eitaa logo
دَرغُبارِانتِظار˒🌥˓
252 دنبال‌کننده
690 عکس
759 ویدیو
5 فایل
˒ بِسمِ رَبِّ مَهدی ˓ 🌥𓂃 ִֶָ دَر غُبارِ اِنتِظار چِشم‌هایِمان رو بِه سِپیده اَست... شایَد این جُمعه‌ِ،هَمان صُبحِ موعود باشَد ִֶָ🤍" شروع:¹⁴⁰⁴.¹¹.¹ ⺌ پایان:شهادت ִֶָ ᥫ᭡ ⤸ ִֶָ ناشناسمون☁️⺌ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=l کپی ؟ فوروارد:)
مشاهده در ایتا
دانلود
السلام علیک یـٰا صاحب الزمـٰان:) ســلام روزتون بخیر🪞✨️ -𝐉𝐨𝐢𝐧 ⃟@mahdiyareRahbar𓂃 ִֶָ˖
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نترس ؛ خدا هست .
تاحالا خــُدا🤎 ؛ رو به خاطر اینکه هست و مراقب تونه شکر کردین =)؟ - الحمدالله . .
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همه از آمریکا میترسن ، جز شما🔥 -𝐉𝐨𝐢𝐧 ⃟@mahdiyareRahbar𓂃 ִֶָ˖
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دستتو روی صفحه نگه دار🙂 -𝐉𝐨𝐢𝐧 ⃟@mahdiyareRahbar𓂃 ִֶָ˖
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎧 | به تقلید از سخنگوی قرارگاه خاتم الانبیا 🎙 🎥 -𝐉𝐨𝐢𝐧 ⃟@mahdiyareRahbar𓂃 ִֶָ˖
از نی نی به سید مجید سید مجید: بفرما خانوم کوچولو -𝐉𝐨𝐢𝐧 ⃟@mahdiyareRahbar𓂃 ִֶָ˖
شکست‌ ناپذیری‌ اگر تصویر‌ بود!✊🏻🇮🇷 -𝐉𝐨𝐢𝐧 ⃟@mahdiyareRahbar𓂃 ִֶָ˖
مردم از جون مایه میزارن🥲 -𝐉𝐨𝐢𝐧 ⃟@mahdiyareRahbar𓂃 ִֶָ˖
جوان کافری عاشق دختر عمویش شد، عمویش یکی از رؤسای قبایل عرب بود.. جوان کافر رفت پیش عمو و گفت: عموجان من عاشق دخترت شده‌ام آمدم برای خواستگاری . . عموگفت : حرفی نیست ولی مهر دختر من بسیار سنگین است...!! جوان کافر گفت : عموجان هرچه باشد من می‌پذیرم . عموگفت : در شهر بدی‌ها (مدینه) دشمنی دارم که باید سر او را برایم بیاوری آنوقت دخترم از آن تو..!! جوان کافر گفت:عمو جان این دشمن تو اسمش چیست...؟! عمو گفت : اسم زیاد دارد؛ ولی بیشتر او را به نام (علی‌بن ابیطالب) می شناسند . . جوان کافر فوراً اسب را زین کرد و با شمشیر و نیزه و تیر و کمان و سنان راهی شهر بدی‌ها [مدینه] شد ... به بالای تپّه‌ی شهر که رسید دید در نخلستان جوان عربی در حال باغبانی و بیل زدن است؛ به نزدیک جوان عرب رفت. گفت: ای مرد عرب تو علی را می‌شناسی؟! جوان عرب گفت: تو را با علی چه‌ کار است...؟! جوان کافر گفت: آمده‌ام سرش را برای عمویم که رئیس و بزرگ قبیله‌مان است ببرم چون مهر دخترش کرده است...! جوان عرب گفت: تو حریف علی نمی‌شوی ...!! جوان کافر گفت: مگر علی را می‌شناسی؟! جوان عرب گفت : بله؛ من هر روز با او هستم و هر روز او را می‌بینم!! جوان کافر گفت : مگر علی چه هیبتی دارد که من نتوانم سر او را از تن جدا کنم...؟! جوان عرب گفت: قدی دارد به اندازه‌ی قد من ، هیکلی هم‌ هیکل من...! جوان کافر گفت: خب اگر مثل تو باشد که مشکلی نیست...!! مرد عرب گفت: اول باید بتوانی من را شکست بدهی تا علی را به تو نشان بدهم!! خب حالا چه برای شکست علی داری...؟! جوان کافر گفت: شمشیر و تیر و کمان و سنان... جوان عرب گفت: پس آماده باش!! جوان کافر خنده‌ای بلند کرد و گفت: تو با این بیل می‌خواهی مرا شکست دهی ؟!! پس آماده باش . . شمشیر را از نیام کشید. جوان کافر گفت: اسمت چیست؟ مرد جوان عرب جواب داد [عبدالله] (بنده‌ی خدا) و از آن جوان کافر پرسید نام تو چیست...؟! گفت: [فتاح] ، و با شمشیر به عبدالله حمله کرد... عبدالله در یک چشم به‌ هم زدن کتف و بازوی جوان کافر را گرفت و به آسمان بلند کرد و به زمین زد و با خنجر خود خواست تا جوان کافر را بکشد که دید اشک از چشم‌های جوان کافر جاری شد . . جوان عرب گفت: چرا گریه می‌کنی...؟! جوان کافر جواب داد: من عاشق دختر عمویم بودم آمده بودم تا سر علی را ببرم برای عمویم تا دخترش را به من بدهد حالا دارم به‌ دست تو باغبان کشته می‌شوم... مرد عرب جوان کافر را بلند کرد و گفت: بیا با این شمشیر سر مرا ببُر و برای عمویت ببَر...!! جوان کافر گفت :مگر تو که هستی ...؟! جوان عرب گفت منم (( اسدالله الغالب علی‌ ابن ابیطالب )) که اگر بتوانم دل بنده‌ای از بندگان خدا را شاد کنم ؛ حاضرم سر من مِهر دخترعمویت شود..!!! جوان کافر بلند بلند زد زیر گریه و به پای مولای دو عالم افتاد و گفت : من می‌خواهم از امروز غلام تو شوم یاعلی! پس👈فتاح شد 👈قنبر غلام علی‌بن ابیطالب... ▫️یاعلی! تو که برای رسیدن جوانی کافر به آرزویش سر هدیه کردی ؛ دست ما را هم محکم تر بگیر !! ◾️هر چقدر از روایت لذت بردی، بگو یاعلی.❤️‍🩹 -𝐉𝐨𝐢𝐧 ⃟@mahdiyareRahbar𓂃 ִֶָ˖