حالا تفکر اومانیسم به چه صورته؟
خب به طور مفید و مختصر یعنی اینکه توی این دنیا انسان محور اصلیه و همیشه باید به دنبال سود و منفعت خودش باشه و از طرفی این وسط نیاز به هیچ دین و آموزه دینی ای نداره پس خیلی راحت می تونه بدون هیچ قید و بندی برای رسیدن به منافع شخصی دست به هر کاری بزنه
خب حالا برگردیم به اوایل قرون جدید که اروپایی ها برگشتن به تفکر اومانیسم
توی اون زمان اروپایی ها ازر طریق جاده ابریشم با شرق تجارت داشتن و از این طریق به سود و منفعت زیادی می رسن
حکومت عثمانی چی کار می کنه؟
طی زمانی که با اروپا در جنگ بود که کلا جاده ابریشم رو می بنده ولی توی زمان صلحشون براش تعرفه گمرکی زیاد تعیین میکنه
خب حالا فکرشو کنید اروپایی که همش به دنبال سود خودش بوده یهو همه چیز رو از دست میده
دقیقا توی همین زمان مسیحیا مسلمونای اندلس رو شکست میدن و اونا رو از جنوب اروپا بیرون می کنن و به آب های ازاد راه پیدا می کنن
از طرفی میان از دانش مسلمونا برای عبور از اب های ازاد و رسیدن به هند استفاده می کنن و به سمت هند میرن
اولین کشوری هم که توی این مسیر پیش قدم میشه پرتغاله
خب پرتغالیا میرسن به هند و اونجا میرن سمت تجارت ادویه که اون زمان در اختیار مسلمونای ایران و عرب بوده
منتها مسئله ای که هست این بوده که اونا توی مغازه های هندی به درستی رفتار نمی کردن و این باعث شکایت تجار هندی میشه
حاکم هند هم میاد پرتغالی هارو دستگیر می کنه
توی این زمان واسکودوگاما( رهبر پرتغالیایی که به هند مهاجرت کرده بودن) به حاکم هند دستور میده که پرتغالی های دستگیر شده رو آزاد کنه ولی حاکن هند قبول نمی کنه
توی اون زمان پرتغالی ها به سلاح گرم دسترسی داشن و هندیا از این موضوع بی خبر بودن
خلاصه که وقتی حاکم هند خواسته واسکودوگاما رو رد می کنه، واسکودوگاما دستور شلیک به شهر رو و میده و هندیا هم که قدرت مقابله رو نداشتن در مقابلش تسلیم میشن و این طور میشه که استعمار پرتغالی ها توی اروپا شروع میشه
خب دیگه همون طور که می دونید هند یه کشور ثروتمند بوده و حالا همه این ثروت می رسه به دست پرتغال
حالا ما این وسط اسپانیا رو داریم که شاهد ثروت روز افزون پرتغاله و می خواست که خودشم به اون ثروت برسه
منتها مسیری ابی در اختیار پرتغال بود و اجازه عبور به بقیه رو نمی داد وباید به دنبال یه راه جدید می بودن