در پلکهایم، گندم جوانه میزند.
انگور میروید؛ انجیر ،لیمو و ریحان. وقتی که به تو عشق میورزم..!
تو زادروز منی..
و پیش از تو یادم نمی آید که بوده باشم!
دوستت دارم، دوستت دارم
و این جمله امضای من است!
و عطر گردنش ..
چیزی شبیه بوی دشت آغشته به زنبق و شهد
بوی نم ، بوی خیس کوچه
بوی خاک مزارع باران خورده!