماجراجویی‌های ترامپ، هزینه نابودی زیرساخت‌ها و منافعشان در غرب آسیا را هم محاسبه کنند. از جمله مرکز جنرال موتورز در هرتزلیا، مراکز «GE Aerospace» در دبی و دوحه و فهرستی که می‌تواند ادامه داشته باشد... مطالعه در سایت اندیشکده قرار وب‌سایت | پیام‌رسان بله | تلگرام @gharar_tt
🔻 افزایش ارزش پول داخلی چطور می‌تواند تهدیدی مهم برای اقتصاد اسرائیل باشد؟ 🔸اقتصاد اسرائیل نیز مانند خود این رژیم ماهیتی سرطان‌گونه دارد و کاهش ارزش دلار نسبت به شِکِل، منجر به کاهش درآمدها در عین ثابت ماندن هزینه ها تبدیل خواهد شد. 🔹وابستگی بسیار زیاد اقتصاد رژیم صهیونیستی به دلار و درآمد حاصل از صادرات به ایالات متحده باعث می‌شود رشد ارزش پول داخلی پدیده‌ای کاملاً مثبت برای اقتصاد کلان به حساب نیاید. کارآفرینان و صادرکنندگان اسرائیلی نگران هستند که کاهش ارزش دلار نسبت به شِکِل به پایینترین سطح خود در دهه‌های اخیر، تهدیدی جدی برای صادرات و چشم انداز رشد اقتصادی اسرائیل باشد. شرکتهای فناورانه اسرائیلی عمده درآمدشان به دلار است و از سوی دیگر هزینه های عملیاتی آنها شامل حقوق پرسنل، اجاره و مالیات به شکل پرداخت می شود. وقتی ارزش شِکِل بالا می رود، درآمد دلاری این شرکتها درواقع کمتر شده است اما هزینه های اجرایی‌شان ثابت باقی می ماند و این باعث کم شدن حاشیه سود آنها میشود. 🔹ارزش دلار نسبت به شِکِل پیش از جنگ 3.13 بود و تا 18 آوریل به 2.96 نیز رسید که این کمترین سطح قیمت دلار نسبت به شکل از سال 1995 است. کاهش 5.7 درصدی ارزش دلار در طی جنگ و کاهش حدود 19 درصدی نسبت به سال گذشته نشان‌دهنده چالشهای مهم صادرکنندگان اسرائیلی است که عمده آنها بازار ایالات متحده را هدف قرار داده‌اند. 🔹صادرات رژیم صهیونیستی در سال 2025 به حدود 164 میلیارد دلار رسید (با افزایش 10 درصدی)؛ برطبق آمارها حدود 40 درصد از کل صادرات فناوریهای پیشرفته به‌طور مستقیم به بازار آمریکا هدایت می‌شود. حدفاصل 2020 – 2025 صادرات هایتک اسرائیل به آمریکا رشد 180 درصدی داشته است. این وابستگی شدید به بازار آمریکا، افزایش قیمت شکل و به تبع آن هزینههای کار در اراضی اشغالی باعث خواهد شد انگیزه شرکتها برای انتقال فعالیتها به خاک آمریکا افزایش پیدا کند. با کاهش ارزش دلار سود شرکتهای فناوری آمریکایی کاهش پیدا خواهد کرد؛ سرعت تشکیل استارتاپهای جدید کاهش بیشتری پیدا می کند. نرخ اشتغال در حوزه تحقیق وتوسعه نیز کنون نسبت به سال گذشته 6.5 درصد کاهش داشته است . 🔸افزایش ارزش شکل نسبت به دلار برای مصرف‌کنندگان اسرائیلی اتفاق خوبی خواهد بود و واردکنندگان نیز در کوتاه مدت با افزایش درآمد روبرو خواهند شد. اما تولیدکنندگان و صادرکنندگان اسرائیلی که منابع درآمدی آنها دلاری است، با چالشهای مهمی روبرو خواهند شد. با افزایش نرخ هزینه نیروی کار در اراضی اشغالی، رژیم صهیونیستی به شکلی جدی‌تر با مهمترین چالش اقتصادش یعنی نداشتن نیروی کار روبرو خواهد شد. مطالعه در سایت اندیشکده قرار وب‌سایت | پیام‌رسان بله | تلگرام @gharar_tt
