تو زادروز منی..
و پیش از تو یادم نمی آید که بوده باشم!
دوستت دارم، دوستت دارم
و این جمله امضای من است!
و عطر گردنش ..
چیزی شبیه بوی دشت آغشته به زنبق و شهد
بوی نم ، بوی خیس کوچه
بوی خاک مزارع باران خورده!
اکنون، هر بار که انسانی قوی میبینم
میخواهم بدانم:
در دستانت، با کدام تاریکی جنگیدی و بر آن غلبه کردی؟
در درونِ هر زن، زن دیگری وجود دارد که هیچکس او را نمیشناسد.
هنگام شکستهشدن بیدار میشود و وقتی مطمئن شد که هيچکس در این دنیا با او نخواهد بود، ناگهان قویتر میشود.