╶حـَـرفحـَلـیـم 🇮🇷 .
╶
╶ ╮
نفس هایش عــَمیق ُ پـُر از دَرد بودند .
زخمـی و خـَسته روی زمین نشسته بود
دیگر وقتش رسیده . . ؛
که چشمانـَش را ببندد و به عنوان یک
قــَهرمان بِ. میرد . ⚔ .
╰