اونجا که مائده هاشمی میگه :
از دور میفهمم چه حالی شادی یا غمگین ؛
اما تو چه دیروز فهمیدی پکر بودم ؟
- اگر یک روز به عمرم مانده باشد
نه کارهایی که نکردم را تجربه میکنم و نه کسی را میکشم ؛
بلکه فقط به تو خواهم گفت که چقدر دوستت داشتم .
- چشمهایمان بهم گره خورد ،
چشمهایت زیبا بودند و فریبنده اما گیرا نبودند ،
نفهمیدند که چشمهایم چگونه به زیباییات اعتراف کردند ؛
و تو چقدر ساده از کنار چشمهای پرحرفم گذشتی .
- من چنان دور شد از تن که آشفته شدم ؛
تو بگو من به تو نزدیک ترم یا به خودم .
#شعریجاتاَریـحا
شاید آخرین شبی که بدون استرس و با خیال راحت خوابیدم
پارسال چنین شبی بود ؛
از ۲۳ خرداد پارسال تا الان تمام شبهارو با استرس و نگرانی جنگ خوابیدم ...