eitaa logo
.حاجی بیخیال
90 دنبال‌کننده
153 عکس
99 ویدیو
2 فایل
•. ﷽ .• ‌ - اینجا حاجی مینویسد و می سُراید ‌. - یک ذهن مستعد فقط برای حرف زدن . - کپی به شرط فروارد حلال ! - در همین حوالے‌ ؛ @haji113 - صندوقِ پستِ حاجی ؛ https://daigo.ir/secret/433116136
مشاهده در ایتا
دانلود
گاهی ترس باعث میشه یه مرغ انقدر بال بزنه که بپره.. حتی اگه پرنده نباشه..
«یا مَنْ اَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ» ‌ای که برای هر خیری به او امید دارم «وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ کُلِّ شَرٍّ» و از خشمش در هر شری ایمنی جویم
اگه دوتا دونه تست کمتر زده بودم الان امتحانای منم مجازی بود😂😂😂😂
چه خبر از اعتکاف؟؟؟؟ با خدا اشتی کردید، رو شونه های خدا گریه کردید؟ تونستی بگید منِ عبد تکیه گاهی جز معبود ندارم؟؟
خدایا به حق دعاهای مردم خوب و بدی که امدن اعتکاف با تو راز و نیاز کنند و سید مسلمین، حضرت مومنین، سید علی خامنه ای رو محفوظ بگردان
بیاید فقط برای سلامتی رهبر دعا کنیم 🍃
"درس خواندن سوپ است و من یک چنگال .:)"
حدود ۲۵۰۰ شهید🇮🇷 در کمتر از ۵ روز..
-ما گنه‌کار ولی مالِ حسینیم همه...
روز پاسدار مبارک شهید سلیمانی، شهید حاجی زاده، شهید باقری و شهید سلیمی و تمام شهدای پاسدار 🍃
تلگرام جای عجیبیه ساعت ۱۲ تا ۶ خبر تعطیلی مدارس پخش میشه ساعت ۶ تا ۱۱ کانفینگ و قطعی اینترنت ساعت ۱۱ تا ۳ شب جنگه
غزل انتظار جانانه به ذکر نام تو، باران دلِ دیوانه می‌بارد به هر تکرار، عشقت در دلم افسانه می‌بارد تویی مهرِ نهان در سینه‌ی شب‌های بی‌تابم دعایم جز ظهورِ تو، نمی‌دانم، نمی‌بارد به هر سو می‌دوم، غم می‌چکد از ردّ پای تو نگاهم چون کبوتر در هوایت دانه می‌بارد جهان خالی‌ست بی وصلِ نگاهت، ای امامِ عشق بهار از چشم تو، در باغِ دل ریحانه می بارد من و دل، هر دو مجنونیم و در سودای دیدارِت که از عشقت رگِ این جان، به تن مستانه می‌بارد کجا پنهان شدی، ای روشنای انتظار ما؟ که شب با یاد تو، نخلِ دلِ ویرانه می‌بارد تو را در لحظه‌های بی‌کسی، جانانه می‌خوانم به نامِ حضرتِ موعود، دل پروانه می‌بارد .............................................. بهار از گریه‌ی من در فراقِ تو نمی‌روید جهان بی یادِ تو هر روز، صد کاشانه می‌کارد شب و روزم یکی شد در غمِ دوریِ،یوسف من که این دل باغِ خاموشی‌ست و بی‌پیمانه می‌کارد به هر جمعه دلم با اشک‌هایت می‌زند لبخند و بر لب نغمه‌ی «یابن‌الْحسن جانانه» می‌کارد تو آن وعده‌گهِ نوری، که بویِ وحی می‌آید ملک هر صبح صلواتی به سوی خانه می‌کارد غمت را بر دلِ تاریکِ خود بنشانده‌ام عمداً که جز یادِ تو نوری در دلِ ویرانه می‌کارد بیا تا صبحِ ما از خنده‌ی تو سبزتر گردد که شوقِ دیدنِ رویت مرا دیوانه می‌کارد حدیث کریمی()