🧶Green World💚
به نام خدا رمان :[هم ضامن آهوست و هم ضامن گرفتاران] "پارت اول" آنقدر بی پول بودم که حتی پولی برای
پارت اول رمانمون خوشگلا 🤗
نظرتون رو توی ناشناس بهم بگین👇🏻
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_qjniu9e&btn=Green.World
🧶Green World💚
پارت اول رمانمون خوشگلا 🤗 نظرتون رو توی ناشناس بهم بگین👇🏻 https://eitaa.com/nashenas_app/app?starta
اگر استقبال بکنین از این رمان همزمان یه رمان دیگه ام میزارممم✨✨
#ناشناس
سلام چرا پارت بعدو نمیزاری ؟
رمان جدید همون ضامن اهوهستش ؟
.......
سلام درود
امیدوارم حالتون خوب باشه 💖
دیدم کسی چیزی نگفت گفتم شاید دوست نداشتین رمان رو
چشم الان پارت جدید رو می زارم ❤️
نه یه رمان دیگه اس غیر از [هم ضامن آهوست و هم ضامن گرفتاران]
🧶Green World💚
به نام خدا رمان :[هم ضامن آهوست و هم ضامن گرفتاران] "پارت اول" آنقدر بی پول بودم که حتی پولی برای
به نام خدا
رمان :[هم ضامن آهوست و هم ضامن گرفتاران]
"پارت دوم"
دست علی از میله اتوبوس جدا شد و علی به بیرون افتاد. سریع اتوبوس رو نگه داشتند. مسافرا پیاده شدند، علی نمی تونست پاهاشو تکون بده . همش گریه می کرد و خودم از شدت ترس، گریه می کردم ، مردم زنگ زدند به اورژانس. وقتی رسیدند یکی شون می گفت:《ممکنه جفت پاهاش از ساق شکسته باشه. 》
بعد از رفتن به بیمارستان و عکس برداری ، هر دو پای علی رو گچ گرفتند
وقتی از طریق تلفن با دوستان و آشنایان صحبت می کردم ، گفتند:《برو سراغ بیمه و خسارت پای علی رو بگیر .》طفلک علی نمی تونست با من بیاد بیرون. یعنی اصلا نمی تونست راه بره . ناچارا گذاشتمش توی خونه. خیلی پی گیر کار های بیمه شدم. حتی توی این اوضاع ، یک میلیون هم خیلی بود.
مسئولین بیمه می گفتند :《اگر خیلی پیگیر باشم حداقل شش ماه طول می کشه .》اونا که نمی دوستند من توی چه شرایطی هستم . رفتم خونه ،
علی رو سوار ویلچری که همسایه مون داده بود،کردم. رفتیم خونه آقای محبتی . آقای محبتی با دیدن علی، اشک توی چشماش جمع شد. بهش گفتم: 《 آقای محبتی، به قرآن من شغل پیدا کردم ولی علی و پاهای شکستشو چی کار کنم.》در حالی که اشک از چشماش روان شده بود ، گفت :《معصومه خانم!به قرآن شرمسارم . راستش عروسی پسرم سال دیگست و چون شما کرایه نمی دادین ، می خواستم بیرون تون کنم. تو رو خدا ببخشید. اصلا تا هر وقت می خواین ، خونه مال شما》.
درسته دروغ گفته بود ولی باز هم خدا خیرش بده . با این حرف هایش قرار شد تا وقتی که پول بیمه رو بدن. ما توی اون خونه باشیم .
{ادامه دارد}