eitaa logo
🩶𝓖𝔂𝓪𝓷 𝓶𝓪𝓷💙
125 دنبال‌کننده
39 عکس
7 ویدیو
0 فایل
شروعمون: 1405/02/25 کد؟📝𝟭𝟮𝟮 "عضو جمعیت نویسندگان📖" ناشناس https://abzarek.ir/service-p/msg/4260734 مالک اول: @Medisa9112 مالک دوم: @saariinnaa1391
مشاهده در ایتا
دانلود
🤣🤣🤣🤣🤣
مبارک خودتون و خودم
بابا حمید:پدر سوخته از من سوتی میگیره +بازم گفتی -وای بسه شما دوتا حامی مامان بیشتر از این مزاحمت نمیشیم عزیزم فعلاا بابا حمید:اره بابا جان خدافظ +وایسین بگم جانا بیاد باهاش حرف بزنید -باش رفتم داخل (بر میگردیم ب حالت اول حامی- مدیسا+) +شازده اگه حرف زدنت با مامان بابات تموم شد بیا پیشمون -هروقت تموم شد میام جانا جانا پاشو بیا مامان اینا کارت دارن ~جدی باید پاشم بیام؟حوصلم نمیشه -اره جدی باید پاشی بیای بدو +پاشو جانا پاشو نری من میرم ~عهه باش خودت برو اگه من از جام تکون خوردم +باش بلند نشد از سرجاش من بلند شدم رفتم طرف حامی -نهه بابا جدی پاشدی اومدی +ی چیزی میگم پاشم میمونم حالا هم بده من گوشیشو ازش گرفتم و رفتم بیرون +سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام مامان لیلا: آروم باش دختر سلام خوبی +قربونت خودت خوبی؟بابا حمید خوبه؟ بابا حمید:والا اگه تو بپرسی پسرو ک فقط احوال مامانشو پرسید دخترو هم اصن نیومد حرف بزنه باهامون ~پشت سرم غیبت نکن بابا +تو اینجا چیکار می‌کنی برو داخل تو نمیخواستی باهاشون حرف بزنی ~عهههههه مدیسا داشتیم +برو بابا مامان لیلا خوشگله من برم الان این دخترت کچلم میکنه بوس ب لپت فعلااا ~برو دیگه بابا +بابا حمید این دخترت داره دورم می‌کنه از تلفن پس خدافظظ -کو گوشیم؟ +عامو چته تو؟طلبکار! دس خواهرته بدون توجه ب من ول کرد رفت داخل ی خورده بیرون موندم بعدش رفتم داخل +خبر دارین بدون من غیبت حرامه؟ ؛تف توت بابا داشتیم غیبتتو میکردیم +برو آب نباتتو لیس بزن بابا سن تو ب غیبت میخوره آخه ؛بچه پرو من از تو بزرگترم +مهم نیس |ول کنین شما دوتا بیا بشین داشتیم تصمیم می‌گرفتیم چیکار کنیم +خب چیا وسطه؟ !استخر و پاسور و گرگم به هوا +گرگم به هوا بازی میکنیم تموم -موافقم بقیه هم یکی یکی موافقتشونو اعلام کردن انتخاب گرگمون خیلی باحال بود چهارتا بسته کارتو قاطی کردیم و انقدر انداختیم کارتارو تا چهارمین تک پیک رو بشه حالا بنظرتون کیا گرگ شدن؟ آفرین من و حامی و جانا و حسین ما چهارتا گرگ شده بودیم از شانس ک.ی.ر.ی.م با حسین بودم +خب یک دو سه شروع بقیه از هرجایی ک فکر میکردن رفتن بالا
