eitaa logo
منـــــجـــــی🌑🎼
431 دنبال‌کننده
3هزار عکس
3.1هزار ویدیو
1 فایل
بـ♡ـــܘ نߺــــߊ‌ܩܢ حـߊ‌ܩـܨ زنߺܥ‌‌ܭَیـ🤍 ܢܚ݅ـــܝ‌وܫ ܩیܭنߺیܩـ✿ ܢܚ݅ܝ‌وܫܨ بــی ܝ݆ߺߊ‌یߊ‌نـــ∞ از ܣܩܘ بـیܢܚ݅ــࡅ߳ܝ‌ ࡅ߳ـو ިو ܩیܟܿوߊ‌ܩࡅ߳ـــ🕊 ♬HAAMIM♬ ܣܝ‌ܢܚ݅ܢ̣ـــ ܣܩیـــܔ ܩوقــܫ ܭܣـ ܩیܢܚ݅ــܘ ܥ‌‌ܠܙ ܩܔ ܝ݆ߺیܚ݅ܓ ࡅ߳ـوܫـܣ00:00🪽 کد:۳۵۴ فندوم حامیان حامی
مشاهده در ایتا
دانلود
پارت_۵۳ میانِ اَشکــــــــــــــــــــــ و آغوشـــــــــــــــــــــــــــــــ 🫂✨ حامی: نه نههههه نهههههه امکان نداره نهههههههه دستگاه ها رو نکنین نهههه رفتم سمت اتاقش که دوباره پرستارا جلوشو گرفتن دکتر: ولش کنین بزارین داخل اتاق. فقط دستگاه شک رو نَکَنین.پرستارا دستگاه فشار و ضربان قلبش رو نمیخواد بِکَنین و بقیه هم نرین داخل اتاق بزارین دو تایی تنها باشن. حامی: سریع دویدم داخل اتاق درو بستم پتوی سفیدی که روش بود رو برداشتم پرت کردم روی زمین و گفتم حامی: دلبرم بیدار شو من بدون تو نمیتونم. ببخشید غلط کردم دیگه نه به حرف هستی گوش میدم نه به حرف دختر دیگه ای ببخشید پشیمونم چشماتو باز کن. من خودتو میخوام دلبرم بیدار شو(گریه) کلی کنارش گریه کردم و باهاش حرف زدم. یکی از پرستارا رو گذاشته بودن پشت پنجره که یه موقع بلایی سر خودم نیارم. کیوان: دلوین خانم تسلیت میگم🥺(گریه) دلوین: سلامت باشین(گریه) 😭 مهرسا: به ادرینا چی بگیم؟(گریه) اریانا: خودمون چیکار کنیم؟ گریه جانا: پس حامی چی؟ گریه اریانا: وایییی(گریه) حامی: تموم شد همه چی تموم شد. دیگه نه با گریه حل میشه نه با قرآن نه با دعا نه با حرفای کیوان. فقط میتونم بگم خوب بخوابی دختر بابا🥺 فردا تولدم بود... این بود کادوی تولد من؟ این اخرین باره که میبینم تو رو😔 رفتم روی تخت کنارش خوابیدم،بو*سه ای روی سرش کاشتم،صورتشو اوردم طرف خودم پیشونی هامون رو چسبوندم به هم یکی از دستامو گذاشتم روی گو*نش، بایکی دیگه از دستام دستشو گرفتم، چشمامو بستم و شروع کردم به خوندن حامی: جون دلم؟ خون دلم خیلی پریشونه دلم دوری از دوری تو میگیره بهونه دلم. جون دلبر خونه بدون تو شده خونه غم تازه هنوز از رفتنت چیزی نمیدونه دلم... دیوونه میدونی نمیتونم بدون تو یه روزم توی این خونه بمونم(بغض و اشک) ادامه در پارت بعد... Don't copy ❌ @haamimpashmak
پارت ۵۳تقدیم نگاهتون✨🤍
بچه ها من از ساعت ۴ تا الان سالنم. رسیدم خونه پارت میدم کلی
صبح شد☀️ چشام خشک شد🥺 به راه نیومدی دلم واسه تو خودشو کشت مرد🩸 سلام نانا هام صبحتون بخیروشادی و به زیبایی فرفریاش🎈🧸 @haamimpashmak
سلام زیباهام صبحتون بخیر و به زیبایی صداش چشاش نگاش✨ چون که دیشب پارت ها ارسال نشده بود من امروز پارت های دیشب رو که براتون نیومده بود میزارم. اون روزی هم که من گفته بودم ۸ تا پارت میزارم من فکر کردم براتون ارسال شده ولی ۵ تاش ارسال شده بود. امروز صبح هم ۳ تا پارت دیشب رو که نیومده بود میزارم هم ۳ تا پارتی که اون روزی که قرار بود۸ تا پارت بدم🤍✨
