eitaa logo
منـــــجـــــی🍂🪐
387 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
2.9هزار ویدیو
1 فایل
بـ♡ـــܘ نߺــــߊ‌ܩܢ حـߊ‌ܩـܨ زنߺܥ‌‌ܭَیـ🤍 ܢܚ݅ـــܝ‌وܫ ܩیܭنߺیܩـ✿ ܢܚ݅ܝ‌وܫܨ بــی ܝ݆ߺߊ‌یߊ‌نـــ∞ از ܣܩܘ بـیܢܚ݅ــࡅ߳ܝ‌ ࡅ߳ـو ިو ܩیܟܿوߊ‌ܩࡅ߳ـــ🕊 ♬HAAMIM♬ ܣܝ‌ܢܚ݅ܢ̣ـــ ܣܩیـــܔ ܩوقــܫ ܭܣـ ܩیܢܚ݅ــܘ ܥ‌‌ܠܙ ܩܔ ܝ݆ߺیܚ݅ܓ ࡅ߳ـوܫـܣ00:00🪽 کد:۳۵۴ فندوم حامیان حامی
مشاهده در ایتا
دانلود
گزینه ۱-> ٠ رای گزینه ۲-> ٠ رای گزینه ۳-> ٠رای گزینه ۴-> ۴ رای گزینه ۵-> ۴ رای بقیه گزینه ها هم ٠
پارت _۳۷ میانِ اَشکــــــــــــــــــــــ و آغوشـــــــــــــــــــــــــــــــ 🫂✨ از زبون حامی: نقشه رو کشیدیم رفتیم تو اتاق پذیرایی. همه خواب بودن و شروع کردیم به عملی کردن نقشه😝 حامی: از همون اولم میدونستم که لیاقت منو نداری(با داد) دلبر: پس برو با همونی که لیاقتتو داره(داد) حامی: میرم خوبشم میرم لیاقت تو همون امیریه(داد) دلبر: لیاقت تو هم همون لیاناعه ع**و/ض"ی•ه از زبون حامی: همه ی بچه ها اومده بودن بیرون حالا وقتش بود. دلبر رو گرفتم اروم زدمش به زمین و شروع کردم کت•ک دادنش(الکی) ریاضی: چیکار میکنی ولش کن آرش: حامی تو که اینجور ادمی نبودی چی شد یهو دلوین: ول کن خواهرمو(با گریه) از زبون حامی: دلبر به زور خندشو جمع می کرد منم از خندش نزدیک بود خندم بگیره🤣که یهووووو بلههههه کاملا درست حدس نزدین دلبر نزد زیر خنده یه دفه خانی با اون هیکلش اومد و صداشو کلفت کرد و گفت خانی: کی داداش منو اذیت کردههههه (خودش از عمد صداشو کلفت کرد) یهو دلبر زد زیر خنده دلبر: 🤣🤣🤣🤣🤣🤣وای دلممممممممممم🤣🤣🤣🤣خدایا حالا میمیرممممم🤣🤣🤣🤣🤣 حامی: قربون خنده هات برم(تو دلش) (نویسنده: خدانکنه صالحییییییی) اریانا: چیشد چیشد؟ اینا که تا الان داشتن مث س*گ و گربه به هم میپریدن🤨 (نویسنده: حیوون خودتییییییی) حامی: عزیزم عملیات وعده صادق ۵ با موفقیت انجام شد دلوین: عزیزم؟ جانا: عملیات؟ آرین: چه خبره اینجا من قاطی کردم ریاضی: هیچی دیگه نقشه کشیده بودن ما رو زهرترک کنن😒 جانا: افرین ریاضی باهوشی ریاضی: ممنون فارسی😂 حامی: دروس تخصصی میاین بریم صبحونه بخوریم یا نه؟ دلبر: اره فقط مهرسا کو ارین: خوابه دلبر: نه دیگه نشد دیگه شما همتون اذیت شدین اونم باید اذیت شه هستی سپاسی: از دست تو😂 دلبر: رفتم کنارش شروع کردم داد زدن دلبر: مهرساااااا مهرسا مهرساااییییی (وحشت زده) مهرسا: چی شده دلبر(نگران) دلبر: فقط من و تو، توی خونه ایم به حامی زنگ زدم گفت برگشتن ایران مهرسا: چی😳 دلبر: باور نمیکنی بیا ببین مهرسا تند و تند زودتر از من دوید بیرون. به در اتاق که رسید یهو... ادامه در پارت بعد... Don't copy ❌ @haamimpashmak
اینم هست گزینه ۱٠
