به طریق تن نمانی
اینکه بر گردی ببینی دیگه مثل قبل نیستی خیلی غم داره !
اینجوریه که برمیگردی که خودتو ببینی ولی اونقدر تغیر کردی که دیگه خودتم نمیشناسی ، و فقط چشمایی رو میشناسی که الان غرق در اشک و اندهن
" گاهی با هیچکس صحبت نمیکردم و گاه چنان با آنان صمیمی میشدم که دوستان بسیاری برای خود پیدا میکردم. شرایط روحی من در یک لحظه دگرگون و کاملاً متفاوت میشد.
_فئودور داستایفسکی
هدایت شده از روزمرگی با طعم املت ربی
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فرصت خداحافظی پیدا نکردن !