Masale Tehranchi Part 3 - <unknown>.mp3
زمان:
حجم:
3.7M
🎙 پادکست «مسئله طهرانچی» | قسمت پایانی
«باید دوران جدیدی از «غنیسازی دانش» بسازیم!»
💠 در قسمت پایانی این مجموعه به چالشهای پیش روی خیزش علمی میپردازیم:
🔸 چرا موقعیت علمی کشور در چند سال اخیر افت کرده است؟
🔸«تله مرگ» در مسیر پیشرفت علمی چیست؟
🔸نقش شرکتهای دانش بنیان در خیزش جدید علمی چیست؟
🔸چرا ساختارهای قدیمی پاسخگوی مسائل امروز جامعه نیستند؟
🎙در این بخش بشنوید:
تحلیل ضرورت تحول ساختاری در دانشگاهها و گذر از صورتگرایی به مسئلهمحوری از زبان شهید دکتر طهرانچی.
#تولید_محتوا
#پادکست
💡معاونت پژوهش و فناوری بسیج دانشجویی استان گیلان
💠 بسیج دانشجویی استان گیلان
@Gilbso
🔹 برگزیدگان بسیج دانشجویی در جشنواره مالک اشتر استان گیلان
🔺 سرکار خانم زهرا محمدی
جانشین خواهر حوزه بسیج دانشجویی دانشگاه گیلان
برترین جانشین خواهر حوزه ناحیه بسیج دانشجویی استان گیلان
🔺 سرکار خانم پرنیا گل گشتی
جانشین خواهر حوزه بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد آستارا
برترین جانشین خواهر حوزه ناحیه بسیج دانشجویی استان گیلان
🔺 جناب آقای آرش یگانی نژاد
فرمانده پایگاه بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد تالش
برترین فرمانده پایگاه ناحیه بسیج دانشجویی استان گیلان
🔺 جناب آقای امیرحسین اسماعیل پور
فرمانده پایگاه بسیج دانشجویی دانشگاه شهید رجایی لاهیجان
برترین فرمانده پایگاه ناحیه بسیج دانشجویی استان گیلان
🔸 با آرزوی سلامتی و موفقیت روزافزون این عزیزان
💠 بسیج دانشجویی استان گیلان
@Gilbso
🔹 عمر آواز قناری 🔹
ده روزی از ماه صفر گذشته بود. مامان پارچه خریده بود و به خیاط خانم سفارش کرده بود تا فوری فوتی یک عبای مشکی خنک برایش بدوزد. بابا ماشین را برده بود تعمیرگاه، دم و دستگاهش چک شود تا به قول خودش توی جاده نگذاردشان. حس و حال سفر خانه را پر کرده بود، حس و حال خاص سفر اربعین.
من؟ من به فکر امتحاناتم بودم. چهارده امتحانِ سخت که بنا بود به قرارِ واقع در یک ماه و نیم بدهیم، اما اسرائیلِ خدا لعنت شده با جنگی که بهپا کرد، نگذاشت. ناچار امتحانات عقب افتاد. حالا باید بعد از اربعین رشت میبودم تا کل امتحانات ترم پنج پزشکی را در عرض هفده هجده روز به صورت فشرده و دولّا پهنا بدهم!
این شد که همراهشان نشدم.
پانزده صفر مامان و بابا رفتند. من ماندم و دلتنگی، برای مامان و بابا و بیشتر برای سیدالشهدا. بعد از دو سه روز، بابا پیام داد که نجفند. خانه دیگر جای ماندن نبود! پس من هم راه افتادم سمت مشهد که بروم خانه خواهرم. اما باز یک حالِ غریبِ غمگینی بودم. انگار توی دلم قناریای مرده باشد. به محض رسیدن، خواهرم پیشنهاد آسش را برای سردماغ آوردن من رو کرد. رستوران حاج حسن به صرف چلوگوشت گردن! افتادیم توی جاده شاندیز به مقصد رستوران. غم کماکان همنشین دلم بود اما وانمود میکردم خوبم. نباید طوری رفتار میکردم که خواهرم میفهمید تلاشش برای عوض کردن حال و هوایم نتیجهای نداده و ذوقش کور میشد.
در همین حال، تلفنم زنگ خورد. دوست دبیرستانم بود. بعد از کنکور، هر دو رشت قبول شدیم، او روانشناسی و من طبابت. مهمتر از اینها، پایه روضه رفتنها و کنج حرم خواهر امام کِز کردنهایم بود. گفت: «همین الآن بلیط سبزوار-تهران بگیر، بیا تهران! منم برای بعدازظهر دو تا بلیت تهران-نجف گیرم اومده!»
در بُهت شیرینی فرو رفتم. برای لحظاتی خودم را در نجف دیدم، در مشّایه، روبهروی ضریح شش گوشه. هزار قناری خوشخوان توی دلم زدند زیر آواز.
پرسیدم: «بلیطش چقدره؟»
گفت: «چهار و دویست.»
