eitaa logo
{ کانال محافظ 🖤God mother }
44 دنبال‌کننده
5هزار عکس
285 ویدیو
1 فایل
بچه ها این کانال محافظ ما هستش لطفا همه بمونین تو کانال و عضو شین تا ما رو گم نکنین🙏🏻💖
مشاهده در ایتا
دانلود
۱ مرسی بابت انرژی و چشم ❤️ ۲ سلام کیمیا جان بله گذاشتم بالا که بچه ها بدونن کانال پاک شده و آیدی کانال جدیدت رو هم گذاشتم https://eitaa.com/Godmafia ۳ خوب نمی‌دونم شاید کار امیرحسین هم باشه بلاخره من خبر ندارم 😂🤷🏻‍♀ من اگه بگم که جذابیتی نمی‌مونه برای رمان و عکس کیمیا رو هم میزارم براتون چشم سعی می‌کنم جون به لبتون نکنم 😅💞 ۴ اون که تو کانال سوده گذاشته بودم رو میگی؟؟ ۵ چشم میزارم 😊
۱ چشم 💫 ۲ واقعا ببخشید به خدا من خودمم نمیدونم اصلا وقت نمی‌کنم بیام تو گوشی که بخوام فعالیت کنم براتون ولی سعی می‌کنم بیشتر فعالیت کنم 💖 ۳ خودمم نمی‌دونم هر آهنگی از هر خواننده ای گوش می‌کنم مهم اینکه آهنگش رو دوست داشته باشم ولی خوب ماکان بند رو دوس دارم ، علی یاسینی رو دوست دارم ، حامیم رو دوست دارم ، متین رو دوست دارم و کلی خواننده دیگه
من برم پارت بنویسم با تمام خستگی چون قول دادم بهتون
《 دلسا 》 پارت 44 بهاره بلاخره بعد از کلی پیام جداب داد ( متن پیام ) کیمیا: چیه چته هی پیام میدی ها من درگیر کارای توم که فردا بفرستم بری تو چرا انقدر پیام میدی بهاره: بزار با دلسا حرف بزنم وگرنه هیچ کاری نمی‌کنم کیمیا: دخترت خوابه بیهوشش کردیم زیاد جیغ میزد بهاره: چه قلطی کردی تو ها دلسا به بیهوشی حساسیت داره حالش بد میشه دلسا کجاس ها زودباش بگو ببینم اگر اتفاقی براش بیوفته همه چی رو بهرمجید میگم و نابودی می کنم فهميدی کیمیا: باشه بابا میگم درسش کنن بچه ها ولی اینو بدون اگر مجید بفهمه جنازه دخترت رو برات میفرستم بهاره: خفه شو همین الان دخترم و به هوش بیار و تصویری بهم زنگ بزن ببینمش کیمیا: من دستور میدم نه تو ( پایان متن پیام ) بهاره بعدش دیگه هرچی پیام دادم بهش جواب نداد نفسم و کلافه و با استرس بیرون دادم باید میدیدمش باید یه کاری می‌کرد اگر حالش رو خوب نمی‌کردن باید چیکار می کردم فکر و خیال داشت دیوونم می کرد استرس و نگرانی و همه باهم قاطی شده بودن صبا : بهاره رنگت پریده دختر داری می‌لرزی بهاره: چیزی نیست اوکیم متین : چیو اوکیم تو تب داری دختر بهاره : چیزی نیست یه کم گرمه بخواطر اونه کتم و پوتینم و اینارو در بیارم اوکی میشم ترلان: نه بهاره در نیار داخل اتاق هنوز صرفه این شومینه تا گرم کنه طول می‌کشه تو تب داری کلان قاطی کردی صبا : باشه من میرم یه قرصی شربتی چیزی بیارم تو هم بخواب رو تخت بهاره تا من بیام شما هم یه حوله سرد بزارین رو سرش تا تبش بالا نره متین : باشه اون با من ترلان صبا رفت تا قرص بیاره و متینم رفت حوله خیس کنه آروم کمک بهاره کردم تا دراز بکشه بهاره: من خوبم دارین شلوغش می‌کنین ترلان : هیش ساکت حرف نزن شوهرت تو رو سپرده دست ما چیزیت بشه پارمون میکنه پس ساکت بشین سرجات بهاره : شوهر من کیه ؟؟ ترلان : یجور میگه انگار ما خریم بابا ما خبر داریم که مجید پدر دختر شماس و شوهر شما خر که نیستیم بهاره: چی میگی برا خودت ترلان فک کنم تو بیشتر از من تب داری هزیون زیاد میگی ترلان : باشه بابا من هزیون میگم ولی هزیون های قشنگی میگم قبول داری ؟ بهاره : خفه شو من الان تو فکر دلسام بعد رفیق منو باش ترلان : خیالم راحت عزیزم به نظرم تو هم خیالت راحت باشه ک یه کم کمتر استرس بکش که اینجوری تب و لرز نکنی بیوفتی رو دست ما بابای دلسا مجیده خودتم خوب میدونی مجید هرکاری براش می‌کنه یعنی هرکاری برای تو دلسا حتا جونشم نیاز باشه میده دلسا رو هم سالم و سلامت میاره میزاره تو بغلت نگران نباش بهاره با حرفای ترلان واقعا موافق بودم و یه لبخند هم زدم به حرفاش واقعا مجید همینجوری بود از همون اول اصلا قبل از اینکه دلسا باشه هرکاری می‌کرد برای خوشحالیم و حال خوبم روزایی که واقعا حالم بد بود با تمام وجود کنارم بود با گریه هام گریه میکرد و با خنده هام می‌خندید فکر کردن بهشون و یاد آوری کردن خاطره ها باعث می‌شد حالم بهتر بشه متین: اینم حوله بفرمایید بهاره حوله رو گذاشت رو سرم چون خیلی سرد بود و بدنم گرم یه کم بدنم تکون خورد انکار که یه شوک دادن بهم متین: ببخشید یه کم زیادی آب سرد ریختم روش صبا : من اومدم دوستان بفرمایید اینم کلی قرص و شربت و سرم بهاره سوالی پرسیدم بهاره: سرم ؟ صبا : آره گفتم شاید به درد بخوره ترلان : خوب کردی بیا صبا رفتم کنارشون رو تخت نشستم و از پارچ کنار تخت یه کم ریختم تو لیوان و قرص رو از تو جاش دراوردم صبا: بفرما اینم قرص بخور ی تبت رو میاری پایین بهاره از جام بلند شدم و قرص و لیوان رو ازش گرفتم و خوردم و بعد باز دراز کشیدم ادامه دارد.......... "به قلم مهشید
اینم پارت جدید که ایشالا دوست داشته باشین و ناشناس رو هم حتما پر کنین ✨ پارت طولانی نشد ولی خوب قبولش کنین 😁
https://harfeto.timefriend.net/17175811630845 مهشید لینک پیام ناشناس ایجاد کرده است
شبتون به زیبایی وایب خوب این عکس و امیرعلی جان نبویان باشه 🙊❤️ We try to hide our feeling but forget our eyes speak🥀✨ https://eitaa.com/Godmater
شب بخیر 🍓
سلام بچه ها✨
زیبایی بهاره توصیف نشدنی 🥺💖 We try to hide our feeling but forget our eyes speak🥀✨ https://eitaa.com/Godmater
ولی این عکسای حامد 😍❤️ We try to hide our feeling but forget our eyes speak🥀✨ https://eitaa.com/Godmater