توی نمیدونم ترین حالت ممکن ام ؛
امتحان نهایی که دارم ، جنگم که هست، تنها و اواره قمم که هستم ، درس ام که نخوندم ، الان هم خبر دادن که مامان بزرگم حالش داره بدتر و بدتر میشه
شبی که ملت دارن خودشونو پاره میکنن از بس که برای امتحان تاریخ میخونن
من روانی میشم چنل تلگرام اناری اعظم رو باز میکنم و با طنز تلخ اناری تا خود صب زجه و عربده میزنم و مثل بچگیام همه درد هام رو یاد میکنم و وسطش قلبم یک بار دیگه وایمسه به خاطر جنوب بعد که بابام زنگ میزنه تا ببینه تنهایی از جن ها میترسم یا نه در جواب خوبی دلت برامون تنگ نشده میگم خوبم دلم تنگ نشده و با اسنپ برا خودم دوباره چیپس خریدم و خوشی زده زیر دلم و ذکر میکنم که همه جن ها رو تو دستمال کاغذی زندونی کردم
طعم گیلاس
شبی که ملت دارن خودشونو پاره میکنن از بس که برای امتحان تاریخ میخونن من روانی میشم چنل تلگرام انار
اونقدر که دیگه علائم نگارشی پیامم رو هم چک نمیکنم!
پاس شدنه که بعیده همین که روم بشه برم سر جلسه امتحان خودش خیلیه (کتاب تازه نصفه ش😀د)