392.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی وارد قلب ِیهخیاط میشی😂🪡:
این منم
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خطبه عقدی چنینم آرزوست😍
#عاشقانه_مذهبی
ادای بلاگرایی که این روزا خیلی فاز گرفتن💀:
#خنده
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پرسش از چاهزاده آخرین سال تحویلی که با پدر بودید؟
جوابش جالبه
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پرسش از یک پسر آمریکایی : چه ویژگی هایی باید یک دختر داشته باشه تا باهاش ازدواج کنی؟ مثلا دوست داری تو اینستا گرام چجوری باشه؟؟
پسره میگه ......😂😂😂
خودتون ببینید دیگه
#پیشنهاد_مطالعه
#خنده
#صرفاجهتشوخی
زنی به شیطان گفت: آیا آن مرد خیاط را می بینی ؟ می توانی او را وسوسه کنی تا همسرش را طلاق دهد ؟
شیطان گفت: آری، این کار بسیار آسان است !
پس شیطان به سوی مرد خیاط رفت و به هر طریقی سعی کرد او را وسوسه کند، اما مرد خیاط همسرش را بسیار دوست میداشت و اصلا به طلاق فکر هم نمی کرد. پس شیطان برگشت و به شکست خود در مقابل مرد خیاط اعتراف کرد.
سپس زن گفت: اکنون آن چه اتفاق میافتد را ببین و تماشا کن !
زن به طرف مرد خیاط رفت و به او گفت: چند متری از این پارچه ی زیبا می خواهم، پسرم می خواهد آن را به معشوقه اش هدیه دهد !
خیاط پارچه را به زن داد. سپس آن زن به خانه مرد خیاط رفت و در زد و زن خیاط در را باز کرد.
زن به او گفت: ممکن است برای ادای نماز وارد خانه تان شوم؟
زن خیاط گفت: بفرمایید، خوش آمدید.
پس از آن که نمازش تمام شد، بدون آنکه زن خیاط متوجه شود؛ آن پارچه را پشت در اتاق گذاشت و سپس از خانه خارج شد.
هنگامی که مرد خیاط به خانه برگشت و آن پارچه را دید؛ فورا داستان آن زن و معشوقه پسرش را به یاد آورد و همان موقع به فکر طلاق همسرش افتاد.
سپس شیطان گفت: اکنون من به کید و مکر زنان اعتراف می کنم.
آن زن گفت: کمی صبر کن! نظرت چیست اگر مرد خیاط و همسرش را به همدیگر بازگردانم؟!
شیطان با تعجب گفت : چگونه؟!
روز بعد آن زن پیش خیاط رفت و به او گفت: از همان پارچه زیبایی که دیروز از شما خریدم، کمی دیگر می خواهم؛ زیرا دیروز برای ادای نماز به خانه زنی محترم رفتم و آن پارچه را آن جا فراموش کردم و خجالت کشیدم دوباره بروم و پارچه را از او بگیرم. اینجا بود که مرد خیاط رفت و از همسرش عذرخواهی کرد و او را به خانه برگرداند.
میگن الان شیطون تو بیمارستان روانی بستری شده و هر زنی رو که میبینه، جیغ میکشه 😱😂😂
+'
جوان گفت :
امامزمانترا میشناسے؟
پیرمرد :
بلہ میشناسم!
جوان :
پس سلامش کن:)
پیرمـرد:
السلامعلیڪیاصاحبالزمان
جوان لبخندے زد و گفت :
و علیکم السلام:)🦋
- خدایا یک همچینروزے رو نصیبمونڪن🌿