برایت نمینویسم که دلتنگم ؛
اما به ترانهای که تو را یادم میآورد؛
بارها تا صبح گوش میکنم.
دوستت دارم ؛
چونان مردی که عاشق زنی است که هیچ گاه لمسش نکرده، فقط برایش نوشته است و چند عکسش را نگه میدارد.
او اَمن بود و دنج ؛
اگر آدم نبود و مکان بود ، احتمالا
پناهگاهی میشد روی کوهها ، یا خانهای
برای بیخانمانها ، شاید هم کتابخانهای
برای از واقعیت فرار کرده ها . .