پارت_۳۸ میانِ اَشکــــــــــــــــــــــ و آغوشـــــــــــــــــــــــــــــــ 🫂✨ دلبر: که یهو بچه ها پشت در همگی با هم جیغ کشیدن و مهرسا افتاد دلبر: 🤣🤣🤣🤣🤣🤣وای خدایا پکیدم امروز دیگه🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣 مهرسا: زهر حلاحل😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡 دلبر: وای🤣🤣🤣🤣 افتاده بودم رو زمین و میخندیدم🤣 حامی: رفتم پیش دلبر دستشو گرفتم بلند شد همگی رفتیم سر میز صبحونه. دلبر: حامی من نوتلا میخوام حامی: نداریم بیا تخم مرغ بخور مفیدترم هست دلبر: حامیییییییی نههههه نوتلا موخواممممممم دلوین: ۲ ساله از تهران🤣 دلبر: ااگگگگگگ. نوتلااااااااا مهرسا: ضمن اطلاعتون من دارم دلبر: عه بده مهرسا: کی بود منو ترسوند؟ کی بود وقتی افتادم هر هر میخندید ها؟؟؟؟ 🤨🤨🤨🤨🤨 دلبر: ببخشیددد🥺 مهرسا: نچ حالا وقت منه که اذیتت کنمـ حامی: میدونستم میسی لجبازه و ول کن نیس پس گفتم حامی: پاشید بریم اماده شیم بریم بیرون همه موافقت کردن و رفتن بپوشن دلبر: حامی اصلا من برت مهم نیستم؟ من گشنمهههههه حامی: بیا بریم اتاق بهت بگم دلبر: 🥺(بغض) حامی: دخترم بغض نکن الان میریم برات ساندویچ سرد میخرم🥺 دلبر: جدی میگی بابایی؟ حامی: اره دخترم. بعد تو هم برو جلو مهرسا پ*ز بده😂 دلبر: باشه😂😂 ادامه در پارت بعد... Don't copy ❌ @haamimpashmak
دخترا امشب ساعت ۹ گزینه ۵ رو میزارم پروفایل کانال. گممون نکنین یه موقع
فرشته هام من پارت رو ارسال میکنم هی مینویسه حجم پیام زیاده یکم صبر کنین ببینم چیکار میتونم بکنم
پارت_۳۹ میانِ اَشکــــــــــــــــــــــ و آغوشـــــــــــــــــــــــــــــــ 🫂✨ حامی: رفتیم توی یه پاساژ خیلی بزرگ چند طبقه که همه مدل مغازه ایی هم داشت دلبر: حامی ساندویچ سردمو نخریدی🥺 حامی: اونجا یه مغازه هست بزار ببینم داره یا نه. چه مزه ای میخوایی؟ دلبر: مرغ و ژامبون حامی: چشم رفتم براش خریدم اومدم. حامی: خوشتیپ دلبر: بله اقای هیکلی (ماشاالله ماشاالله ماشاالله حسین ماشاالله حالا ماشاالله ماشاالله ماشاالله 😂) حامی: بفرمایین دلبر: چرا دوغ خریدی دیگه؟ حامی: دخترم تشنه اش نمیشه؟ دلبر: ملسی بابایی(بچگونه) حامی: خواهش بیا بریم از بقیه عقب موندیم دلبر: بریم ساندویچ سرد رو گرفتم توی ی دستم دوغ هم توی یه دست دیگه و رفتم پیش مهرسا دلبر:آریانا میخوری آریانا: اره عشقم ولی یه تیکــــــه خــــــــیلی چوچولو بر میدارم میدونی که رژیمم دلبر: ادا ادا. دلوین دلوین: مرسی دلبر: جانا جانا: مرسی گلم نمیخوام دلبر: میخوری یا بکنم تو حلقت جانا: چشم بر میدارم ممنون😂 دلبر: هستی جان هستی: ممنون عزیزم دلبر: نوش جان خودم شروع کردم به خوردن مهرسا: منم هستما دلبر: خب؟(با دهن پر) مهرسا: به همه تعارف کردی جز من دلبر: خب؟(دهان پر) حامی زیر اونجا هی میخندید منم نزدیک بود خندم بگیره مهرسا: زهر مار و خب. خب منم میخوام دیگه دلبر:کی بود به من نتلا نداد مهرسا: رفتیم خونه بهت میدم تولوقوداااااا یه چوچولو فقطططط بهم بده من کل نتلام واسه تو باشه؟ 