eitaa logo
منـــــجـــــی🤍🕊نفور
346 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
2.8هزار ویدیو
1 فایل
بـ♡ـــܘ نߺــــߊ‌ܩܢ حـߊ‌ܩـܨ زنߺܥ‌‌ܭَیـ🤍 ܢܚ݅ـــܝ‌وܫ ܩیܭنߺیܩـ✿ ܢܚ݅ܝ‌وܫܨ بــی ܝ݆ߺߊ‌یߊ‌نـــ∞ از ܣܩܘ بـیܢܚ݅ــࡅ߳ܝ‌ ࡅ߳ـو ިو ܩیܟܿوߊ‌ܩࡅ߳ـــ🕊 ♬HAAMIM♬ ܣܝ‌ܢܚ݅ܢ̣ـــ ܣܩیـــܔ ܩوقــܫ ܭܣـ ܩیܢܚ݅ــܘ ܥ‌‌ܠܙ ܩܔ ܝ݆ߺیܚ݅ܓ ࡅ߳ـوܫـܣ00:00🪽 کد:۳۵۴ فندوم حامیان حامی
مشاهده در ایتا
دانلود
1_عزیزم چیزی نگفتن🥺هر موقع اعلام کردن بهتون میگم 2_چون لذتی که در اذیت کردن هست در هیچ چیز دیگری نیست🤣 3_خواهش وظیفه اس
چی بزارم براتون؟ عکس فیلم پارت ایموجی ست
میانِ اَشکــــــــــــــــــــــ و آغوشـــــــــــــــــــــــــــــــ 🫂 حامی: پس کافه نزدیک خونتون ساعت ۶ دلبر: اره خوبه منم هستم حامی: عالیه دلبر: میبینمت حامی: کجا؟ دلبر: خونه خودم حامی: با کی؟ دلبر: ایت الله اسنپ حامی: نخیرم دلبر: چرا اونوقت؟! حامی: چون امنیت نداره دلبر: زحمت میدم بهتون حامی: حرفشم نزن بیا بریم دلبر: بله چشم حامی: بی بلا❤️ دلبر: هیچوقت فکرشم نمیکردم که کنارت بشینم چون ارزوم بود برای یه لحظه ببینمت ولی الان حتی نمیتونم باور کنم حامی: قلب منی باور کن دیگه عزی... دلبر: حامییییییییییییییی چرا نصفه نیمه ول میدی وقتی میخوایی بگی عزیزم؟! حامی: چون یه موقع ناراحت میشی دلبر: من از خدامه شما به من بگی عزیزم❤️ حامی: جدی میگی؟! دلبر: اله(با لحن بچگونه) حامی: لحنتو اون طوری نکن بچه دلبر: من بچم(بچگونه) حامی: دلبرررررر اینطوری نکن اخه دلبر: 🤣🤣🤣🤣
بچه ها من باغم نتم بالا نمیاد الان ساعت ۶ هست من ۴ تا پارت نوشتم امیدوارم زود به دستتون برسه ساعتم گفتم که بدونین من کلی فعالیت کردم عکس و فیلمم براتون فرستادم که اگه تیکه تیکه و یکی یکی اومد بدونین به خاطر اینه
میانِ اَشکــــــــــــــــــــــ و آغوشـــــــــــــــــــــــــــــــ 🫂 از زبون دلبر رسیدیم خونه حموم رفتم روتین پوستیمو انجام دادم اماده شدم که برم کافه از زبون حامی: اماده شدم یه تیپ مردونه زدم اوه که چه جیگری شدم راه افتادم سمت کافه دلبر هنوز نیومده بود رفتم با گارسون همه چیو اوکی کردیم و نشستم منتظر دلبر موندم دلبر: رسیدم کافه دیدم حامی نشسته اونجا رفتم پیشش دلبر: سلام حامی جان حامی: سلام عزیزم بفرمایین بشینین دلبر: خیلی ممنون❤️ گارسون: چی میل دارین؟ دلبر: آیس امریکانو حامی: منم همینطور بعد از چند دقیقه گارسون سفارش ها رو + دو تا کیک شکلاتی اورد دلبر: ما کیک نداشتیم حامی: چرا داشتیم من سفارش دادم دلبر: خیلی ممنون لطف کردی حامی: خواهش میکنم عزیزم بخوریم دیگه از زبون دلبر داشتم کیک میخوردم که یهو یه چیزی وسطش دیدم دلبر: حامییییییییییییییی حامی: جون دلممممم دلبر: این چیه توی کیک حامی: چی؟ دلبر:یه فلزه حامی: خب در بیار ببین چیه دلبر: حلقه؟! 😳 حامی: می پذیری؟ دلبر: عممم چیزه دارم خواب میبینم بزن تو گوشم حامی: نخیرم بیداری منم واقعا رو بروتم😂 دلبر: اشک از چشام سرازیر شد حامی: از شوقه؟ دلبر: اره😭 از زبون حامی رفتم نشستم کنارش بغلش کردم اشکاشو پاک کردم باکس زیر میز رو دراوردم بهش دادم دلبر: چی داخلشه حامی: خب بازش کن😂 دلبر: باز کردم قلبم اکلیلی شد اشک هام بیشتر سرازیر شدن Don't copy ❌ @haamimpashmak
منتظرم پارت بعد به دستتون برسه
پارت_۱۵ میانِ اَشکــــــــــــــــــــــ و آغوشـــــــــــــــــــــــــــــــ 🫂 حامی: 🥺 دلبر: راسته؟ حامی: اره دلبرکم از زبون دلبر: داخلش بلیط کنسرت ردیف یک بود با یه دستبند که اون روز تو ایران مال بهش دادم و گفتم به هرکی دوسش داری بده✨ یه جعبه هم بود که توش یه ست طلا بود دلبر: حامی بلند شو باهات کار دارم(جدی) حامی: ب. باشه خیلی ترسیده بودم دلبر: بلند شد و بهش نزدیک شدم و زل زدم تو چشماش حامی: چیزی ش. شده؟ دلبر: اره(جدی) حامی: چ. چی دلبر: پریدم بغ*لش و محکم فشارش دادم حامی: قربونت برم دلبرکم🤍✨ این یعنی قبول کردی دلبر: اره معلومه🥺 حامی: سرشو بوس کردم همه چی رو جمع و جور کردیم بهش گفتم من میرسونمت ولی بردمش خونه خودم دلبر: دلوین تنهاعه حامی: خونه مهرساعه دلبر: حامی واقعا ممنونم حامی: فداتشم کاری نکردم دلبر: خدانکنه حامی: دلبر دلبر: جونم حامی: تو منو دوست داری واقعا؟! دلبر: نه حامی: نه🥺؟ دلبر: دوست ندارم عاشقتم حامی: بغلش کردم بردمش تو اتاق پرتش کردم رو تخت... ادامه در پارت بعد...
جغدا اعلام حضور کنین😂
صبح شد🌞 چشام خشک شد🥺 به راه نیومدی🚶‍♀ دلم واسه تو خودشو کشت مرد🖤
سیلامممممممممم چطورینننننننننننن
صبحتون به زیبایی صداش چشاش نگاش🎀