شرکت ما اینقدر شوته، چندتا ظرف بزرگ خرما گذاشته و نوشته «هپی رمدان».
همهی غیر مسلمونا از صبح تا عصر راه میرن خرما میخورن و مسلمونا با حرص خاصی تماشاگر این صحنهاند.
من تصمیممو گرفتم
شوهر کنم ترک تحصیل میکنم
بقیه اکتشافات کنن علم رو جلو ببرن
من میخوام زرشک پلو زعفرونی با ته دیگ چرب بپزم و به اقایی بگم چشم حاج اقا هرجور شما صلاح میدونید
وقتی میگن زن بشینه خونه واسه خودش “خانومی” کنه یعنی دقیقا چکار کنه؟! هی چایی بریزه برای خودش بگه بفرمایین خانومی! در خدمت باشیم، جوون.
یه یوتیوبر آفریقایی پیدا کردم خیلی فقیره، تو یه خرابه زندگی میکنه و به سختی میتونه دو وعده غذا در روز گیر بیاره و بخوره
هر روز صبح چند دقیقه از زندگیشو نگاه میکنم و بعد با روحیه بالا میرم سرکار
از ادمایی که جوری غذا میخورن که ذره ای از غذا ته بشقاب نمیمونه و بشقاب تمیز تمیزه خوشم میاد.
خونه اونجاییه که یه نفر میفهمه حالت خوش نیست. میفهمه خودت نیستی. میفهمه یه غمی رو دلته. خونه اونجاییه که یکی هست که براش مهمه حالت خوب باشه