🔻 تلاش اسرائیل و آذربایجان برای ایجاد مسیرهای جایگزین عبور انرژی از تنگه هرمز مدیرعامل شرکت نیومد انرژی، اصلی ترین پیمانکار میدان گازی اسرائیل، معتقد است اسرائیل و آذربایجان میتوانند مسیرهایی جدید جهت انتقال نفت و گاز به کشورهای اروپایی فراهم کنند. 🔸 یوسی ابو (Yossi Abu)، مدیرعامل شرکت نیومد انرژی (NewMed Energy) — بزرگ‌ترین پیمانکار میدان گازی لویاتان در مصاحبه با رسانه صهیونیستی گلوبز تأکید کرد که جنگ اخیر با ایران، فرصت‌های جدیدی برای همکاری‌های راهبردی انرژی میان اسرائیل و کشورهای حاشیه خلیج فارس ایجاد کرده است. وی با اشاره به تماس‌های مستقیم با مقامات انرژی امارات و عربستان در طول جنگ، اظهار داشت: «اسرائیل می‌تواند کریدور انتقال نفت و گاز به مدیترانه باشد». 🔹 مدیرعامل این شرکت مهم انرژی اسرائیل با ترسیم «مثلث انرژی منطقه‌ای» متشکل از کشورهای خلیج فارس، اسرائیل-مصر و آذربایجان، بر نقش کلیدی مسیرهای جایگزین تنگه هرمز برای عبور انرژی تأکید کرد: مسیر شمالی از طریق آذربایجان و ترکیه به اروپا (از طریق خط لوله گاز طبیعی ترانس-آناتولین - TANAP) و مسیر جنوبی از طریق مصر و اسرائیل به مدیترانه. وی همچنین به اهمیت میدان گازی آفرودیت (Aphrodite) در آب‌های قبرس — که نیومد انرژی سهامدار آن است — به‌عنوان منبع امن انرژی در شرایط بسته‌شدن تنگه هرمز اشاره نمود. ▪️ در همین راستا، شرکت نیومد انرژی قراردادی برای صادرات سالانه ۸ میلیارد مترمکعب گاز از میدان گازی آفرودیت به مصر امضا کرده و هدف‌گذاری کرده است که جریان گاز از سال ۲۰۳۱ آغاز شود. مدیرعامل نیومد همچنین از احتمال سرمایه‌گذاری شرکت‌های عربی مانند صندوق مبادله امارات و شرکت ملی نفت آذربایجان (SOCAR) در پروژه‌های گازی اسرائیل خبر داد و افزود: «همان‌طور که پس از پیمان ابراهیم، مبادله در میدان تامار (Tamar) سرمایه‌گذاری کرد، اکنون نیز شاهد ورود سرمایه‌های جدید خواهیم بود.» 🔸 یوسی ابو در پاسخ به پرسش درباره روابط با ترکیه و سوریه، با احتیاط اظهار داشت که اسرائیل می‌تواند با تقویت جریان‌های صلح‌طلب در سوریه و لبنان، به ثبات مرزی دست یابد. وی همچنین به نقش راهبردی محمد بن زاید (Mohamed bin Zayed)، در تحکیم همکاری‌های منطقه‌ای اشاره کرد و گفت: «رفتار امارات در جنگ اخیر نشان داد که پیمان ابراهیم یک مشارکت راهبردی واقعی است، نه صرفاً نمایشی.» ▪️ شرکت نیومد انرژی (NewMed Energy) یکی از شرکت‌های پیشرو در بخش انرژی اسرائیل است که علاوه بر مدیریت سهام در میدان‌های