⬛️◼️◾️▪️▪️▪️
⭕️ اثر مهم عزاداری در #تربیت_فرزند
#محرم انسان را مؤدّب میکند و ادب را به انسان میآموزد.
روضههای کربلا خودبهخود انسان را باادب و باحیا بار میآورد.
ادب ظرف حیا، تقوا و آورندۀ عبودیت در روح انسان است. 💯
ادب انسان را کنترل میکند و انسان
مؤدّب بسیاری از گناهان را مرتکب نمیشود.
مظهر ادب در کربلا اباالفضل العباس(ع) است.👌
✍ رسول خدا(ص) فرمودند:
🔆حق فرزند بر والدینش این است که او را مؤدب کند و به او ادب بیاموزد.
#استاد_پناهیان
🥀@Gilan_tanhamasir
شهید حمید باکری:
✅ از راحت طلبی و به دست آوردن روزی به طور ساده دوری نمایید.
🌺 @Gilan_tanhamasir
💢 دقت کنید که خداوند متعال دوست نداره به آدم رنج بده
اتفاقا در قرآن کریم هست که میفرماید خدا برای شما سختی نمیخواد و آسونی میخواد.
⭕️ ولی موضوع اینه که رنج در ذات و آفرینش دنیا وجود داره. رنج هایی مثل زمان و بیماری و مرگ و قوانین سخت دنیا و.... همگی مربوط به آفرینش جهان هست.
✅ هر کسی واقعا راحتی میخواد، خدا بهشت رو برای این کار قرار داده. میتونید تشریف ببرید😊
🌷 @Gilan_tanhamasir
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
⭕️ نتایج راحت طلبی
استاد پناهیان
🔷 @Gilan_tanhamasir
#سوال
#بیکاری
#راحت_طلبی
#تربیت_فرزند
سلام
وقت و عاقبت تون بخیر 🌹
تو این اوضاع که بچه ها کلی بیکاری دارند و واقعا وقتشون هرز میره
چه پیشنهادی برای اونا دارین
پسرم ۹ سالشه دوست داره کار کنه و درآمد داشته باشه
آیا تو این سن مناسبه؟؟
#پاسخ
🔷 حتما بچه هاتون رو از سن ۷ سالگی عادت بدید به کار کردن و اهل تلاش بودن.
✅ اگه در اطرافتون جایی هست که میشه فرزندتون رو بذارید تا اونجا یه کار اقتصادی کنه حتما این کار رو انجام بدید.
یا شاگرد مغازه بشه یا نهایتا توی خونه یه کار خونگی انجام بده.
💢 در هر صورت نذارید بچه هاتون راحت طلبانه صبح تا شب پای گوشی و کامپیوتر و تلویزیون وقتشون رو حروم کنند....
🌷 @Gilan_tanhamasir
تنهامسیریهای استان گیلان🌳
🌌 #رمان شب #بدون_تو_هرگز 50 "سرزمینِ غریب" ✍🏼 [ از قسمت پنجاهم به بعد خاطره از زبان دختر شهید سی
🎆 #رمان شب
#بدون_تو_هرگز 51
"اتاق عمل"
🔹دوره تخصصی زبان تموم شد ... و آغازِ دوره تحصیل و کار در بیمارستان بود ...
❇️ اگر دقت می کردی ... مشخص بود به همه سفارش کرده بودن تا هوای من رو داشته باشن ...
تا حدی که نماینده دانشگاه، شخصاً یه دانشجوی تازه وارد رو به رئیسِ بیمارستان و رئیسِ تیمِ جراحی عمومی معرفی کرد ... 😕
💢جالب ترین بخش، ریزِ اطلاعاتِ شخصی من بود ...همه چیز،حتی علاقه رنگی من ...
این همه تطبیقِ شرایط و محیط با سلیقه و روحیاتِ من غیرقابل باور و فراتر از تصادف و شانس بود ...
🚫از چینش و انتخابِ وسائل منزل ... تا ترکیبِ رنگی محیط و ...‼️
گاهی ترسِ کوچیکی دلم رو پر می کرد ... 😥
✔️ حالا اطلاعاتِ علمی و سابقه کاری ... چیزی بود که با خبر بودنش جای تعجب زیادی نداشت ...
🔸هر چی جلوتر می رفتم ... حدس هام از شک به یقین نزدیک تر می شد ... فقط یه چیز از ذهنم می گذشت ...
- چرا بابا؟ ... چرا؟ ...
🏢 توی دانشگاه و بخش ... مرتب از سوی اساتید و دانشجوها تشویق می شدم ...
و همچنان با قدرت پیش می رفتم و برای کسبِ علم و تجربه تلاش می کردم ...