+خب خب خب از کدومتون شروع کنیم؟ $از هرکی دلت خواست سیسی +باشع اشاره مدیسا ب طرف بچه ها هجوم بردیم آخه من نمی‌دونم چرا باید از دستور فسقل بچه پیروی کنیم ~من مهسا رو گرفتم بعد از گفتن این خودشو رسوند ب ی سطح بالا حسین:منم رفتم بالا میلاد:حسین بریم خونه من پارت میکنم +میلاد خان جوش نزن اینجا همه طرف حسینن و زور برادر زن بر دوماد میچربه میلاد:ای پارت میکنم مدیسا +نمیتونی خوشگله تو تنها کسی ک میتونی پاره کنی زنته آنا:هوی از من مایه نزار +مایه نمیزارم چون واقعا می‌تونه آنا:من بعد تورو پاره میکنم -عامو بسه بازیتونو کنید مدیسا مهسا رو زد و من رضا رو زدم نزدیک دو ساعت بازی کردیم هممون داشتیم پاره میشدیم غزل:خدا لعنتتون کنه انقد خندیدم دارم از دل درد میمیرم ملیکا:طبیعیه چون ماهم این دردرو داریم غزاله:چهارتا حمومه برین ی دوش بگیرین بیاین بریم تو استخر +راس میگه پاشین برین دوش بگیرین بیاین اولین نفرم من میرم لباس برداشتم و ب سمت حموم تو حیاط رفتم حامی:کجا داری میری مگه حموم تو نیس؟ +چرا توهم هست ولی من تو حموم حیاط راحت ترم -باش هرجور راحتی با اینکه چهارتا حموم بود نیم ساعت تموم طول کشید تا همه دوش بگیرن +آقایون خانوما چون این یکی کوچیکه و جای هممون نمیشه میرم تو اون یکی ؛یعنی باید بریم اونجا؟ +اره برو ب طرف جایی ک ماشینا رو پارک کرده بودن رفتن -مدیسا ی لحظه وایسا کارت دارم +هوم؟ -چرا دارن میرن طرف ماشینا مگه می‌خوان برن خونه؟ +نه بابا خونه کجا بود اون تابه رو میبینی؟پشتش استخره -جدی؟ +اره بیا پشت سرم نشونت بدم پشت سرش رفتم +خب الان بچه ها پیداشون میشه می‌دونم رفیقام از فوضولی ک چ اتفاقی بین ما دوتا میوفته زودتر از بقیه اومدن و الان دارن نگامون میکنن و چون اینجا رو بلد نیستن با مهسا اومدن مدیسا و حامی داشتن حرف میزدن صدای پچ پچ رفیقاشو می‌شنیدم ک داشتن میگفتن یعنی چی دارن میگن و همچین چیزایی یخورده گذشت مدیسا رفت طرف راهی ک ب سمت عمیق استخر میخوره ی چند ثانیه گذشت ک حامی هم دنبالش رفت $مهسا مهسا |هوم؟ $کجا رفتن اینا !میترسم کارای زشت کنن |نترسین مسخره ها دارن میرن سمت عمیق استخر دنبالم بیاین تا بریم رو به روشون از راه اصلی ک همون عمق کم بود رفتیم |ی لحظه وایسین پیداشون میشه +هوی شما پنج تا بیاین بیرون من که می‌دونم اومدین ببینین ما چیکار میکنیم هیچ کدوم حرفی نزدیم ک انگار نیستیم +مهسا،جانا،نگین،سارینا و نازنین بیاین بیرون از پشت درخته از پشت درخته اومدم بیرون |ما ک چهارتاییم جانا رو از کجات آوردی +پشت سرتو ببینی میبینیش همزمان چهارتا کله چرخید سمت جانایی ک با نیش باز داشت نگاشون میکرد |جانا تو کی همراه ما اومدی؟اصن چرا اومدی؟ ~جواب سوال اولت همون موقع ک حرکت کردین جواب سوال دومت داداشم اینجا رفیق نداره و رفیقای مدیسا و خواهرش اومده بودن فوضولی پس منم باید میومدم
