#پارت۵
اتفاق...❤️🔥
باباماومد توی اتاقم
=دریا عزیزم میشه بیام داخل؟
-بفرمایید
=اتفاقی افتاده؟ناراحتی
-(لبخند ملیحی زدم)نه اتفاقی نیوفتاده ناراحت هم نیستم چطور مگه؟
=اخه صبحانه نیومدی...
-اها...گرسنه نبودم
(سریع خودم رو زدم به یه راه دیگه و مثلا داشتم وسایلم رو نگاه میکردم و مرتب میکردم)
=اها باشه هرجور راحتی
من دیگه برم کمک مامانت
-باشه
رفت بیرون
گوشیم رو برداشتم رفتم توی پیامرسان شاد
معلمم پیام داده بود و اسم بعضی از بچه هارو نوشته بود:
《سلام و درود به دانش آموزان گل و پر تلاش من
لطفا کسایی که نام میبرم شنبه بیان کتابخانه ی گلبرگ برای درس ریاضی:
دریا....
حنانه....
لیلا....
سمانه....
سهیلا....
نازنین....
آریانا....
عزیزانم اجباریه حتما باید بیاین تا فصل های ریاضی رو مرور کنیم》
به بابام گفتم:
-بابا خانمم گفته بیاین کتابخانه ی گلبرگ
برای ریاضی
=نمیخواد بری بزن گوگل بهتره برات نت هم میخرم
+آخه با اینترنت مگه یاد میگیره؟
-آره مامان😒
+باشه ولی اگر میتونی بری بهتره
=حرفی ندارم هرچی مامانت میگه
-الان برمممم؟
+برو
=برو دیگه مامانت میگه
...............
ادامه پارت بعدی عسلم
𝐇𝐚𝐦𝐢 𝐍𝐨𝐭𝐞𝐬
#پارت۵ اتفاق...❤️🔥 باباماومد توی اتاقم =دریا عزیزم میشه بیام داخل؟ -بفرمایید =اتفاقی افتاده؟
جایزه ی ۱۰۰ تاییمون
یه ذره بیشتر کردم پارت رو😁✨
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هعییی....
به نام حامـے حامیمـ★
In the name of the Lord of Hamim✨
☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆
Chanel: @MAAMIM_1399
♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡
منبع:https://eitaa.com/Haamim1376_h