مثل اینکه مجوز چندتا شهرستان برای حامیم صادر شده:
1_شیراز
2_ساری
3_اهواز
4_بجنورد
5_تبریز
6_یزد
6_آبادان
8_قزوین
9_رشت
فقط فوروارد
@haamimpashmak
منـــــجـــــی🤍🕊نفور
مثل اینکه مجوز چندتا شهرستان برای حامیم صادر شده: 1_شیراز 2_ساری 3_اهواز 4_بجنورد 5_تبریز 6_یزد 6_
تا کلاسم تموم بشه فعلا اینو داشته باشین خوشحالی کنین
بچه ها توجه داشته باشین هیچی معلوم نیست هیچی ممکنه فردا صبح بیدار شین ببینین مجوز اصفهان صادر شده😂
پارت_۲۸
میانِ اَشکــــــــــــــــــــــ و آغوشـــــــــــــــــــــــــــــــ 🫂
از زبون دلبر:
رسیدیم از حامی خدافظی کردم گفت ۱ ساعت دیگه میاد دنبالم ساعت حدودا ۴ و اینا بود. رفتم داخل دیدم پسر هم اومده.
دلبر: ساناز کادوت بگیر من باید برم تبریک گفتم ب*غ*لش کردم و رفتم بیرون چشمم خورد به حامیم که نشسته بود توی ماشین و دم خونه بود.
اومدم برم بیرون یه دفه یکی دستمو گرفت کشید با چشمام به حامی نشونه دادم ولی نمیدونم فهمید یه نه
بابایی بود
بابایی: گفتم که مال من میشی دلبرم.
کمرشو گرفتم چسبوندمش به دیوار یه لیوان ش*ر*ا*ب گرفتم صورتشو بزور گرفتم تا اومدم بریزم تو دهنش حامی و پلیسا رسیدن.
دلبر: حامی(با گریه) 😭
حامی: دلبر تو بهم نگفتی
ساناز: من بهش گفتم تولده. اگه میگفتم پارتیه نمیومد
حامی: دست دلبرو گرفتم رفتیم تو ماشین
حامی: دلبر واقعا نمیدونسی و رفتی یا منو سرکار گذاشتی؟(با داد)
دلبر: بخدا نمیدونستم
حامی: هوووفففففف
دلبر: گریه
حامی: اشتباه کردم کردم سرت داد زدم ببخشید (دستمو گزاشتم روی دستش)
دلبر: نه من متاسفم دیگه هیچ تولدی نمیرم
حامی: بیا بریم کافه میخوام یکیو بهت نشون بدم
دلبر: باشه
از زبون دلبر:
رسیدیم رفتیم توی کافه دیدم یه دختره ای نشسته روی میز داره برای حامیم دست تکون میده حامی هم دست تکون داد
دلبر: حامی😳
حامی: بیا بریم میفهمی
دلبر: باشه
حامی: دختره رو ب*غ*ل کردم
دلبر: حامی(بغض) 🥺
حامی: بیا بشین بهت بگم
دلبر: نشستم
#مالک_حامی
Don't copy ❌
@haamimpashmak
بچه ها یه مشکل بزرگی برام پیش اومده از ساعت ۴ و نیم تا الان اینو فعلا داشته باشین شب پارت طولانی میدم🥺
مرسی که لف ندادین🤍✨
بازم ببخشید ❤️❤️
#مالک_حامی