eitaa logo
🩶𝓖𝔂𝓪𝓷 𝓶𝓪𝓷💙
125 دنبال‌کننده
39 عکس
7 ویدیو
0 فایل
شروعمون: 1405/02/25 کد؟📝𝟭𝟮𝟮 "عضو جمعیت نویسندگان📖" ناشناس https://abzarek.ir/service-p/msg/4260734 مالک اول: @Medisa9112 مالک دوم: @saariinnaa1391
مشاهده در ایتا
دانلود
دو سه دقه گذشته بود که برام اس اومد. غزل:باش میاین یا خودمون بیایم؟ اومدم جوابشو بدم که گوشیم از دستم کشیده شد. چند دقه از رفتن مهسا گذشت که اومد. داشتیم حرف می‌زدیم برا گوشیش پیام اومد. آروم ب طرفش رفتم و گوشیشو کشیدم. غزل بود. +غزی خودم میام دنبالتون(مدیسام) گوشیشو بهش دادم. +جمع کنید بریم -کجا؟ +خونه خالم ~مدیسا جدی باش +خب راس میگم میریم خونه خالم دنبال دخترخاله هام -مثکه جدی گفت +شما برین طرف باغ ماهم میایم ~من شمارو تنها نمیزارم +گمشو برو بابا سوار ماشینا شدیم و راه افتادیم. -جدی می‌خوایم بریم خونه خالت؟ +اره و سفت بشین چون می‌خوام برونمش -خدایا خودمو ب خودت میسپرم ازش خندیدم فکر میکرد ناشیم چون واقعا هستم. -مرض الان اگه من بمیرم کی جوابگوعه ب مامان و بابام و فنامه؟ +خودم جوابگوعم ده دقه بعد رسیدیم و زنگ زدم ب غزاله غزاله:ب خدا این تصادف کرد غزل. جونم مدیسا +غزی بیاین پایین غزاله:باش الان میایم از ماشین پیاده شدم و منتظر اومدنشون موندم. پنج دقه گذشت که اومدن پایین +سلاااام بیاین سوارشین بریم غزل:سلام چطوری +خوبم تو چطوری کیلیدو برداشتین؟ غزاله:اره برداشتیم +پس سوارشین بریم
سوار ماشین شدیم. غزل:معرفی میکنی؟ +حامیم غزاله:چقدر اسمش اشناس +اره چون خوانندس دیگه سوالی نپرسید راه بیفتیم غزاله:بقیه کجان؟ +تو راه غزل:بزا زنگ بزنم نیان دیگه +تو راه باغن اونا اومد چیزی بگه ک بخاطر اینکه یهو سرعتمو زیاد کردم نتونست بگه. -فاتحه خودتونو بخونید چون الان میمیریم غزل:انقدر ب دخترخاله من اعتماد نداری که داری فاتحه خودتو میخونی؟ -نچ +برو بابا اگه قرار بود بمیری که تا الان مرده بودی دیگه هم حرفی نزن در مورد رانندگی من سوار ماشین شدن بعد از اینکه ی ذره حرف زدیم راه افتاد. فاتحه خودمونو خوندم با این وضع رانندگی مدیسا. راهی که میتونستم تو چهل و پنج دقه برمو تو ی ساعت رفتم چون وایسادیم خوراکی بخریم برا تو راه رسیدیم اول روستا -اینجا کجاس؟ +خاوران فارس محل تولید خرما -بعد همینجاس باغ؟ +کدوم باغ؟ -مگه چندتا دارین؟ +خب سه چهارتا ما اینجا ی خونه هم داریم که الان خرابش کردن -خب اینی که الان میریم +نچ اون تو چرگه -چرگ کجاس؟ +یکی از روستا های خاوران دیگه نپرس الان میرسیم پنج دقه بعد رسیدیم در باغ +غزالی کیلید غزاله: وایی ببخشید کیلیدو جا گذاشتم +در خونه ازت پرسیدم مگه نگفتی برداشتی؟ غزاله:چرا همرام بود الان نیس +خیل خب تو بگرد دنبال کیلید فعلا ببینم میتونم چیکار کنم از ماشین فاصله گرفتم و ب در خیره شدم -میخوای چیکار کنی؟میخوای من سعی کنم ببینم میتونم از این دره برم بالا یا نه؟ +نه قربونت الان ی بلایی هم سرت میاد ب سمت در ماشین رفتم +پیدا نشد؟ غزل:ن کیفامونو هم گشتیم نیس ک نیس +خیل خب ب سمت در خیز برداشتم و از در بالا رفتم
