#رمان_ناحله
#قسمت_صد_و_نود_و_هشتم
#عاشقانه_مذهبی
خب اگ اونجا مینشست میخواست روت انتحاری کنه؟
چه عیبی داشت؟
ینی دلم میخواد بفهمه آه بکشه دودمانت بره هوا
با چشمای گرد شده نگاش کردم.
خیلی لباس تنم بود. به محض ورود به اتوبوس پالتوم و در
اوردم .
میخاستم بزارمش رو صندلیم که سمت ریحانه گرفتمش.....
_بیا اینو بنداز روش
من که میخام بزارمش رو صندلی.
حالا باشه رو فاطمه هم زیاد فرقی نمیکنه.
پشت چششو نازک کرد و پالتو رو ازم گرفت و کشید رو
فاطمه....
نشستم سرجام و به ساندویچی که از کولم در اورده بودم
مشغول شدم.
تقریبا نزدیکای ساعت ۳ بود.
گوشیمو باز کردم ببینم چه خبره که دیدم فاطمه تکون خورد.
دلم میخواست بدونم واکنشش چیه وقتی پالتوم و میبینه.
اصن میدونه ماله منه؟؟
خب....
این از کجا بدونه.
اگه ندونم هم قطعا واکنششی نمیده.
مشغول نگاه کردنش بودم که دیدم با تعجب به پالتوم زل زده.
قیافش خنده دار بود برام.
دقیق نمیتونستم ببینمش مگه اینکه یخورده جا به جا میشدم.
حس کردم داره برمیگرده سمت من که دوبارع خودمو
مشغول گوشی نشون دادم ولی حواسم پیش خودش بود.
یه خورده گذشت که دیدم پالتومو تو دستاش گرفته.
دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم.
میخواستم یهو بترکم از خنده.
نمیدونم رفتارش عجیب بود یا....
ولی فقط یه چیزیو خوب میدونستم
اونم این بود که با حضور فاطمه من باید فقط بخندم.
سرمو بردم پایین و دستمو گرفتم جلو دهنم که مشخص نشه
دارم میخندم...
یه خورده گذشت که خوابش برد.
اذان صبح وچند دقیقه ای میشد که دادن...
قرار شد دم یه مسجد نگه دارن .
هوای بیرون سرد بود .
اتوبوس چند بار جلو و عقب کرد و بعدش نگه داشت.
ریحانه رو بیدار کردم و گفتم دوستشم بیدار کنه.
نگام افتاد به پالتوم .
نمیدونستم چجوری باید تو این سرما بدون پالتو برم بیرون.
از ی طرفم خجالت میکشیدم به ش بگم پالتومو بهم بده
کلا بیخیال شدم که با صدای ریحانه از خواب پرید دست
کشید به چشاشو خودشو درست کرد.
چشم ازش برداشتمو بغل دستیمو که از اول راه تا خودِ الان
یه کله خوابیده بود بیدار کردم و خودمم از اتوبوس پایین
رفتم....
رِفاقَتْ تا شَهادَتْ): ♡
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خداحافظ ؛ ای تو مثل نفس ..
رِفاقَتْ تا شَهادَتْ): ♡
13.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اقدامات قطعی دشمن در روزها و ماههای آینده!
روش های عملیات روانی دشمن!
رِفاقَتْ تا شَهادَتْ): ♡
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رهبر واقعی ایران؛
رِفاقَتْ تا شَهادَتْ): ♡
↺"سلامبهچهاردهمعصوم...( :❤️
🫧• السلامعلیڪیارسولالله •
🩶• السلامعلیڪیاامیـرالمؤمنین •
🫧• السلامعلیڪیافاطمهالزهـرا •
🩶• السلامعلیڪیاحسـنِبنعلے •
🫧• السلامعلیڪیاحسـینِبنعلے •
🩶• السلامعلیڪیاعلےبنالحسین •
🫧• السلامعلیڪیامحمدبنعلے •
🩶• السلامعلیڪیاجعـفربنمحمـد •
🫧• السلامعلیڪیاموسےبنجعـفر •
🩶• السلامعلیڪیاعلےبنموسیالرضا •
🫧• السلامعلیڪیامحمدبنعلے •
🩶• السلامعلیڪیاعلےبنمحمـد •
🫧• السلامعلیڪیاحسنبنعلی •
🩶• السلامعلیڪیاصـاحبالزمان •
🫧• السلامعلیڪیازینبڪبری •
🩶• السلامعلیڪیاابوالفضلالعبـاس •
🫧• السلامعلیڪیافاطمهالمعصومه •