پارت_۵۴ میانِ اَشکــــــــــــــــــــــ و آغوشـــــــــــــــــــــــــــــــ ✨🤍 از زبون حامی: همینطوری داشتم براش آهنگ میخوندم که صدای جیغ پرستار اومد. اون موقعی که دلبر آسمونی شد هم همینطوری جیغ میزد. من بدون اون نمیتونم زندگی کنم. شروع کردم به گریه کردن. داشتم گریه میکردم که یهو همه ی دکترا ریختن داخل اتاق. با خودم گفتم حتما میخوان ببرنش سرد خونه. سرشو برای آخرین بار بو*س*یدم و خواستم بلند شم که یهو... دکتر: نه نه بلند نشو حامی: چ. چشم دکتر: همونطوری که اونموقع بودی باش حامی: چرا اخه دکتر: میفهمی. آهنگ بخون حامی: باشه وا این چرا اینطوری میکنه. کلی دستگاه دوباره بهش وصل کردن. دستگاه ضربان قلب(اسم اصلیش نمیدونم) شروع کرد به صدا کردن. دکتر: تا جایی که میتونی محکم بغ*لش کن و با احساس تر آهنگ بخون❤️ حامی: چشم اینکار رو کردم و شروع کردم آهنگ مورد علاقش یعنی رز سفید رو بخونم. پرستار: دکتر دستگاه شک رو بیارم؟ دکتر: نه نه لازم نیست. حامی خودش شکه حامی: تو رو میکاشتم وسط قلبم(گریه) یاد اون روزایی افتادم که شب میخواست بخوابه براش این اهنگ رو میخوندم و با من میخوند بعد خوابش میبرد🥺حالا هم محکم تر در آغوشش کشیدم و با احساس تر آهنگ رو خوندم. حس کردم یکی هم منو محکم در آغوش گرفته. دلم برای اون روزی که منو میگرفت و میچلوند تنگ شده. داشتم آهنگ میخوندم. انگار صداش توی سرم بود و باهام میخوند. دکتر: بهوش اومد سرم و سوزن و بیارین. پرستار دستگاه اکسیژن رو آماده کن دلبر: تو یه رویایی که نمیرسی به دستم( خیـــــــــــــــلی آروم و ضعیف) حامی: هنوز صداش توی سرمه دکتر: ادامه در پارت بعد... Don't copy ❌ @haamimpashmak
پارت_۵۵ میانِ اَشکــــــــــــــــــــــ و آغوشـــــــــــــــــــــــــــــــ 🫂✨ دکتر: شایدم واقعا خودش باشه حامی: الان وقت شوخی نیست لطفا تنهامون بزارین. حالم اصلا خوب نیست دکتر: ما که حتما تنهاتون میزاریم ولی اگه باور نمیکنی خودت نگاه کن. بریم بیرون بچه ها از زبون حامی: رفتن بیرون و من شروع کردم اشک ریختن زیاد. خیلی گریه کردم. صورتم خیس خیس شدم بود. همون طور که دلبر ب*غ*لم بود، نازش میکردم و اشک زیادی از چشماش میرفت. دلبر: ح. ح. حا. حام. حامی(ضعیف و آروم) حامی: د. د. دلب. دلبر😳😳د. دار. دارم خ. خوا. خواب میبینم🥺(گریه و تعجب) دلبر: گریه میکنی؟ حامی: ن. ه. نه فداتشم گ. ر. گریه نمیکنم(گریه) 🥺 دلبر: م.م. مگه بهت ن. نگفتم ا. اگه من مر. مردم گریه ن. نکن؟ حامی: قربونت برم گریه نمیکنم🥺(بغض) اشکامو پاک کردم دلبر: محکم رفتم تو بغ*لش حامی: دلم خیلی برات تنگ شده بود دلبرکم🥺 دلبر: مگه چند روزه اینجام؟ حامی: یه حدود سه چار روزه. با امروز میشه پنجم دلبر: اصلا من چِم شده بود ها؟ حامی: مهم نیست مهم اینه که الان خوبی چشمم به دکتر و پرستارای پشت پنجره افتاد دکتر: پرستار قدرت عشق رو میبینی؟ پرستار: اره🥺 دکتر: اگه پای عشق واقعی در میون باشه همه چیز ممکنه. پرستار: قدرت عشق(آروم) دکتر: اگه واقعا دو نفر همو بخوان همین میشه🙂 پرستار: خوشبحالشون دکتر: زانو زدم جلوی پرستار پرستار: هییییین وای خاک به سرم😃 دکتر: حاضری ما دو تا هم مثل بقیه یه عشق بی پایان در کنار هم بسازیم؟🥺 پرستار: با کمال میل😌 دکتر: حلقه رو دستش کردم (نویسنده: چه خر تو خری شد😂) ادامه در پارت بعد... Don't copy ❌ @haamimpashmak