گازی لویاتان و تامار، در پروژه‌های اکتشافی مشترک با شرکت‌های بین‌المللی مانند بریتیش پترولیوم (BP) و شرکت ملی نفت آذربایجان (SOCAR) فعالیت دارد. این شرکت نقش محوری در صادرات گاز اسرائیل به مصر و اردن ایفا می‌کند و در سال‌های اخیر تلاش کرده است با گسترش همکاری‌های منطقه‌ای، موقعیت اسرائیل را به‌عنوان هاب انرژی شرق مدیترانه تثبیت نماید. با توجه به وابستگی فزاینده بازارهای آسیایی به گاز مایع (LNG) و آسیب‌پذیری مسیرهای دریایی در شرایط تنش، پروژه‌های نیومد انرژی می‌توانند در معادلات امنیتی-اقتصادی منطقه نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کنند. مطالعه در سایت اندیشکده قرار وب‌سایت | پیام‌رسان بله | تلگرام @gharar_tt
🔻پیش بینی فرمانده سابق واحد 504 ارتش اسرائیل از جهش فناوری‌های دفاعی در دهه آینده فریدریک لاندو که هم اکنون به عنوان شریک تجاری صندوق سرمایه گذاری کینتیکا فعالیت میکند، معتقد است بودجه‌های دفاعی در جهان در حال ورود به چرخه‌ای مشابه جنگ سرد است. 🔸 فریدریک لاندو (Frédéric Landau)، شریک عمومی صندوق سرمایه‌گذاری خطرپذیر کینتیکا (Kinetica VC) و فرمانده سابق واحد ۵۰۴ نیروهای دفاعی اسرائیل - واحد تخصصی در حوزه اطلاعات انسانی و جذب عامل در خارج از مرزها تأکید کرد که دهه آینده شاهد «جهش فناوری‌های دفاعی» مشابه رونق سایبری دو دهه گذشته خواهد بود. وی با اشاره به تجربه سه‌ساله خود به‌عنوان رزمنده و فرمانده در این واحد و سپس خدمت در نیروی ذخیره، اظهار داشت: «این خدمت به من آموخت که افراد چگونه عمل می‌کنند، چگونه انگیزه می‌گیرند، چگونه می‌توان یک موقعیت را سریع اسکن و تحلیل کرد، و چگونه ریسک‌ها و فرصت‌ها را شناسایی نمود» 🔹 لاندو که پیش از ورود به حوزه سرمایه‌گذاری، مدرک کارشناسی علوم سیاسی و تاریخ از دانشگاه عبری اورشلیم و کارشناسی ارشد سیاست عمومی را اخذ کرده و زمانی به‌عنوان مشاور ارشد وزیر فعالیت میکرد، اکنون در کینتیکا بر شناسایی استارتاپ‌هایی تمرکز دارد که «جهش فناورانه واقعی» ارائه دهند، نه بهبودهای جزئی. این صندوق که در سال ۲۰۲۴ تأسیس شده، تاکنون از میان حدود ۵۰۰ استارتاپ بررسی‌شده، تنها در هفت شرکت از جمله لاین‌فایو (Line5)، پارتیکل (Particle) و لایت‌ویژن (LiteVision) سرمایه‌گذاری کرده و در مسیر جذب ۱۵۰ میلیون دلار سرمایه جدید قرار دارد. ▪️ ترکیب تیم کینتیکا شبکه ارتباط نظامی - امنیتی لاندو را نشان میدهد: سرتیپ آمیت کونیک (Amit Kunik)، از مقامات بلندپایه سابق جامعه اطلاعاتی اسرائیل، و سرلشکر سعر تزور (Saar Tzur)، فرمانده سابق فرماندهی شمالی ارتش اسرائیل، از شرکای این صندوق هستند. همچنین تیم مشاوره بین‌المللی کینتیکا شامل وزیر دفاع سابق ایتالیا، مسئول سابق تدارکات نیروی دریایی ایالات متحده، و وزیر نیروی دریایی سابق در دوره ترامپ می‌شود؛ شبکه‌ای که دسترسی این صندوق به بازارهای دفاعی غرب را تسهیل می‌کند. 