اینم هر وقت بیکار میشه و حوصلش سرمیره از در می‌ره بالا صدای پایین پریدنش و خوردن پاش ب زمین اومد و بعد زد چند ثانیه درو باز کرد +بفرمایید تووو غزل:وایسا بریم تو من ب عامو ممد زنگ بزنم جلو تورو بگیره ی پا دزد شدی برا خودت +گمشو بابا عمت دزده غزاله:پای اونو چرا میکشی وسط؟ +میخوای پای عموتو بکشم وسط پای فامیل خودمو ک نمیکشم وسط -بسه بابا بیاین بریم تو دم در وایسادن دارن دعوا میکنن غزل:ولی من میگم در سمت ماشین رفتم +اگه میاین سوارشین اگه هم نه من برم تو شما خودتون بیاین غزل: ماشینو ک می‌دونی کجا بزنی؟ +بله میزنم تو پایگاه بابات غزاله:جای ماشین بابامو اشغال نکن +اولن دلم میخواد دومن الان وسط هفتس نمیاد منتظر هیچکدوم نشدم و ب سمت داخل حرکت کردم. از همینجاهم ساختمون پیداس. نزدیک ساختمون ک شدم رفتم سمت چپ و پشت درختا ماشینو پارک کردمو ب سمت ساختمون رفتم. بعد از رفتن مدیسا ب سمت داخل ماهم پشت سرش رفتیم -درو نمیبندین؟ غزل:نه الان بچه ها میان باید اینهمه راه بیایم بازش کنیم -مگه باغ چقدره ک اینهمه راه باید بیاین؟ غزل:شیش هکتار -اهااا ب سمت ساختمون رفتیم. ساختمونش خیلی شکل ی کاخ بود ولی اینکه مدل چ کاخی بودو یادم نمیاد. رفتم تو آشپزخونه و ی بطری آب برداشت ی کم برا خودم آب ریختم و سر کشیدمش. صدای بچه ها اومد -مدیسا کجایی؟ +تو آشپزخونم غزل: وایساااا برسی بعد برو تو آشپزخونه +برو بابا رفتم آب بخورم سوییچو انداختم طرف حامی +حامی بپر از تو ماشین کوله هارو بیار -مگه تو ماشین کولس؟ +اره -خب کوله توعه خودت برو بیارش بابا +کوله جناب عالی و خواهرتونم هس
اومد چیزی بگه ک گوشیم زنگ خورد +جون -مدیسا کجایین شما؟ +برا چی مهسا -ما ی ده دقه ای هس دم در باغیم می‌خوام ببینم نزدیکین یا نه +ما تو باغیم و در ضمن مهسا خانم در باغ بازه اگه رسیده بودین الان تو بودین سر چرگین نه -هوفففف اره سر چرگیم در بازه دیگه؟مطمئن باشم؟ +اره بازه زود بیاین حوصلمون سر رفت خدافظظظ گوشیو قطع کرد -اخه عقل کل آیا من می‌دونم تو ماشینو کجا پارک کردی ک برم کوله بیارم؟ +مستقیم میری سمت درختا ماشینو اونجا پارک کردم ی ذره نگاه کنی میبینی اگه هم ندیدی زنگ بزن ب سمت جایی ک گفته بود رفتم ی جایی پارک کرده بود ک باید معما حل میکردی براش از تو صندوق عقب ماشین کوله هارو برداشتم داشتم میرفتم سمت ساختمون ک صدای بچه ها اومد مهسا:مدیسا با چه سرعتی اومدی ک زودتر از ما رسیدی؟ بهشون رسیدم -دیویس ~چرا کوله همراته؟ -از مدیسا بپرس +فرستادمش کوله هامونو از تو صندوق بیاره ~داداش من مگه کارگره؟ +عامو اروم باش ی کوله ای برا من اوردااا اون دوتای دیگه ک کوله های خودتونه جانا بهش ی لبخند دندون‌نما زد و ب سمت داخل رفت +بیاین تو بابا غزل تو آشپزخونه بود و داشت مزه اماده می‌کرد +بابا باریکلااا غزل: چاکریم +باندا کجان تو اتاق توعن؟ غزل:فقط بخاطر باندا اومدیااا اره تو اتاق منن +کیلید؟ (غزل[ غزاله]) [تو جیب داخلی کولم اون کوچیکه +اوکی از آشپزخونه اومدم بیرون و ب سمت کولش رفتم ب زور کیلیدو در آوردم و رفتم بالا اومدن یکی رو پشت سرم حس کردم +جونم؟ -چجوری فهمیدی پشت سرتم؟ +آقای باهوش هم صدای پات اومد هم حس کردم -خانم وکیل ی سوال ساختمون اینجا مث ی کاخه مث چ کاخیه؟ ب در اتاقا رسیده بودیم درحال ک داشتم درو باز میکردم گفتم +میامی
از توی کمد کناری باندا رو برداشتم +دمت گرم تا اینجا اومدی یکی از اینارو هم بیار نخوام دوباره بیام بالا ک ببرمش پایین -حالا هی از من کار بکشاا +ولش کن بزار زمین خودم میارمش منت نمیکشم ب سمت پایین رفتم -باشه بابا چرا ناراحت میشی تو +خیلی ممنون شما مهمونین بفرمایید پیش خواهرتون -مدیسا جدی گرفتی بابا شوخی کردم غلط کردم +حامی اره من جدی گرفتم حالا هم بفرمایید پایین پیش جانا هوففففف جدی گرفت. اون یکی باندرو از دستش گرفتم -کجا بزارمشون؟ +بدشون ب من برو پیش جانا -چته بابا گفتم ک ببخشید غلط کردم آقا اصن من گ.ی خوردم +حامی نرو رو اعصابم بزارشون زمین برو ب اجبار گذاشتمش زمین و رفتم پیش جانا نشستم باندا رو یکی یکی برداشتم گذاشتم کنار دیوار و روشنشون کردم رفتم سمت بچه ها میخواستم بشینم ک جانا بلند شد ~مهسا، مدیسا،حامی میاین ی لحظه بیرون کارتون دارم مهسا و حامی بلند شدن و چهارتایی رفتیم بیرون ~چتونه شما دوتا؟ |اوکی باهم میرین بالا با اعصاب ک.ی.ر.ی میاین پایین؟ چتونه جدی؟ -از خانم بپرس +تو شروع کردی بعد از من بپرسن ~هوفففففف بسههه یکیتون توضیح بده ب ما |ما ک می‌دونیم از سر ی شوخی این شروع شده شوخیه چی بوده؟ +هوففف ما رفتیم بالا ........... ~سر این ر.ی.د.ی.ن تو اعصاب همه +جانا ی جوری داری میگی همه انگار ر.ی.د.ی.م تو اعصاب خودمونو بقیه بچه ها |تو اعصاب ما ک ر.ی.د.ی.ن +میتونیستین اعصابتونو نگه دارین تا ر.ی.د.ه نشه توش حالام اگه تموم شد من میرم تو
دارم پارتا رو میخونم و میزارم
اینجوریم ک
من چرا برا هرکی ی نشونه گذاشتم و اصن اینکه نشونه گذاشتمو یادم نمیاد
تـولـدت مـبـآرك بـآبـآي فـنـدوم. 😭🤍:)!
خواستید ادامش بدید بیاید پیوی اسکرین بدم بهتون
138.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هر🌌🌃همین🕛که میشه ♥️من پیش🫵🏻 00:00