2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قلب رو نشکست خودم رو شکست:)
@GreenLibrary
📖 معرفی کتاب «هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر میشود»
«هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر میشود» رمانی کوتاه و عمیق از فردریک بکمن، نویسندهی محبوب سوئدی، است که با زبانی ساده و دلنشین، داستان پیرمردی به نام «نوآ» را روایت میکند.
نوآ کمکم حافظهاش را از دست میدهد. روزهایی که همهچیز را فراموش میکند، بیشتر از روزهایی میشود که چیزی به یاد میآورد. اما او در ذهنش، جایی خلق کرده که هیچکس نمیتواند از او بگیرد؛ فضایی خیالی که هنوز هم میتواند با عزیزانش حرف بزند، هنوز هم میتواند پدر و مادرش را ببیند، و هنوز هم میتواند خاطراتش را زنده نگه دارد.
در این میان، رابطهی او با پسر و نوهاش، قلب تپندهی داستان است. پسری که سعی میکند پدر را درک کند، و نوهای که با همهی وجود سعی دارد جای خالی خاطرات را پر کند.
بکمن در این کتاب، برخلاف آثار پرهیجانش، سراغِ بزرگترین ترسِ آدمی رفته است؛ ترس از فراموش کردن و فراموش شدن. اما با همان نگاه همیشگیاش، از دلهرهی از دست دادن، راهی به عشق پیدا کرده است. کتابی که با وجودِ موضوع غمانگیزش، پر از لحظات لطیف، گرم و امیدوارکنندهست.
«هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر میشود» داستانی است دربارهی خاطراتی که حتی با فراموشی هم از بین نمیروند، و عشقی که راه خانه را گم نمیکند.