🥺 دلبر: نه نمیشه مهرسا: دلبررررر دلبر: به به همش گوشته عسله لامصب (دهن پر) مهرسا: گل آری این منو اذیت میکنه🥺 آرین: الان خودم برات میخرم گل مهرم✨ دلبر: دیگه نمیتونستم خودمو تحمل کنم زدم زیر خنده🤣🤣🤣 بعد تازه جالب اینجاعه همه منتظر بودن یکی بخنده که باهاش همکاری کنن که با خنده من همه خندیدن🤣🤣 دلوین: گل آری🤣🤣🤣 دلبر: من خوشگلم تو گا*وی🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣 با این حرفم خنده های بچه ها شدت گرفت دلم واقعا درد گرفته بود 🤣🤣🤣🤣🤣 جانا: تو روحتون🤣 آریانا: آرین از تو انتظار نداشتم، گل مهر؟ 🤣🤣🤣تو یه بار به من نگفتی گل ارا بعد به اون میگی گل مهر؟ 🤣 دلبر: آرین کیه آریانا: داداشم دیگه دلبر: مگه اون گلابی نبود🤣 بازم همه خندیدن آرین و مهرسا داشتن میمردن از خجالت😂 حامی: اهم اهم بسته دیگه گناه دارن اینا هم بنده خدان😂 مهرسا: یکیتون ادم درومد آرین: عه مهرسا هستی: وای خدا خیلی خوبین😂بیاین بریم دیگه حامی: منم مواف.... دلبر: منم موافقم هستی:رگ غیرتت زده بیرونا😂 دلبر: شما به بزرگی خودتون ببخشید 😐😒 دلوین: میاین بریم یا نه همه: بریم حامی: دلبر هستی که حرف بدی نزد چرا اونطوری کردی گناه داشت دلبر: خاک بر سر من حامی: عه دلبر😡واسه چی؟ دلبر: که فکر میکردم عاشقمی اول که لیانا الانم که هستی. اصلا برو با همونا برو تو رابطه. از همون اول نه پدری نه مادری حالا هم که فکر کردم تو رو دارم که هیچی😒 رنگ منم دیگه نمیبینی آقای صالحی حامی: چرا اونطوری کرد؟ واقعا غیرتی شده. بعد وایسا ببینم گفت آقای صالحی؟ حامی: دلبر وایسا صبر کن ببینم دلبر: نیا دنبالم😭 حامی: صبر کن همه دارن نگاه میکنن یه آقایی:!? sorry, is everything ok?! (معنی: ببخشید همه چی اوکیه؟) حامی: yes (اره) دلبر: به درک بزار نگاه کنن حامی: دستشو گرفتم کشیدم طرف خودم دلبر: ولم کن😡 حامی: اروم باش حرف میزنیم، بچه ها شما برین بگردین ما هم الان میایم ارین: باشه داداش مهرسا: چی چیو باشه داداش دعواشون شده ارین: بین اون دوتاعه بین من و تو که نیست که مهرسا: باشه هستی: تقصیر من شد🥺 دلوین: نه بابا اجی من یخورده بیش از حد حساسه روی حامی. قبلا هم که حامیم دلبرو نمیشناخت و اصلا ندیده بودش دلبر خیلـــــــــــی دوسش داشت و هیچ کسی حق نداشت بگه حامی. باید میگفتن آقا حامی(من۲😂) هستی: اهان چه غیرتی دلوین: اره دیگه ... مهرسا و حامی... حامی: ادامه در پارت بعد... Don't copy ❌ @haamimpashmak
پروف چنل عوض شد گممون نکنین✨ راضی؟
۱ و ۲ و ۳:باور کنین هیچ خبری نیست هرچی باشه میگم بهتون🥺فقط دوستم چند روز پیش اینستا استوری گذاشته بود و حامیم دیده بود. ۴_اره ۱۲ تا ۴ و نیم پدرم درومد😩حداقل اول اسمت بگووووووو
صبح شد☀️ چشام خشک شد🥺 به راه نیومدی دلم واسه تو خودشو کشت مرد🩸 سلام نانا هام صبحتون بخیروشادی و به زیبایی فرفریاش🎈🧸 @haamimpashmak