حامیم: سلام ممنون من خوبم تو خوبی😐
جانا: ببخشید سلام🤣بریم دیگهههههه
حامیم: مامان و بابا خوبن
جانا: اره. مامان گفت ناهار بیایی اونجا
حامیم: زنگ بزن بگو غذا نپزه میریم رستوران مهمون من
جانا: هییییننن اخ جووون😍😍❤️❤️
•مکالمه جانا و مامان لیلا•
جانا: سلام مامان
لیلا: سلام دخترم
جانا: مامان حامی میگه...
حامیم: بده خودم بگم
جانا: نه خودم میخوام بگم
لیلا: بده به پسرم
حامیم: اوممم🤪🤪
جانا: ایششش
لیلا: سلام گل پسر نازم
حامیم: سلام قربونت برم خوبی
لیلا: شکر خدا مادر؛
حامیم: مامان
لیلا: جان مامان
حامیم: امروز غذا درست نکن رستوران مهمون من
لیلا: باشه عزیزم ممنون پسرم
حامیم: قربونت برم کاری نداری
لیلا: نه مراقب خودتون باشین
حامیم: چشم خدانگهدار
لیلا: خدا پشت و پناهتون
•پایان مکالمه•
jana&Haamim
جانا: هییییینننن
حامیم: هییییییننن چی شد
جانا: همین جاعه
حامیم: مگه نگفتی یک ساعت راهه
جانا: یک ساعته داری با مامان حرف میزنی
حامیم:چی میگی یه ربعم نشد
جانا: اره ولی فک کنم اینجا هم داشته باشه
حامیم: اینجا پر از کتاب فروشیه بزار ماشینو پارک کنم و با هم بریم تنها نرو
جانا: خب باشه
حامیم ماشین رو کنار دیوار پارک کرد و با جانا راهی مغازه ها شدن
حامیم: میخوایی اول اینجا رو بریم
جانا: اره بریم
•داخل مغازه•
کتاب فروش: سلام چطور میتونم کمکتون کنم
جانا: شما این دو تا کتابو دارین؟ 📲
کتاب فروش: برای دانشگاه کلا کتاب نمیارم خانوم
جانا: ممنون. بریم حامی
حامی: بیا بریم این یکی
جانا: سلام این دو تا کتابو دارین؟
کتابفروش²: سلام عزیزم
حامی: عزیزم؟؟؟؟!!!!!
کتابفروش: ببخشید شرمنده. تازه تموم کردم
حامیم: ممنون. جانا میخوایی بریم اونظرف خیابون؟ ببین اون مغازه نوشته انواع کتاب های دانشگاهی
جانا: بریم اقای غیرتی
حامیم: ایششش
جانا: 😂
حامیم: دستتو بده کمتر بخند 😂
حامیم و جانا بعد از گشتن زیاد و زیر و رو کردن مغازه ها بالاخره کتاب ها رو پیدا کردن. از ماشین خیلی دور شده بودند و راه زیادی رو برای اینکه برسن طی کردند. سوار ماشین شدند و راهی خونه ی مامان لیلا.
توی راه جانا فقط غر غر میکرد و حامیم هم اداشو در میاورد
حامیم: وای جاناااااا بسته دیگه خستم کردی
جانا: نه اخه یعنی چی من خسته شدم یه بطری آب برام نخریدی
حامیم: من که میخواستم برات بخرم اونجا خداوکیلی تو یه سوپری دیدی؟
جانا: اییییششش اصلا قهرم دلمم میخواد کلی غر بزنم همینه که هس ایییش
حامیم: جانا خانوم قهری؟
جانا: بلهههه
حامیم: میخوای غر بزنی؟
جانا: بلهههه
حامیم: مطمئنی؟
جانا: بلههه
حامیم: پشیمون میشی از این کارتوووو
جانا: نخیرم اصلام پشیمون نمیشم
حامیم: گفتی پشیمون نمیشی دیگه
جانا: بله
حامیم: خب پس ببینیم و تعریف کنیم
جانا: بچرخ تا بچرخیم
حامیم: 😂😂
جانا: ایییششش
حامیم: الو مامان من پایینم
مامان لیلا: اومدم پسرم. حمیدی بدو
حمید: 😳😳
مامان لیلا: بدو پسرم منتظره😂😂
حمید: چشم😳
•ماشین حامیم•
جانا و مامان لیلا رفتن عقب و بابا حمید نشست جلو و سلام احوال پرسی کردند و با هم حرف زدند تا رسیدند
حامیم: خب اینجا خوبه که بشینیم؟
مامان لیلا:بله پسرم
حمید: اره دیگه خوبه
جانا:_
حامیم: پرنسس خوبه؟
جانا: 😒اره هوووفففف
پیشخدمت: سلام بفرمایین منو، هرموقع انتخاب کردین چی میل دارین من همین جا ایستادم
حامیم: ممنون.هرچی دوست دارین سفارش بدین
حمید: من چلو کباب میخورم باباجان
مامان لیلا: منم یه پرس برنج و جوجه
جانا: منم شیشلیک میخورم پاستا هم کنارش
لیلا و حمید😳
لیلا: دخترم گرونه شیشل...
حامیم: اشکال نداره مامان گفتم هرچی دوس دارین سفارش بدین
لیلا: باشه پسرم
حامیم: خودمم پاستا
پیشخدمت: نوشیدنی
حامیم: مشکی کوکا بزرگ
پیشخدمت: چشم
...
غذا اماده شد و اوردن
مامان لیلا: پسرم امروز بیا خونه ی ما دور هم باشیم باباتم مرخصیه
حامیم: راستش من میخواستم خودم بهتون بگم که الان حرفش پیش اومد. من امشب برای کنسرتم راه میفتم برای شمال وسیله نبستم
جانا:
continue is next part=>