+بسه بابا ول کنین حالا هم بیاین کنار بقیه پشت سرتونن !اههه زد حال زدینننن حسین:برو بچه برو اینا میخواستنم نمیتونستن کاری کنن !هوی حسین دوسال فقط بزرگتریااااا ده سال بزرگتر نیسی داری ب من میگی بچه ی کم بهشون نزدیک شدم +آروم باشین الاغ های عزیزم حسین:مدیسااااااااا پارت میکنم +گاو عزیزم تونستی بکن حمله کرد طرف ک پرتم کنه تو اب منم دویدم سمت حامی و پشتش پناه گرفتم حسینم فکر کرد منم اون بدبختو پرت کرد تو اب -اهههههههههه چرا منو پرت کردی تو آب حسین:مگه مدیسا رو پرت نکردم؟ +من که جلوتم استاد سرشو خاروند حسین:پش کیو انداختم تو اب؟ +میتونی نگا کنی ببینی کیو انداختی حسین:وایی ببخشید و تو ی حرکت دست منو کشید پرت کرد تو اب +حسیننننن شروع کردن ب خندیدن +م من نمی نمیتونم نف نفس بک بکشم و بعد از تموم کردن جملم اونم ب سختی دیگه هیچی نفهمیدم +م من نمی نمیتونم نف بقیه جملشو نشنیدم خودمو رسوندم بهش و کشیدمش تو بغلم چون تو آب بود سنگین شده بود ب سختی و با کمک حسین گذاشتمش بالا و خودمم از اب اومدم بیرون غزل و غزاله و انا پیش مهسا بودن نگین و نازنین و سارینا و جانا پیش مدیسا بودن بقیه هم با فاصله وایساده بودن انگار تو شکن حسین:سارینا چش شد این؟ $حسین خجالت بکش جدی تو ک می‌دونستی مدیسا نمیتونه تو عمق چهار باشه بعد اومدی پرتش کردی تو همون عمق حسین:یادم نبود ولی هیچ وقت انقدر زود از هوش نمیرفت +باهوش دیشب چاقو خورد خون از دست داد حسین:خاک تو سرم ؛خاک تو سرت برینه حسین:با این موافقم پس چیزی نمی‌گم بهت -ی لحظه من ی سوال دارم چرا نمیتونه بره تو عمق چهار؟ $نفس تنگی داره -خب چ ربطی داره؟ $زمانی که فرد نفس تنگی داره و یهو وارد اب میشه اونم عمق بالای یک و نیم دچار شک میشه و این دو نوعه نوع اول ب سختی نفس می‌کشه و نوع دوم اونم ب سختی نفس می‌کشه ولی بعد از چند ثانیه از هوش میره(از خودم در آوردم حیح) -الان مدیسا نوع دومه؟ $اره -کی بهوش میاد؟ ؛خیلی سوال میپرسی حامی -عههه باش دیگه سوال نمیپرسم $بچه ها بس کنید ی ساعت دیگه اینا -ی ساعت دیگههه $اره خب چون دوییده بود و یهو وارد اب شد نزدیک ی ساعت و نیم دو ساعت طول میکشه تا بهوش بیاد اینم ک گفتم ی ساعت حداقلش بود تو بهت موندم حداقل ی ساعت بیهوشه $پسرا کمک کنین مدیسا رو ببریم داخل حسین:نمیخواد من میبرمش ~حامی بیا من کارت دارم به سمت جانا رفتم -جونم؟
امیدوارم توی هرکدوم از ناشناسا حداقل ی پیام باشه
تو ناشناس بیو هم نبود
بهترین کنسرت استان خوزستان کسی نیس جز حامیممممم
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پستِ خوزستان کنسرت کپشنِ پست👇🏻👀 کنسرت حامیم به انتخاب شما عزیزان و با حمایت بی نظیر طرفداراش به عنوان بهترین کنسرت استان خوزستان در سال ۱۴۰۴ انتخاب شد❤️‍🔥