پارت_۵۶ میانِ اَشکــــــــــــــــــــــ و آغوشـــــــــــــــــــــــــــــــ 🫂✨ ... دلبر و حامی... حامی: دلبر قول میدی همیشه پیشم بمونی؟ دلبر: نه حامی: نه؟ دلبر: تو که منو دوست نداشتی چرا عروسک خیمه شب بازی خودت کردی؟ پس همش از روی هوس بوده؟ حامی: دلبر چی میگی؟! دلبر: اینکه با یه دختر دیگه تو رابطه ای؟ امیر بهم گفت حامی: چرا متوجه نمیشی من هرچی بوده رو بهت گفتم اون مر*تیکه میخواد ما رو از هم جدا کنه. با لیانا دو تایی نقشه کشیدن ما رو بپاشونن از هم. ولی نمیدونن که ما عشق بین ما قوی تر از این حرفاست 😍 دلبر: اوهوم حامی: آشتی؟ دلبر: قهر نبودم که بخوام آشتی کنم حامی: مطمئن؟ دلبر: اره ولی تو همه چیرو به من نگفتیا که برام چه اتفاقی افتاده بود حامی: بیخیال بعدا بهت میگم. دلبر تو ناراحتی قلبیت خیلی اوضاعش خراب تر از این حرفاست دلبر: سال پیش قرار بوده که بمیرم عجیبه که الان زندم. حامی: بیا بیخیال این حرفا بشیم. دلبر: پاستیل و شوکول میخوام حامی: پاستیل و چی؟ 😂(با خنده) دلبر: اوشکولات😂(با خنده) حامی: از دست تو که توی این مواقع هم دست از سر پاستیل و اوشکول بر نمیداری😂(خنده) دلبر: 🤣🤣🤣🤣اوشکول نه شوکول(با خنده) دو تایی زدیم زیر خنده و تا اونجایی که تونستیم خندیدیم دلمون واقعا درد گرفته بود حامی: قربون خنده هات برم(آروم) (حامیمممم خدانکنهههه) دلبر: بلام نمیخلی بابایی؟(بچگونه) حامی: بلات ضلل داله دخملم(اداشو در اورد) دوباره زدیم زیر خنده دلبر: وای لپامممث درد گرفتتت🤣🤣🤣🤣 حامی: 🤣🤣 ...کیوان و دلوین و اینا... کیوان: واقعا خوشحالم که حالش خوب شد🥺 دلوین: حامی یا دلبر؟ کیوان: هر دوشون. اگه دلبر نبود حامی الان معلوم نبود چی به سرش میومد جانا: اره واقعا. اگه دلبر می رفت خدایی نکرده حامی هم باهاش می رفت (نویسنده: جانااااا ساکت شوووو) آرین: توی این چند روز خنده ی حامی رو ندیده بودم🥺 آریانا: فیلم هندی شد😂ولی خداراشکر از زبون آرین: دیدم مهرسا داره از پشت پنجره نگاهش میکنه و اشک میریزه. رفتم کنارش بغ/لش کردم✨ مهرسا: اری سکته کردم آرین: چرا گریه میکنی مهرسا: چقدر حالشون کنار هم خوبه🥲 آرین: مگه تو حالت کنار من خوب نیست؟ مهرسا: چرا چرا معلومه که حالم کنار تو خوبه. رفتم بغ*لش🙃 Don't copy ❌ @haamimpashmak
بریم برای فعالیت بعد دوباره سه تا پارت بعدی رو میزارم🥳🥳🥳
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو تموم زندگیمی..✨(: قفلیم 🔐💗 Moon Haamim🌓🫀 No copy🎀💌 Just forward🦋🤍 Fan pasar zemestAni❄️☃️🫀 Join💋😍❤️ manba❓روبیکا https://eitaa.com/Haamim13765 بِهتَرین فن نیستم ولی فن بِهتَرینم 💓💪
𝓭𝓪𝓼𝓽 𝓶𝓪𝓷 𝓷𝓪𝓫𝓸𝓭 𝓴𝓮 𝓭𝓮𝓵𝓪𝓶𝓸 𝓫𝓪𝓴𝓱𝓽𝓪𝓶 𝓫𝓮𝓱𝓮𝓽 𝓼𝓮𝓭𝓪𝓽, 𝓬𝓱𝓮𝓼𝓱𝓪𝓽, 𝓷𝓮𝓰𝓪𝓽 𝓭𝓮𝓵𝓪𝓶𝓸 𝓱𝓪𝓵𝓲 𝓫𝓮 𝓱𝓪𝓵𝓲 𝓴𝓪𝓻𝓭...) دَسـت مَـن نَبـود کِـه دِلَمـو باختَـم بـهت صِدات, چِشـات, نِگات دِلَمـو حالی بِـه حالی کَـرد ✨🤍✨🤍✨🤍✨🤍✨🤍✨🤍 لینک: ☁️🌈𝒑𝒂𝒔𝒉𝒎𝒂𝒌𝒆 𝒇𝒆𝒓𝒇𝒆𝒓𝒊|ܢ݆ߺܢܚ݅ܩܭ ܦ‌ܝ‌ܦ‌ܝ‌ܨ🌈☁️ لینک چنلمون؟ @haamimpashmak copy? ❌ just forward✅