eitaa logo
{ کانال محافظ 🖤God mother }
45 دنبال‌کننده
5هزار عکس
285 ویدیو
1 فایل
بچه ها این کانال محافظ ما هستش لطفا همه بمونین تو کانال و عضو شین تا ما رو گم نکنین🙏🏻💖
مشاهده در ایتا
دانلود
شما عشق منی میدونی که 😉💖 We try to hide our feeling but forget our eyes speak🥀✨ https://eitaa.com/Godmater
مربع جذابمون که همجوره قشنگن 💜✨ We try to hide our feeling but forget our eyes speak🥀✨ https://eitaa.com/Godmater
تولدت مبارک حیایی کوچک 🤍✨ We try to hide our feeling but forget our eyes speak🥀✨ https://eitaa.com/Godmater
سلام ❤️
《 دلسا 》 پارت 46 باربد پیش دخترا بودم که صدای زنگ در اومد باربد : من برم پایین ببینم کیه متین : باشه به ما هم خیر یده باربد : اوکی باربد رفتم پایین قبل از اینکه در رو خدمت کار ها باز کنن خودم رفتم و در رو باز کردم یه پسر چش نگی و نسبتا قد کوتا بود ارسلان: سلام باربد: سلام شما ؟ ارسلان: دوست ترلان هستم ارسلان باربد : آها خوش اومدی بیا تو باربد همراهیش کردم داخل و تارف کردم بشینه و گفتم دوتا قهوه برامون بیارن ارسلان: عه ترلان نیست ؟ باربد: چرا بالاس پیش رفیقاش ارسلان: آها خیلی هم خوب من بهش زنگ بزنم بیاد پایین کارش دارم باربد: باشه راحت باش ارسلان تشکر کردم و رفتم اونور و زنگ زدم به ترلان ترلان داشتیم حرف می‌زدیم که یه کم حال بهاره عوض بشه که گوشیم زنگ خورد متین : کیه ؟ ترلان : ارسلان داره زنگ میزنه من برم اونور تر جواب بدم صبا: عه وایسا همینجا جواب بده ما که کاری ندارم بفهمیم این آقا ارسلان کیه که دل شما رو برده بهاره خیلی بی جون یه لبخند زدم ولی بچه ها همه زدن زیر خنده ترلان گوشی رو جواب دادم و صبا که کنارم بود گذاشت رو آیفن تا اونا هم بشنون ارسلان: سلام ترلان ترلان : سلام جانم ارسلان کاری داشتی زنگ زدی ؟؟ ارسلان: عه آره من الان تو عمارت همون آدرسی که فرستادی تبقه پایین یکی بود گفت تو بالا پیش دوستانی میشه بیای پایین ترلان : عه آها باربد بوده من الان پیش بهارم نو اگر میشه بیا بالا من جلو در منتظرتم ارسلان: باشه پس می‌بینمت ترلان : باش ارسلان گوشی رو قطع کردم و به پسره که باربد بود گفتم میرم بالا و اونم گفت باشه رفتم بالا که دیدم ترلان جلوی یکی از در ها وایساده رفتم پیشش که خودش و پرت کرد تو بغلم ترلان : دلم برات تنگ شده بود ارسلان منم بیشتر به خودم چسبوندمش و بغلش کردم ارسلان: منم ترلان بعد از چند ثانیه از هم فاصله گرفتیم ارسلان: خوبی ؟ ترلان : من خوبم تو چی ؟ ارسلان: خوبم خوشحالم که پیشتم ترلان : منم خیلی خوشحالم ولی الان زیاد موقعیت خوبی نیست دلسا گم شده ارسلان : چی ! دلسای خودمون دختر بهاره !! ( با تعجب ) ترلان: آره بهاره داغون اصلا حالش خوب نیست اگر تو هم کمک کنی که پیداش کنیم خیلی خوب میشه ارسلان: معلومه که کمک می‌کنم بهاره مثل خواهر بزرگتر منه هرکاری بتونم می‌کنم ترلان : مرسی که هستی ارسلان: خواهش می کنم به پلیس خبر دادین ؟ ترلان : آره همه هم رفتن دنبالش تو هم برو پیش باربد هرکاری که خواست و گفت انجام بده ارسلان: باشه من برم پایین ترلان باشه آرومی گفتم و ارسلان رفت پایین منم رفتم سمت اتاق بهاره مجید منتظر بودم تا حامد بیاد که بلاخره اومد حامد: خبری نیست ازش پیداش نکردن هنوز مجید: اینا بخوان پیدا کنن ۱۰ سال دیگه هم پیدا نمیشه ( با عصبانیت ) حامد: باشه خوب آروم باش ما که داریم همه تلاشمون رو میکنیم مجید : چجوری آروم باشم دخترم نیست میفهمی نمیدونم کجاس و داره چیکار میکنه تو چه حالیه بهاره حالش بده من بهش قول دادم دلسا رو پیدا کنم و سالم بهش برگردونم این همه سال تو زندگیشون نبودم هیچ اتفاقی براشون نیوفتاده ولی از وقتی که باز برگشتم دارم اذیتشون می‌کنم حامد : تقصیر تو نیست مجید اتفاقی که افتاده تو داری اینجوری خودت و عذاب میدی یه کم آروم باش همه چی درس میشه با عصبانیت و داد و بیداد کردن چیزی درس نمیشه مجید دیگه حرفی نزدیم و حرکت کردم سمت انبار شجره که احتمال میدادم از امیرحسین خبر داشته باشه تا رسیدیم اونجا دیگه شب شده بود پیاده شدیم و رفتیم داخل کسی نبود همه جا رو گشتیم ولی خبری ازش نبود حامد : اینم نیست مجید : هرچی باشه به اینا مربوطه که همشون باهم در رفتن باید پیداشون کنیم هرجور که شده ادامه دارد..... "به قلم مهشید
اینم پارت جدید خدمت شما ✨ منتظر نظر هاتون هستم تو ناشناس و اگر ناشناس پر باشه یدونه دیگه هم شب براتون میزارم
https://harfeto.timefriend.net/17175811630845 مهشید لینک پیام ناشناس ایجاد کرده است
تولدت مبارک گاد کامبیز 😉💖 We try to hide our feeling but forget our eyes speak🥀✨ https://eitaa.com/Godmater
استوری جدید مجید ✨ We try to hide our feeling but forget our eyes speak🥀✨ https://eitaa.com/Godmater
جدید منتشر شده از امیرعلی 🖤💫 We try to hide our feeling but forget our eyes speak🥀✨ https://eitaa.com/Godmater