داشتم زندگیمو میکردم تا اینکه کنکور و خدافظی با مدرسه از دور سلام کرد ؛الان زیر پتو قایم شدم از دستش!
هدایت شده از شَنبَلیله
برای طعم گیلاس عزیزم:
به آرامی میدمد نفسِ گرم زمستانی اش، در میان برف گل میدهد و در میان سفید ها رنگ قرمزی بر بوم زندگی میشود:
عاشق صفحهی آخر این کتاب اشتباهیام که برای تو نوشتم.