آرزو دارم به جای عابری باشم که تو،
اتفاقی از کنارش لحظهای رد میشوی.
#طیفِ_شعر
قسمتشاعرهمیشهدراسارتبودن است
یااسیرقافیه،یاوزن،یاچشمانتو.
#طیفِ_شعر
-سکویشماره85-
قسمت8️⃣: شخصیت پردازی|بخش چهارم| ⬅️3- مدل سهبعدی شخصیت: ◀️بعد فیزیکی: ظاهر، سن، سلامت، رفتار حرکتی.
قسمت9️⃣: شخصیت پردازی|بخش پنجم|
⬅️4:اهداف، نیازها، کشمکشها:
هدفهای شخصیت سه نوعاند:
◀️هدف بیرونی: چیزی ملموس و قابل مشاهده است که شخصیت میخواهد به آن برسد؛ مثل پیدا کردن گنج، گرفتن انتقام، یا فرار از شهر.
◀️هدف درونی: نیازی احساسی یا روانی است که شخصیت در درون خود دارد؛ مثل نیاز به پذیرفته شدن، رهایی از احساس گناه، یا اثبات خودش.
◀️هدف روحی یا فلسفی: به پرسشهای عمیقتر مربوط میشود؛ مثل پیدا کردن معنای زندگی، پذیرفتن مرگ، یا بخشیدن دشمن.
◀️کشمکش در این موارد زمانی بهوجود میآید که این سطحها با هم در تضاد باشند یا مانعی بیرونی جلوی آنها را بگیرد.
مثلاً شخصیت ممکن است بخواهد انتقام بگیرد، اما در درون به آرامش نیاز داشته باشد، یا قوانین جامعه و محدودیتهای اخلاقی مانع رسیدن او به هدفش شوند.(به کشمکش بیشتر پرداخته میشود)
#مهندسیِ_قلم
داشتم فکر میکردم آدمها هر کدوم چقد اهمیت میدن؟ توی هر مسئلهای، هر اتفاقی، به هر مشکل یا غم و شادی های پیش اومده چقدر فکر میکنن؟ و بعد حجمی که در مورد اون اتفاق با آدم های امنشون یا دیگران صحبت میکنن چقدره؟ اینکه عده ای از موجودات زندهی دارای قدرت تعقل راجع به دغدغه و موضوع ذهنیشون بدونن چقدر روشون اثر داره و براشون نجات دهندس؟ یا حتی حجمی که شادیها و غمهارو با دیگران به اشتراک میزارن چقدر متفاوته؟ اصلا از احساسات بگذریم آدم ها هر کدوم میتونن چه حجمی از سناریو های فیک توی ذهنشون رو به دیگران بگن؟ اصلا آدم امنی توی زندگیشون وجود داره که بدون قضاوت بهشون گوش کنه؟ چه نعمت بزرگی «آدم های امن». اما معنیش چیه؟ برای هر کسی چطور انسانی، امن محسوب میشه؟
به گمانم میخواستم به تو یاد آوری کنم از هرآنچه تو را از ارزش هایت دور میکند و از تو انسانی میسازد که هیچگاه به اینگونه شدن مایل نبودهای، دقیقا از همان بپرهیز. چرا که ناگاه خود را همانی میابی که من و تو در واقع ما از آن متنفر بودیم. همانی میشوی که ساعت ها راجع به آن گفتهایم و شنیدهایم، که کاش آدم ها اینگونه نباشند و چه و چه و چه.