🔷 بالاخره زمانِ حضورِ رسمی من،
در اوّلین عمل فرارسید ... اون هم کنارِ یکی از بهترین جراح های بیمارستان ..
همه چیز فوق العاده به نظر می رسید ... تا اینکه واردِ رختکنِ اتاق عمل شدم ... رختکن جدا بود ... امّا ...
ادامه دارد...
🌹@Gilan_tanhamasir
🌌 #رمان شب
#بدون_تو_هرگز 52
"شعله های جنگ"
⭕️ آستینِ لباس کوتاه بود ... یقه هفت ... ورودی اتاق عمل هم برای شستنِ دست ها و پوشیدنِ لباس اصلی یکی....
🔹چند لحظه توی ورودی ایستادم ... و به سالن و راهروهای داخلی که درِ اتاق های عمل بهش باز می شد نگاه کردم ...
حتی پرستارِ اتاق عمل و شخصی که لباس رو تنِ پزشک می کرد، مرد بود⚠️
برگشتم داخل و نشستم روی صندلی رختکن ... حضورِ شیطان و نزدیک شدنش رو بهم حس می کردم ...
😈 -اونها که مسلمان نیستن ... تو یه پزشکی ... این حرف ها و فکرها چیه؟ ... برای چی تردید کردی؟ ... حالا مگه چه اتفاقی می افته ...
- اگر بد بود که پدرت، تو رو به اینجا نمی فرستاد ... خواستِ خدا این بوده که بیای اینجا ...
- اگر خدا نمی خواست شرایط رو طور دیگه ای ترتیب می داد ...
- خدا که می دونست تو یه پزشکی ... ولی اگر الان نری توی اتاق عمل ... می دونی چی میشه؟ ... چه عواقبی در برداره؟ ...
- این موقعیتی رو که پدرِ شهیدت برات مهیّا کرده، سر یه چیزِ بی ارزش از دست نده ...
🔴 شیطان با همه قوا بهم حمله کرده بود ... حس می کردم دارم زیرِ فشارش له میشم ... سرم رو پایین انداختم و دستم رو گرفتم توی صورتم ...
🔸 - بابا ... من رو کجا فرستادی؟ .. تو ... یه مسلمانِ شهید... دخترِ مسلمانِ محجبه ات رو 😞
🔥 آتشِ جنگِ عظیمی که در وجودم شکل گرفته بود ... وحشتناک شعله می کشید ...
🔷 چشم هام رو بستم ...
- خدایا! توکل به خودت ... یا زهرا ... دستم رو بگیر ...
از جا بلند شدم و رفتم بیرون ... از تلفنِ بیرونِ اتاق عمل تماس گرفتم ...پرستار از داخل گوشی رو برداشت...📞
از جرّاحِ اصلی عذرخواهی کردم و گفتم شرایط برای ورودِ یک خانم به اتاق عمل، مناسب نیست ... و ...
🚫 از دیدِ همه، این یه حرکتِ مسخره و احمقانه بود ...
✅ امّا من آدمی نبودم که حتی برای یه هدفِ درست ... از راهِ غلط جلو برم ... حتی اگر تمام دنیا در برابرم صف بکشن ... مهم نبود به چه قیمتی ... چیزهای باارزش تری در قلب من وجود داشت ...
ادامه دارد...
🌹@Gilan_tanhamasir
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍂بِاِذنِ الله و بِاذنِ مَلائکَتِه و بِاذن سیدنا و مولانا اَباعَبدالله الْحُسین علیهالسلام ...
🍂بر تن میکنم رخت عزای سالاری را که؛
بر عظمت مصیبت بشر در فقدان او،
آسمان و زمین، قرنهاست که عزادارند...
و نزدیک است روزی که؛
رخت عزای زمین و آسمان را ...
آخرین فرزندش، از تن عالَم بدر خواهد کرد....انشاءالله
#شب_جمعه #محرم💔
#خدا_را_شڪر_گریان_حسینم🌷
🌹@Gilan_tanhamasir
ســـلام و درود محضر مبارک همه ی شما خوبان که سر سفره با برکت ائمه نشسته اید. 🌸
صبح زیبای آدینهتــون در پناه حـــق و فرخنده به عشق الهی🌺
🔘 ایام سوگواری حضرت عشق ، آقا اباعبدالله رو تسلیت عرض میکنیم.
🖤با عرض تسلیت محضر مبارک امام زمان (عج ) و محبین ایشان ،
ان شاءالله که دلامون همیشه مملو از مهر ائمه باشه ، و حوائج دنیا و آخرتمون به عنایتشون برآورده به خیر شود ....🤲
رزقهای معنوی نصیبتون و عزاداری هاتون مقبول حضرت حق🏴
#التماس_دعا 🤲
#محرم
#تنهامسیراستانگیلان
🥀@Gilan_tanhamasir