حساب پساندازم را چک کردم. دو و خوردهای. داشتم خرد خرد پول جمع میکردم تا به اتفاق رفقایم برویم کیش. حساب دیگرم را چک کردم. حدودا سه تومن. درست نصف پولی که برای انگشتر موردعلاقهام جمع کرده بودم. خواستم بگویم:«چه زیاد!» یاد این بیت افتادم:«یکی از بس که دلش تو غصه سوخته اومده/یکی هر هشت تا النگوشو فروخته اومده»
شرمم شد از حرف ناگفتهام. اربعینِ امام حسین زورش خیلی از سفر کیش و انگشتر طلا و هزار چیزِ دیگر بیشتر بود.
آن شب، برقِ ذوق چشمان من، تمام رستوران حاج حسن را روشن کرد! تمام جاده شاندیز را و حتی تمام مشهد را! دیگر خبری از آن دلگرفتگی که صحبتش را کرده بودم، نبود.
عمر خوشیام اما کوتاه بود، قدر آواز قناری. بلیت به مقصد تهران گیر نیامد و این شمع کوچک امید، فِسّی کرد و خاموش شد.
حقم بود! من آنقدرها لایق نبودم. آن زمان که مامان و بابا عزم رفتن کرده بودند، من گرفتاریهایم را پیش حسینبنعلی(ع) بهانه کردم. گیرِ دو دو تا چهارتای دنیایی امتحان و درس و فلان افتادم. غافل از اینکه آقای این عالم سیدالشهداست و حساب و کتابش با بقیه فرق میکند.
اما هیچ ناراحت نیستم. همان چند دقیقه دلشوره شیرینِ رسیدن یا نرسیدن به اباعبدالله برایم بس بود. در همان دقایق شعلهای در من گُر گرفت. شعلهای از جنس عشق و ایمان که در وجودم میگفت:«اربعینِ سال بعد، هر طور که شده خودم را به کربلا میرسانم...»
🖋 مهدیه نامنی
پزشکی
دانشگاه علومپزشکی گیلان
ورودی ۱۴۰۱
📌 ایران
#جاماندگان_اربعین
#پویش_در_مسیر_یکی_شدن
@revayat_fath_gilan
#روایت_فتح
💠 بسیج دانشجویی استان گیلان
@Gilbso
💢 بمناسبت هفته سلامتِ روان
﴿نشست تخصصی روانشناسی﴾
🔰 باحضور روانشناس، سرکار خانم نگین صفائی
🔅 زمان: چهارشنبه ۲۳مهر ۴۰۴ | ساعت ده صبح
📍 مکان: دانشکده منابعطبیعی صومعهسرا
🔹 پایگاه بسیجدانشجویی شهید بقائی دانشکده منابعطبیعی صومعهسرا
🆔 t.me/hamedbaqaei
#دفتر_صومعهسرا
💠 بسیج دانشجویی استان گیلان
@Gilbso
💢 برگزاری مسابقات دارت 🎯
✔️ به مناسبت هفته تربیت بدنی
🎁 به همراه اهدای جوایز به نفرات برتر
#بسیج_دانشجویی_دانشگاه_آزاد_اسلامی_سیاهکل
@Basijsiahkal
💠تربیت بدنی دانشجویی گیلان
Join╰➤ @morshod_gilani
💠 بسیج دانشجویی استان گیلان
@Gilbso
● آیین تکریم و معارفه مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت
نــور✨ | رسانه بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت
@noor_info
#آزاد_رشت
#گزارش_تصویری
💠 بسیج دانشجویی استان گیلان
@Gilbso
📍جلسه هماندیشی اعضای کانون مطالعات زنان و خانواده جهت برنامهریزی فعالیتهای دانشجویی
در روز سه شنبه در دفتر لنگرود برگزار گردید.
✅دفتر بسیج دانشجویی لنگرود
@daftar_langroud
#دفتر_لنگرود
#گزارش_تصویری
💠 بسیج دانشجویی استان گیلان
@Gilbso
📑 نام دانشمندان صاحب مقالههای دو درصد پراستناد:
دکتر فرهاد شیرینی
دکتر رضا انصاری خلخالی
دکتر محمد علی میرزازاده
دکتر میثم باقری تاجانی
دکتر بهرام فلاحتکار
دکتر سید ابوذر افتخاری
دکتر احمد صالحی دوبخشری
دکتر غلامحسین حامدی
دکتر اکبر خداپرست حقی
دکتر مجید آروند
دکتر رامین قربانی واقعی
دکتر حسین نصیرائی
دکتر مهیار عربانی
دکتر محمد کاظم حسن زاده اقدم
دکتر جعفر بی آزار
دکتر نوید قوی حسین زاده
دکتر شبنم سهراب نژاد،
دکتر زهرا سادات طباطبائیان
مرحوم دکتر نینا علیزاده
دکتر محمد کاظم انوری فرد
دکتر رضا جمشیدی چناری
دکتر رحمت مدندوست
دکتر اسدالله بافکری
دکتر سید حسین موسوی
✨ با آرزوی موفقیت روزافزون بزرگواران
💠 بسیج دانشجویی استان گیلان
@Gilbso