احتمالا وقتی میفهمی که بخش عظیمی از وجودت رو گرفته که دیگه پیشت نباشه (منحرفا بابا مو میگم)
طعم گیلاس
احتمالا وقتی میفهمی که بخش عظیمی از وجودت رو گرفته که دیگه پیشت نباشه (منحرفا بابا مو میگم)
حتی جمله بندی هم نداره اما ی خاطره که هست ، نیست؟!
چه بگویم و چگونه بگویم این انسان ها هم عجیب اند و همچنین به اندازه عجیب بودنشان مزخرف
طعم گیلاس
عجیبه، ولی میشه ؟ اون ورژنی از خودم رو که نه تنها شجاع نیست بلکه مثل چی از همه چی میترسه رو نشون بدم
(من میترسم حتی از کسی که در آغوشم گریه میکند!)
عجیبههه خیلی عجیبه ، دارم به ی سطح جدید از اجتماعی بودن میرسم(فقط به یکی از هم کلاسی های رندمم خیلی آروم سلام کردم)