eitaa logo
رِفاقَتْ تا شَهادَتْ): ♡
1.1هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
1.8هزار ویدیو
18 فایل
✨شروعمون:تولد داداش ابراهیم 1405/2/1✨ 💫پایان: انشاالله شهادت💫 کپی؟ یه صلوات برا ظهور آقا و دعا برا شهادت ادمینای کانال✨ لینک کانال ناشناسمون https://eitaa.com/nashenas1283
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
↺"سلام‌به‍‌چهارده‌معصوم...( :❤️ 🫧• السلام‌علیڪ‌یا‌رسول‌الله • 🩶• السلام‌علیڪ‌یا‌امیـر‌المؤمنین • 🫧• السلام‌علیڪ‌یا‌فاطمه‌الزهـرا • 🩶• السلام‌علیڪ‌یاحسـن‌ِبن‌علے • 🫧• السلام‌علیڪ‌یاحسـین‌ِبن‌علے • 🩶• السلام‌علیڪ‌یا‌علےبن‌الحسین • 🫧• السلام‌علیڪ‌یا‌محمدبن‌علے • 🩶• السلام‌علیڪ‌یا‌جعـفربن‌‌محمـد • 🫧• السلام‌علیڪ‌یا‌موسےبن‌جعـفر • 🩶•‌ السلام‌علیڪ‌یا‌علےبن‌موسی‌الرضا • 🫧•‌ السلام‌علیڪ‌یا‌محمد‌بن‌علے • 🩶• السلام‌علیڪ‌یا‌علے‌بن‌محمـد • 🫧•‌ السلام‌علیڪ‌یا‌حسن‌بن‌علی • 🩶• السلام‌علیڪ‌یاصـاحب‌الزمان • 🫧• السلام‌علیڪ‌یا‌زینب‌ڪبری • 🩶• السلام‌علیڪ‌یا‌ابوالفضل‌العبـاس • 🫧• السلام‌علیڪ‌یا‌فاطمه‌المعصومه •
دلدار من ..🫀 کجای این عالمی جانم میل تو را دارد:)🌱 -✨️ رِفاقَتْ تا شَهادَتْ): ♡
یکی از رزمنده‌ها تعریف می‌کرد: اوایل ورودم به منطقه بود و هنوز فرماندهان لشکر را چهره‌به‌چهره نمی‌شناختم. بعد از یک روز خسته‌کننده و تمرینات سنگین، شب با بچه‌ها داخل سنگر استراحت کردیم. صبح زود که برای نماز بیدار شدم، دیدم جوانی با لباس خاکی و ساده، آستین‌ها را بالا زده؛ نه تنها ظرف‌های شام دیشب را شسته و سنگر را جارو کرده، بلکه پوتین‌های بچه‌ها را هم یکی‌یکی واکس زده و جلو در ردیف چیده است. رفتم جلو و با شرمندگی گفتم: «برادر دستت درد نکنه، چرا شما زحمت کشیدی؟ نوبت من بود که شهردار (مسئول نظافت) سنگر باشم. لبخند گرم و آرامی زد و گفت: «هیچ فرقی نداره برادر، خدمت به رزمنده‌های خدا عبادت و افتخاره، هر کی زودتر بیدار شد باید این توفیق رو نصیب خودش کنه. بعد از نماز صبح، در مراسم صبحگاه و جلسه توجیهی عملیات، دیدم همان جوان ساده و متواضع آمد پشت تریبون؛ وقتی معرفی‌اش کردند، شوکه شدم... او *آقا مهدی زین‌الدین، فرمانده لشکر ۱۷ علی‌بن‌ابی‌طالب(ع)* بود! کسی که شب و روز برای طراحی عملیات‌ها استراحت نداشت، اما برای نیروهایش مثل یک برادر دلسوز و خادم رفتار می‌کرد.» رِفاقَتْ تا شَهادَتْ): ♡