eitaa logo
منـــــجـــــی🤍🕊
362 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
2.9هزار ویدیو
1 فایل
بـ♡ـــܘ نߺــــߊ‌ܩܢ حـߊ‌ܩـܨ زنߺܥ‌‌ܭَیـ🤍 ܢܚ݅ـــܝ‌وܫ ܩیܭنߺیܩـ✿ ܢܚ݅ܝ‌وܫܨ بــی ܝ݆ߺߊ‌یߊ‌نـــ∞ از ܣܩܘ بـیܢܚ݅ــࡅ߳ܝ‌ ࡅ߳ـو ިو ܩیܟܿوߊ‌ܩࡅ߳ـــ🕊 ♬HAAMIM♬ ܣܝ‌ܢܚ݅ܢ̣ـــ ܣܩیـــܔ ܩوقــܫ ܭܣـ ܩیܢܚ݅ــܘ ܥ‌‌ܠܙ ܩܔ ܝ݆ߺیܚ݅ܓ ࡅ߳ـوܫـܣ00:00🪽 کد:۳۵۴ فندوم حامیان حامی
مشاهده در ایتا
دانلود
اره🤣🤣🤣🤣🤣
پس خوشتون اومده😍🥺
به شارژ گوشیم توجه نکنین😅
یه پارت دیگه مینویسم و بعد میریم فعالیت😍❤️🦋💙✨🤍
پارت_۲۴ میانِ اَشکــــــــــــــــــــــ و آغوشـــــــــــــــــــــــــــــــ رسیدیم بیمارستان حامی: ارین زنگ بزن به دخترا بگو نگران نباشن ارین: چشم حامی: بی بلا دست دلبر رو محکم گرفتم و با هم رفتیم نوبت گرفتیم زیاد شلوغ نبود نفر ۴ بودیم. حامی: ارین مراقب دلبر باش تا من. بیام ارین: چشم حامی: رفتم دوتا کیک با دوتا ابمیوه برای دلبر و ارین خریدم اومدم حامی: بفرمایین اقا ارین خسته شدین خیلی ارین: نه بابا این چه حرفیه ممنونم حامی: دلبر جانم بیا عزیزم بخور فشارت بیاد بالا دلبر: نمیخوام حامی از گلوم بالا نمیره حامی: 🥺 منشی: اصلانی داخل حامی: بلندشـو بریم دکتر: یه سرم ارام بخش براش نوشتم، با یه پماد که تا یه هفته بزنه رو گردنش دلبر: حامی سرم نه🥺 حامی: دستشو محکم تر فشار دادم گفتم من کنارتم دخترم نترس دکتر: این کیک و ابمیوه ای که دستتونه همین الان بهش بدین بخوره حامی: بله چشم خیلی ممنون خدانگهدار دکتر: اقا حامی یه عکسمون نشه؟ حامی: حتما، فقط لطفا به کسی چیزی نگین که من با این دختر بودم دکتر: چشم عکسو گرفتن حامی: بخواب روی این تخت پمادهات با سرمت گرفتم برم پرستار صدا کنم بیام. دلبر: باشه حامی: ببخشیدخانم، خواستم سرم همسرم بزنین پرستار: اومدم حامی: رفتم پیش دلبر پرستارم اومد دلبر: حامی من می ترسم حامی: دستتو بده به من هرموقع دردت گرفت دستم فشار بده اگه هم خواستی گریه کنی اشکال نداره دلبر: مرسی که هستی حامی: مرسی از تو سرمش رو زد دردش گرفت دستمو سفت فشار داد منم محکم تر گرفتم پرستار: هرموقع تموم شد بهم بگین حامی: باشه ممنون کیک رو باز کردم آبمیوه هم همینطور دلبر: حامی من نمیخوام😭 حامی: نمیخواد خودت بخوری خودم میزارم دهنت ابمیوه هم بهت میدم دلبر: مگه بچم؟ حامی: واسه من اره دهنتو باز کن... بهش دادم خورد سرشو ب*و*س کردم کلی با هم مسخره بازی دراوردیم و میخندید همونطور که میخواستم حامی: قربونت خندت برم بچه✨ (خدانکنه عه) دلبر: 😂😂 خدانتنه بابایی(بچگونه) حامی: برم پرستار صدا کنم دلبر: باشه حامی: سرمش رو در اورد خودم کفش دلبر و پوشوندم دوباره نذاشتم راه بیاد. ب*غلش کردم و بردمش تو ماشین. دلبر: مرسی که اینقدر هوامو داری حامی: وظیفه قلبم دلبر: قربونت برم برو جلو پیش ارین زشته. حامی: پس تو باید رو صندلی عقب بخوابی دلبر: چشم سوار شدیم ارین گفت بریم خونه ما بعد هر کس هرجایی خواست بره. ما هم قبول کردیم حامی: ارین داداش امروز خیلی خسته شدی ببخشید ارین: قربونت برم این چه حرفیه دلبرخانمم مثل آریانا خواهرمه حامی: رسیدیم. عقب رو نگاه کردم دلبر خواب بود موهاشم روی صورتش ریخته بودن. دلم نیومد بیدارش کنم ب*غ*لش کردم رفتیم داخل به دخترا اشاره کردم که ساکت و گذاشتمش روی یه تخت دو نفره توی اتاق ارین ارین: داداش نمیایی بیرون؟ حامی: نه میخوام پیشش باشم✨ ارین: باشه داداش ادامه در پارت بعد... Don't copy ❌ @haamimpashmak
چقدر جذب داریم امروز😍❤️ خوش اومدین موندگار باشین😘🤍✨