طعم گیلاس
ولی کاش میتونستم اون پیر مرد ۹۱ ساله باشم که از اذون مغرب تا نیمه شب توی یه پارک پر جمعیت به هرکس که
همین قدر ساده همین قدر دور از اضطراب اجتماعی
هدایت شده از ִֶָ𓏲࣪𝗙𝗂𝘃𝖾 𝗳𝖾𝗲𝗍 𝗮𝗉𝗮𝗋𝘁𓂃
چگونه شرح دهم لحظه لحظهی خود را وقتی زمان، تنها میگذرد و هیچکس نمیپرسد که در این گذر، چند بار فرو ریختم و با لبخند ادامه دادم؟