🔸 لاندو با انتقاد از مدل اقتصادی فعلی پدافند اسرائیل که در آن موشک‌های گران‌قیمتی مانند آرو (Arrow) یا گنبد آهنین (Iron Dome) برای رهگیری پهپادهای چند هزار دلاری به کار می‌روند تأکید دارد که سرمایه‌گذاری در فناوری‌هایی که هم‌زمان «بهبود فناورانه» و «بهبود اقتصادی قابل‌توجه» ارائه دهند، اولویت کینتیکا است. وی همچنین با اشاره به افزایش بودجه‌های دفاعی اروپا پس از جنگ روسیه-اوکراین و بیداری کشورهای حاشیه خلیج فارس پس از درگیری‌های اخیر، پیش‌بینی کرد که حتی در صورت پایان جنگ‌های کنونی، ارتش‌های اروپا و ایالات متحده وارد مسابقه تسلیحاتی مشابه جنگ سرد خواهند شد. ▪️ فریدریک لاندو (فرانسوی‌تبار، متولد لندن، مهاجرت به اسرائیل در کودکی) نمونه‌ای از چرخش نخبگان نظامی-اطلاعاتی اسرائیل به حوزه سرمایه‌گذاری خطرپذیر دفاعی است. واحد ۵۰۴، که لاندو در آن خدمت کرده، یکی از واحدهای رده بالای سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل (آمان) است که بر جمع‌آوری اطلاعات انسانی در کشورهای هدف تمرکز دارد و فارغ‌التحصیلان آن معمولاً به موقعیت‌های راهبردی در بخش‌های امنیتی، دیپلماتیک یا تجاری منتقل می‌شوند. صندوق کینتیکا با ترکیب سرمایه غربی، شبکه‌های اطلاعاتی سابق و دسترسی به بازارهای منطقه‌ای، بخشی از اکوسیستم گسترده‌تری است که هدف آن تبدیل برتری فناورانه-نظامی اسرائیل به نفوذ اقتصادی و ژئوپلیتیک پایدار است. مطالعه در سایت اندیشکده قرار وب‌سایت | پیام‌رسان بله | تلگرام @gharar_tt
⭕️ 17 آوریل 2026: بازگشت بازار سهام آمریکا به روندهای پیش از جنگ 🔹 اکثر بازارهای سهام ایالات متحده روز پنجشنبه با ثبت قله‌های جدید به روند رشد پیش از جنگ خود بازگشتند و روز جمعه نیز علی‌رغم مبهم بودن سرنوشت جنگ، شوک عرضه نفت و پیش‌بینی‌های حاکی از کاهش رشد اقتصادی، به روند صعودی خود ادامه دادند. اما چرا؟ 🔹 دلیل اصلی این است که نوسانات بازار سهام، صرفا بر اساس وضعیت فعلی شکل نمی‌گیرد، بلکه بازتابی است از آنچه سرمایه‌گذاران فکر می‌کنند در آینده اتفاق خواهد افتاد. به نظر می‌رسد سرمایه‌گذاران آمریکا با تحولات چند روز اخیر به این نتیجه رسیده‌اند که درگیری غرب آسیا گره نه‌چندان کوری است که به سرعت باز خواهد شد و بنابراین آن را در افق 6 ماهه تا یکساله نادیده می‌گیرند. اما چرا؟ 🔹 پایگاه خبری آمریکایی «CNBC» به نقل از اقتصاددانان آمریکایی گزارش می‌کند که خوشبینی سرمایه‌گذاران عمدتاً به این دلیل است که بارفتارهای ترامپ شرطی شده‌اند و باور دارند اگر درد اقتصادی بیش از حد شدید شود، ترامپ عقب‌نشینی خواهد کرد؛ الگویی که در جنگ تعرفه‌ها نیز اجرا شد و میان تحلیل‌گران به نام «TACO» مشهور شده که مخفف این عبارت است: «ترامپ همیشه جا می‌زند!» (Trump always chickens out!). 