تو مثل اینکه خبر نداری من لا به لای خرابه هایی که آمیخته شده با غم حال وَ شادی گذشته ان میرم برای عکس گرفتن !
طعم گیلاس
قبل از حادثه واخون میکشم که تا زمانش یا بمیرم یا بی تفاوت شده باشم
واخون( داد و بیداد کردن از شدت رنج ، مثلا وقتی ی کسی میمیره خانوادهاش که داد و بیداد میکنن کرمونیا میگن داره واخون میکشه)
تراپی؟مرسی از مدرسه میام خونه نقاشی میکشم!
طعم گیلاس
باور کن هنوز امید دارم که امشب تموم میشه!(زجه و دست درد)
(شهید امیرعبداللهیان )
داشتم زندگیمو میکردم تا اینکه کنکور و خدافظی با مدرسه از دور سلام کرد ؛الان زیر پتو قایم شدم از دستش!