eitaa logo
منـــــجـــــی🤍🕊
360 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
2.9هزار ویدیو
1 فایل
بـ♡ـــܘ نߺــــߊ‌ܩܢ حـߊ‌ܩـܨ زنߺܥ‌‌ܭَیـ🤍 ܢܚ݅ـــܝ‌وܫ ܩیܭنߺیܩـ✿ ܢܚ݅ܝ‌وܫܨ بــی ܝ݆ߺߊ‌یߊ‌نـــ∞ از ܣܩܘ بـیܢܚ݅ــࡅ߳ܝ‌ ࡅ߳ـو ިو ܩیܟܿوߊ‌ܩࡅ߳ـــ🕊 ♬HAAMIM♬ ܣܝ‌ܢܚ݅ܢ̣ـــ ܣܩیـــܔ ܩوقــܫ ܭܣـ ܩیܢܚ݅ــܘ ܥ‌‌ܠܙ ܩܔ ܝ݆ߺیܚ݅ܓ ࡅ߳ـوܫـܣ00:00🪽 کد:۳۵۴ فندوم حامیان حامی
مشاهده در ایتا
دانلود
زبان دارم بعدش براتون پارت و ویدیو میزارم
مثل اینکه مجوز چندتا شهرستان برای حامیم صادر شده: 1_شیراز 2_ساری 3_اهواز 4_بجنورد 5_تبریز 6_یزد 6_آبادان 8_قزوین 9_رشت فقط فوروارد @haamimpashmak
و مث اینکه گفتن به ۳ تا خواننده مجوز اجرا دادن که ممکنه حامی هم باشه✨
۱_چشم عزیزم تا ساعت ۴ زبان دارم ولی بعدش مینویسم میزارم براتون ۲و۳و۴:مجوز ندادند
۱_مجوز ندادن🥺 ۲_من گفتم دوستم به یکتا میگه. یکتا هم درخواست کنسرت اصفهان رو داد مجوزش صادر نشده
چیزی نپرس از من چشمامو معنی کن چشمام: 🥺🥺 البته همین شهرهایی هم که الان گذاشتم فقط مجوزش صادر شده باید ببینیم داداش چی میگه😉
بچه ها توجه داشته باشین هیچی معلوم نیست هیچی ممکنه فردا صبح بیدار شین ببینین مجوز اصفهان صادر شده😂
همه بگین الهی آمین🤣🤣 حدود ۱٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠
پارت_۲۸ میانِ اَشکــــــــــــــــــــــ و آغوشـــــــــــــــــــــــــــــــ 🫂 از زبون دلبر: رسیدیم از حامی خدافظی کردم گفت ۱ ساعت دیگه میاد دنبالم ساعت حدودا ۴ و اینا بود. رفتم داخل دیدم پسر هم اومده. دلبر: ساناز کادوت بگیر من باید برم تبریک گفتم ب*غ*لش کردم و رفتم بیرون چشمم خورد به حامیم که نشسته بود توی ماشین و دم خونه بود. اومدم برم بیرون یه دفه یکی دستمو گرفت کشید با چشمام به حامی نشونه دادم ولی نمیدونم فهمید یه نه بابایی بود بابایی: گفتم که مال من میشی دلبرم. کمرشو گرفتم چسبوندمش به دیوار یه لیوان ش*ر*ا*ب گرفتم صورتشو بزور گرفتم تا اومدم بریزم تو دهنش حامی و پلیسا رسیدن. دلبر: حامی(با گریه) 😭 حامی: دلبر تو بهم نگفتی ساناز: من بهش گفتم تولده. اگه میگفتم پارتیه نمیومد حامی: دست دلبرو گرفتم رفتیم تو ماشین حامی: دلبر واقعا نمیدونسی و رفتی یا منو سرکار گذاشتی؟(با داد) دلبر: بخدا نمیدونستم حامی: هوووفففففف دلبر: گریه حامی: اشتباه کردم کردم سرت داد زدم ببخشید (دستمو گزاشتم روی دستش) دلبر: نه من متاسفم دیگه هیچ تولدی نمیرم حامی: بیا بریم کافه میخوام یکیو بهت نشون بدم دلبر: باشه از زبون دلبر: رسیدیم رفتیم توی کافه دیدم یه دختره ای نشسته روی میز داره برای حامیم دست تکون میده حامی هم دست تکون داد دلبر: حامی😳 حامی: بیا بریم میفهمی دلبر: باشه حامی: دختره رو ب*غ*ل کردم دلبر: حامی(بغض) 🥺 حامی: بیا بشین بهت بگم دلبر: نشستم Don't copy ❌ @haamimpashmak