۱ مرسی بابت انرژی و چشم ❤️
۲ سلام کیمیا جان بله گذاشتم بالا که بچه ها بدونن کانال پاک شده و آیدی کانال جدیدت رو هم گذاشتم
https://eitaa.com/Godmafia
۳ خوب نمیدونم شاید کار امیرحسین هم باشه بلاخره من خبر ندارم 😂🤷🏻♀
من اگه بگم که جذابیتی نمیمونه برای رمان و عکس کیمیا رو هم میزارم براتون
چشم سعی میکنم جون به لبتون نکنم 😅💞
۴ اون که تو کانال سوده گذاشته بودم رو میگی؟؟
۵ چشم میزارم 😊
۱ چشم 💫
۲ واقعا ببخشید به خدا من خودمم نمیدونم اصلا وقت نمیکنم بیام تو گوشی که بخوام فعالیت کنم براتون
ولی سعی میکنم بیشتر فعالیت کنم 💖
۳ خودمم نمیدونم هر آهنگی از هر خواننده ای گوش میکنم
مهم اینکه آهنگش رو دوست داشته باشم
ولی خوب ماکان بند رو دوس دارم ، علی یاسینی رو دوست دارم ، حامیم رو دوست دارم ، متین رو دوست دارم و کلی خواننده دیگه
《 دلسا 》
پارت 44
بهاره
بلاخره بعد از کلی پیام جداب داد
( متن پیام )
کیمیا: چیه چته هی پیام میدی ها من درگیر کارای توم که فردا بفرستم بری تو چرا انقدر پیام میدی
بهاره: بزار با دلسا حرف بزنم وگرنه هیچ کاری نمیکنم
کیمیا: دخترت خوابه
بیهوشش کردیم زیاد جیغ میزد
بهاره: چه قلطی کردی تو ها
دلسا به بیهوشی حساسیت داره
حالش بد میشه دلسا کجاس ها زودباش بگو ببینم
اگر اتفاقی براش بیوفته همه چی رو بهرمجید میگم و نابودی می کنم فهميدی
کیمیا: باشه بابا میگم درسش کنن بچه ها
ولی اینو بدون اگر مجید بفهمه جنازه دخترت رو برات میفرستم
بهاره: خفه شو
همین الان دخترم و به هوش بیار و تصویری بهم زنگ بزن ببینمش
کیمیا: من دستور میدم نه تو
( پایان متن پیام )
بهاره
بعدش دیگه هرچی پیام دادم بهش جواب نداد
نفسم و کلافه و با استرس بیرون دادم
باید میدیدمش
باید یه کاری میکرد اگر حالش رو خوب نمیکردن باید چیکار می کردم
فکر و خیال داشت دیوونم می کرد
استرس و نگرانی و همه باهم قاطی شده بودن
صبا : بهاره رنگت پریده دختر داری میلرزی
بهاره: چیزی نیست اوکیم
متین : چیو اوکیم تو تب داری دختر
بهاره : چیزی نیست یه کم گرمه بخواطر اونه
کتم و پوتینم و اینارو در بیارم اوکی میشم
ترلان: نه بهاره در نیار داخل اتاق هنوز صرفه این شومینه تا گرم کنه طول میکشه
تو تب داری کلان قاطی کردی
صبا : باشه من میرم یه قرصی شربتی چیزی بیارم
تو هم بخواب رو تخت بهاره تا من بیام
شما هم یه حوله سرد بزارین رو سرش تا تبش بالا نره
متین : باشه اون با من
ترلان
صبا رفت تا قرص بیاره و متینم رفت حوله خیس کنه
آروم کمک بهاره کردم تا دراز بکشه
بهاره: من خوبم
دارین شلوغش میکنین
ترلان : هیش ساکت حرف نزن
شوهرت تو رو سپرده دست ما چیزیت بشه پارمون میکنه پس ساکت بشین سرجات
بهاره : شوهر من کیه ؟؟
ترلان : یجور میگه انگار ما خریم
بابا ما خبر داریم که مجید پدر دختر شماس
و شوهر شما
خر که نیستیم
بهاره: چی میگی برا خودت ترلان
فک کنم تو بیشتر از من تب داری
هزیون زیاد میگی
ترلان : باشه بابا من هزیون میگم ولی هزیون های قشنگی میگم قبول داری ؟
بهاره : خفه شو
من الان تو فکر دلسام بعد رفیق منو باش
ترلان : خیالم راحت عزیزم به نظرم تو هم خیالت راحت باشه ک یه کم کمتر استرس بکش که اینجوری تب و لرز نکنی بیوفتی رو دست ما
بابای دلسا مجیده
خودتم خوب میدونی مجید هرکاری براش میکنه
یعنی هرکاری برای تو دلسا
حتا جونشم نیاز باشه میده
دلسا رو هم سالم و سلامت میاره میزاره تو بغلت نگران نباش
بهاره
با حرفای ترلان واقعا موافق بودم و یه لبخند هم زدم به حرفاش
واقعا مجید همینجوری بود
از همون اول اصلا قبل از اینکه دلسا باشه
هرکاری میکرد برای خوشحالیم و حال خوبم
روزایی که واقعا حالم بد بود با تمام وجود کنارم بود با گریه هام گریه میکرد و با خنده هام میخندید
فکر کردن بهشون و یاد آوری کردن خاطره ها باعث میشد حالم بهتر بشه
متین: اینم حوله بفرمایید
بهاره
حوله رو گذاشت رو سرم
چون خیلی سرد بود و بدنم گرم یه کم بدنم تکون خورد انکار که یه شوک دادن بهم
متین: ببخشید یه کم زیادی آب سرد ریختم روش
صبا : من اومدم دوستان
بفرمایید اینم کلی قرص و شربت و سرم
بهاره
سوالی پرسیدم
بهاره: سرم ؟
صبا : آره گفتم شاید به درد بخوره
ترلان : خوب کردی بیا
صبا
رفتم کنارشون رو تخت نشستم و از پارچ کنار تخت یه کم ریختم تو لیوان و قرص رو از تو جاش دراوردم
صبا: بفرما اینم قرص
بخور ی تبت رو میاری پایین
بهاره
از جام بلند شدم و قرص و لیوان رو ازش گرفتم و خوردم و بعد باز دراز کشیدم
ادامه دارد..........
"به قلم مهشید
اینم پارت جدید که ایشالا دوست داشته باشین و ناشناس رو هم حتما پر کنین ✨
پارت طولانی نشد ولی خوب قبولش کنین 😁
https://harfeto.timefriend.net/17175811630845
مهشید لینک پیام ناشناس ایجاد کرده است
شبتون به زیبایی وایب خوب این عکس و امیرعلی جان نبویان باشه 🙊❤️
We try to hide our feeling but forget our eyes speak🥀✨
https://eitaa.com/Godmater
#مدیرمهشید
زیبایی بهاره توصیف نشدنی 🥺💖
We try to hide our feeling but forget our eyes speak🥀✨
https://eitaa.com/Godmater
#مدیرمهشید
ولی این عکسای حامد 😍❤️
We try to hide our feeling but forget our eyes speak🥀✨
https://eitaa.com/Godmater
#مدیرمهشید