🔹 در کنار تصور فوق، تحلیلگران این دلیل را نیز مطرح می‌کنند که «حباب هوش مصنوعی» در حال گسترش است و اشتیاق سرمایه‌گذاران در سهام هوش مصنوعی و فناوری که برای مثال تقریباً نیمی از ارزش شاخص «S&P500» را تشکیل می‌دهد، آنقدر به آینده امیدوارند که از تکانه‌هایی در حد جنگ رمضان چندان نگران نیستند. «وینتا سالاله» استراتژیست سبد سهام در «GMO» به یورونیوز گفت: «ما می‌توانیم شواهدی از سرخوشی، به ویژه در لایه کاربردی اکوسیستم هوش مصنوعی، ببینیم. اما برخلاف حباب‌های فناوری قبلی، این سرخوشی در بازار خصوصی تأمین مالی این حوزه به طور واضح‌تری وجود دارد.» 🔹 در کنار همه این موارد از نوع کنش‌گری ایران نیز نباید غافل شد. پس از یک شروع طوفانی، ایران به تدریج چهره یک بازیگر معامله‌پذیر را به نمایش گذاشت و این برداشت ایجاد شد که ایران هم، شاید نه به اندازه ترامپ، ولی به هر حال به دنبال راه خروج و عقب‌نشینی است. در واقع ترامپ آنقدر ضد و نقیض به هم می‌بافد که اظهارات او تنها تا جایی برای تحلیل‌گران قابل اعتماد است که طرف مقابل او صراحتاً یا تلویحاً آن را تأیید کند. بنابراین نبض بازارها و روایت‌ها، خواسته یا ناخواسته، تا حد زیادی در دست ایران است و این فرصت بزرگی است که باید از آن با دقت استفاده کرد و حداقل اجازه نداد که ترامپ بر اساس بازوبسته‌شدن هفتگی و ماهانه بازارها از مواضع ما بهره‌برداری کند. ( برای مطالعه گزارش به سایت اندیشکده قرار مراجعه کنید. ) ⏬ در ادامه وضعیت سه شاخص «S&P500»، «NASDAQ» و «Dow Jones» را اجمالاً بررسی می‌کنیم: وب‌سایت | پیام‌رسان بله | تلگرام @gharar_tt
اندیشکده قرار
⭕️ 17 آوریل 2026: بازگشت بازار سهام آمریکا به روندهای پیش از جنگ #تحلیل_کوتاه 🔹 اکثر بازارهای سهام
🔻 شاخص «S&P500» که از اوج 6900 در اواخر فوریه به 6300 در پایان مارس نزول کرده بود، با جبران این شکست به روند رشد قبلی خود بازگشته و در 17 آوریل به کانال 7100 رسید. نزدیک‌ترین شکست بزرگ این بازار در اوج جنگ تعرفه‌ای آمریکا و چین در مارس و آوریل 2025 بود که تقریبا 1100 واحد تنزل داشت و تا رسیدن به قله قبلی 4 ماه زمان برد. در مقایسه با آن شوک جنگ ایران تا اکنون تقریباً نیمی از آن فشار را به بازار وارد آورده است، هرچند اگر این تنزل پیش‌لرزه بوده و زلزله‌ها ادامه‌دار باشد قطعا دره‌های عمیق‌تر و عریض‌تری روی نمودار ظاهر خواهد شد. اما به هر حال تا اینجای کار روند بازیابی این بازار خوشبینانه‌تر از جنگ تعرفه‌ها بوده است. (برای مطالعه گزارش به سایت اندیشکده قرار مراجعه کنید.) وب‌سایت | پیام‌رسان بله| تلگرام @gharar_tt