هدایت شده از [خطای ۴۰۴ ]
آدمیزاد هرموقع که فکر کردی خانواده ایرانی درست شده،حقیقت مثل پتک میخوره تو سرت.
-نامه شماره نه به آقای هیچکس-
میدانی، تمام و کمال از حسن نیت افکارم مطلع نیستم. در واقع چیز اثبات شده ای نیست. یعنی آنگونه که باید تلاش نمیکنند به من بفهمانند اتفاقات چگونه رخ دهند، که من دست از این یاوه گویی ها بردارم و بچسبم به تمام مسائلی که باید بیندیشم چگونه حلشان کنم که زندگیم از هم نپاشد. راستش را بخواهی خودم هم نمیدانم چه میگویم؛ در واقع مسائل یکجا بر من هجوم آورده اند و آنها همه و من هیچ. در واقع، در واقع، در واقع...
فکر میکنی دچار زوال عقل شدهام یا چنان مبهوت شده ای که مجال فکر کردن نیافتی؟ خیالت تخت هنوز میتوانم فکر کنم؛ هنوز عقلم را از دست ندادهام. قهقهه میزنم. قهقهه هایی بلند تا آنجا که نفسم بند میآید و هنجرهام میسوزد.
#ساکنِ_صفحه_سفید
#از_دفتر_هیام
الان شونصد تا حادثه به فنا دهنده و طنز تلخ دارم که برای نوه هام تعریف کنم. لطفاً کافیه. با تچکر.
-سکویشماره85-
الان شونصد تا حادثه به فنا دهنده و طنز تلخ دارم که برای نوه هام تعریف کنم. لطفاً کافیه. با تچکر.
مثل اینکه اینا هنوز مقدمه داستانه.